All for Joomla All for Webmasters

فصلنامه شماره 14-15

ويژه ي پاسخ نامه ي اول آيت الله سبحاني به مجله ي نورالصادق

و پاسخ نورالصادق

اشاره:

در تاريخ 88/04/07 آيت الله سبحاني نامه اي به هيئت تحريريه ي مجله ي نورالصادق ارسال داشت که در آن مواردي را به اين مجله تذکر داده بودند، هيئت تحريريه پيرو اين نامه در همان ايام جوابهايي آماده کرد اما براي چاپ و نشر آن مردد بود تا اينکه پس از مدتي تصميم بر اين شد که از خود آيت الله سبحاني سؤال شود لذا در تاريخ 89/02/21 نامه اي به معظم له نوشته شد و از ايشان در مورد چاپ اين جوابها يا ارسال آنها به صورت خصوصي سؤال شد، ايشان در تاريخ 89/02/26 در جواب مرقوم فرمودند که به وظيفه ي شرعي خودتان عمل نماييد، بر همين اساس مجله ي نورالصادق ابتدا جوابيه اي براي مجله ي مکتب اسلام که به خاطر عدم درج کامل نامه در نورالصادق اعتراض داشت، آماده و در تاريخ 89/03/03 به دفتر آن مجله ارسال داشت اما متأسفانه مجله مکتب اسلام برخلاف قانون و شرع آن را منتشر نکرد لذا اين جوابيه در شماره ي 13 نورالصادق چاپ و منتشر شد و اکنون برخي از جواب هايي که در پاسخ نامه ي آيت الله سبحاني به مجله نورالصادق ارسال شده است در اينجا براي خوانندگان عزيز مي آوريم، اميد است اين نقد و انتقادهاي دوستانه و سازنده وسيله روشن شدن حقايق براي حق طلبان بوده و حيات علمي ما شکوفان گردد زيرا : که حيات علم به نقد و انتقاد است.

پاسخ نامه اول آيت الله سبحاني به مجله نورالصادق

و پاسخ استاد محمدرضا حکیمی

چکيده:

با توجه به بيانات اساتيد بزرگ فلسفه، فلسفه ي اسلامي، برخاسته از فلسفه ي يونان و تطبيق داده شده با شريعت ها و شريعت اسلامي است نه اينکه همان حکمت وحياني الهي باشد و بنا به تعبير بعضي، آيات قرآن و احاديث اهل بيت (علیهم السلام) مورد استشهاد است در فلسفه نه استدلال. لذا نقد و بررسي آراء مطروحه در آن، به منزله ي نقد شريعت نخواهد بود و شايد تنها انتقاد، متوجّه ارسطوي بت پرست پيامبر جلوه داده شده باشد که قدحي در آن به نظر نمي آيد و به فرموده ي مؤلف محترم، فلسفه ي متداول گرته يافته و بنياد پذيرفته از قرآن کريم و سنت نبوي و احاديث اوصيايي نيست بلکه به همين اندازه که تحريرگران آن، از دانايان مسلمان بوده اند، آنرا اسلامي مي ناميم و نه بيشتر و حال جاي بسي تأسّف است که از درياي معارف قرآن جدا شده، خود را به منجلاب فلسفه ي يونان اندازيم.

ويژه ي پاسخ نامه ي اول آيت الله سبحاني به مجله ي نورالصادق

و پاسخ حجــت الاسلام والمــسلمين سيد جعفر موســوي اصفهــاني

چکيده:

اوّلاً: مسأله ي اعجاز قرآن برخاسته ي از دو بعد لفظي و معنوي آن است يا به تعبيري فصاحت و بلاغت آن، مضافا به بيان حقايق عاليه ي معرفتي که شناخت آن براي خواصّ است اوّلاً و براي عوام تبعا، ثانياً کلام فلاسفه و عرفا هرچند خالي از فوائد نيست ولي بي ترديد تعارضات بسياري نيز به خصوص در مسأله ي مبدأو معاد با اصل شرايع دارد که خيال پردازي هاي بافته شده بعضي از ايشان نيز نمي تواند لباس فاخر شريعت را بر اين افکار باطل بپوشاند. بر اين اساس مبارزه ي با چنين انديشه هاي واهي که از درون درخت ايمان جوانان و انديشمندان و... را بي ثمر مي سازد اهم به نظر مي رسد تا مبارزه ي با بهائيت و وهابيت و امثال آن ها هر چند عراک با ايشان نيز در جاي خود لازم و ضروري است. چرا که خواسته يا ناخواسته با چنين گروهک هائي مبارزه مي شود ولي چنانچه درون فاسد شد ديگر داعي نبرد با دشمن بيروني وجود ندارد.

رشد با نور ولایت

چکيده:

آنچه در اين مقاله مي خوانيم سخنراني حضرت آيت الله صافي اصفهاني رحمةالله عليه درباره حيات معنوي انسانهاست. ايشان قائل به اين مطلب هستند که هر انساني داراي دو حيات است حيات مادي و حيات انساني. انسان با مرگ از حيات کثيف دنيوي بيرون مي رود و چنانچه داراي حيات الهي و انساني باشد پس از مرگ نيز همچنان زنده خواهد بود. حيات انساني که با ايمان و عمل صالح به دست مي آيد مقدمه نور الهي است و نور الهي به جز نور ولايت نيست و بايد دانست که مقام ولايت کليه الهيه همانند خورشيدي است که بر دلهاي مؤمنين مي تابد و آنان را در مسير باطني و معنوي ياري مي رساند.

آثار ايمان به معاد
«آيت الله سيد حسن فقيه امامي»

چکيده:

خلقت بشر براي تکامل و رشد و احراز کمال است(يعني دستيابي به آنچه که انسان برايش آفريده شده است) و اين مطلب نيازمند اين است که انسان در مسير حرکتش به سوي کمال هم تشويق شود و هم تحذير. ايمان به معاد متکفّل هر دو امر است که در بعض امور مثل انفاق او را تشويق مي نمايد و در بعضي مانند معاصي او را تحذير مي کند. پس بر اساس ايمان به معاد سير کمالي انسان تضمين مي گردد.

Top