All for Joomla All for Webmasters

فصلنامه شماره 10

فتوحات هلنيکی ـ ميراث اسکندرانی
یاسر فلاحی

نقدي بر «فص حکمة عصمتيه في کلمة فاطمية» از کتاب ممدالهمم

دين شريف اسلام و مذهب تشيع در اصول و فروع خود قائم به ذات و خود بنياد است و براي اثبات مبادي و تبيين مباني خود مبتني بر عقل و وحي و معصوم است و لذا نيازي به هيچ‌يک از بافته‌هاي بشري و محصولات تفکر بشري خصوصاً اصطلاحاتِ فلسفي و عرفاني نداشته و ندارد. بديهي است چون هر مکتبي قائم بر شخصيت‌هاي طراز اول آن مکتب مي‌باشد، مکتب تشيع نيز قائم بر دو معجزه‌ي بزرگ دين اسلام و دو انسانِ مافوق به نام‌هاي فاطمه و علي(علیه السلام) است و بهترين معرفي که بتوان آن را معرفي جامع از شخصيت اين دو سراج منير دانست معرفي قرآن و معرفي پيامبر(صلی الله علیه وآله) از شخصيت علي و فاطمه است.

پس همان گونه که در تبيين اصول و عقايد و فروعِ اين دينِ آسماني از فلسفه و عرفان بي‌نيازيم براي معرفي چهره‌هاي بي‌نظير اين مکتب نيز کوچک‌ترين نيازي به استمداد از اصطلاحاتِ کهنه و مهجور فلسفه و عرفان و نيز نبش قبر فلاسفه سَلَف نداريم.
آن‌چه که انگيزه‌ي نوشتن اين مقال شد، نقد گفتار «استاد حسن‌زاده آملي» است در شرحي که ايشان بر «فصوص الحکم» شيخ محي‌الدين عربي نگاشته‌اند، در پايان کتاب ايشان که عنوان «ممد الهمم» را دارد به ابتکار خود فَصّي موضوعه به فصوص اضافه کرده‌اند تحت عنوان «فَصٌ حکمةٍ عِصمَتيه في کَلمةٍ فاطّميه» و در آن‌جا حضرت علي و فاطمه(علیهما السلام) را با دو وصفِ «عقل کلي» و «نفس کلي» ستوده‌اند، حال آن‌چه ما در اين گفتار درصدد طرح آن هستيم بررسي اعتبار اين دو وصف «عقل کلي و نفس کلي» از نظر اصطلاحي، فرهنگي و تاريخي و نيز بررسي محذورات عقلي قول به اثبات اين دو واژه است و سپس بررسي اين موضوع که اعتقاد به چنين باوري حتي اگر بر سبيل مجاز باشد چه عوارض و توالي را در بر دارد.

فلسفه چيست؟
«دکتر مهدی نصیری»

مقدمه

همزمان با ورود فلسفه يوناني به عالم اسلامي ـ که از دوران بني اميه آغاز و در دوران مأمون عباسي با تأسيس «بيت الحکمة» به سامان و گسترش رسيد ـ بحث و جدل مسلمانان و به ويژه شيعيان با ناشران و باورمندان به مباحث و مباني فلسفي نيز آغاز شد. کتب رجالي، انتشار رساله اي را با عنوان رد بر ارسطو، به قلم صحابي مشهور و برجسته امام صادق (علیه السلام)، هشام بن حکم، گزارش کرده اند،(1) ضمن آن که بسياري از احاديث و روايات صادره از ائمه ناظر به رد معصومين (عليهم السلام) يا پاسخ به مبنا و عقيده اي فلسفي است. (2)

علم کلام اساساً در ميان مسلمانان به منظور پاسخ به شبهاتي شکل گرفت که عمدتاً از سوي عقايد و مباني فلسفي متوجه عقايد اسلامي شده بود، اگر چه بعدها برخي از متکلمان، کم و بيش از پاره اي مباحث فلسفي تأثير پذيرفته و کلامشان رنگ فلسفي به خود گرفت. باري، جدال بين دين و فلسفه همچنان ادامه يافته است که البته با گرايش گروهي از عالمان ديني و به ويژه شيعي به فلسفه در چند قرن اخير، اين منازعه و مجادله، ابعادي گسترده و بعضاً پيچيده به خود گرفته است.

نقد عرفان و فلسفه رايج (قسمت سوم)
آیت الله سيد جعفر موسوی اصفهانی

 جرأت فلاسفه در تکلم پيرامون ذات خداي تعالي

شايد بتوان گفت مهم‌ ترين ايرادي که به فلاسفه وارد است اين که: چگونه به خود اجازه و جرأت داده‌اند پيرامون ذات و کنه و حقيقت و کيفيت ذات و صفات الهي هم‌ چون علم و قدرت و اراده و... با فکر ناقص بشري ـ که بارها اعتراف کرده‌اند ـ سخناني موهوم و متضاد و مخالف با وحي و عقل بگويند؟ خصوصاً ‌آن گروه از فلاسفه که خود را مسلمان و شيعه و پيرو مکتب اهل‌بيت(علیهم السلام) مي‌دانند. با توجه به نهي صريح از تفکر و تکلم پيرامون ذات و صفات خداي تعالي در مدارک معتبر و مکرر ديني گذشته از منبع عقلي.به عنوان مثال ملاصدرا در جلد 6 اسفار صفحه‌ي 110 مي‌گويد: واجب الوجود (خداي تعالي) همه‌ي اشياء و همه‌ي موجودات است!... فهو کل الوجود کما أنّ کلّه الوجود يعني: پس خداي تعالي همه‌ي هستي است همان گونه که همه‌ي او (حقيقت او) هستي است!
علامه‌ي طباطبايي در نهاية الحکمة بارها همين سخن ملاصدرا را تکرار و تأييد نموده از جمله در صفحه 338 نهاية ‌الحکمة مي‌گويد: در فصل‌ هاي گذشته روشن شد حقيقت واجب (خداي تعالي) عين وجودي است که ماهيّت و اجزاء عدمي ندارد پس واجب (خداوند) هستي محض است!

اين گفتار ـ که خدا عين وجود است ـ بارها در کلمات فلاسفه ذکر شده و نزد بسياري از آن‌ها جزء مسلّمات است.

پيشينه‌ي صوفي‌گري
عباس جلالی

در عصر رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم ) نه تنها نام و نشاني از صوفي و افکار و مرام و مسلک صوفي‌ گري وجود نداشته بلکه آن حضرت با شعار «لا رُهبانية في الاسلام» (1) بر رياضت‌ کشي و انزواگري، ‌خط بطلان کشيده و اسلام را دين جهاد و تلاش و مسؤليّت معرفي نموده است. پس از رحلت آن بزرگوار به دليل محروم شدن مردم از نور ولايت و انحراف مسير خلافت، رفته رفته افکار و انديشه‌ هاي نادرست و غيراسلامي ميان مسلمانان راه يافت که اين خود سبب پديد آمدن عده‌اي زاهدنما شد که در زهد و ترک دنيا و گريز از اجتماع به افراط و زياده‌ روي کشيده شدند و در اوائل قرن دوم هجري ابراز وجود نموده و به تدريج آداب و رسومي براي خود ايجاد و نام صوفي بر خويش نهادند و به عبارتي روشن‌ تر، راه خود را به گونه‌اي از ساير مسلمانان جدا کردند.

زهد و بي‌رغبتي به دنيا که در آيات و روايات بر آن تأکيد فراوان شده در اثر بي‌ توجهي و عدم شناخت صحيح آن، مي‌ توانست به افراط و زياده‌ روي انجاميده و به صورت رياضت‌هاي نامطلوبي جلوه‌ گر شود چنان که نمونه‌ايي از آن را در زمان حيات نبيّ اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم ) و اميرمؤمنان(علیه السلام) در سرگذشت معروف عثمان بن مظعون و عاصم بن زياد سراغ داريم که افراد ياد شده به شدت مورد نکوهش و اعتراض اين بزرگواران قرار گرفته و خِرقه‌ي رياضت افکندند.

عرفان دروغین

رضـا قربانیـان

چندین چراغ دارد بی‌ راه می ‌رود           بگذار بیفتد و ببیند سزای خویش

متأسفانه در مقابل قرآن و عترت و مکتب اهل‌البیت (علیهم السلام) وعرفان حقیقی، مکتب قلابی عرفان دروغین و تصوّف به وجود آمد که از بودایی‌های هند و مسیحیان یونان و زرتشتی‌ های ایران سرچشمه می‌گیرد و معجون عجیبی است از مکتب‌های مختلف فلسفی که با تمـام کتـب آسمـانی و ادیـان الهی و آییـن مقـدس اسلام منافـات دارد، یـک مکتـب استعماری و استحماری که به دست خلفای اموی و عبّاسی گسترش یافت و بدین وسیله «افرادی را به نام زهد وعبادت و غیب‌گویی تراشیدند تا بتوانند با ائمه طاهرین(علیهم السلام) معارضه کنند و علم و زهد و کمالات اهل‌ بیت را در نظر مردم کوچک کنند» (1) لذا در طول تاریخ اسلام مرام صوفی‌ گری و متصوّفه به خاطر دشمنی آنان با شیعه و توطئه علیه اسلام و تعمّد در تخریب دین، پیوسته مورد حمایت و تأیید حکومت‌ها و قدرت‌های ضدّ اسلامی ظاهراً اسلامی مانند بنی‌امیه و بنی‌عباس بوده است(2) و در زمان امام صادق(علیه السلام) رواج بیشتری پیدا کرد و زاهدنمایان یا درویش مسلکان بی‌ تقوا در برابر دانشگاه یا حوزه علمیه‌ی با عظمت امام صادق (علیه السلام) ، دکّان باز نموده که تا به امروز این دکّان با عناوین مختلف به روی ساده لوح‌ های جامعه باز می‌ باشد و افراد بسیاری از خواص و عوام جامعه به این وسیله منحرف گردیده‌اند.

Top