All for Joomla All for Webmasters

فصلنامه شماره 11

محي الدين در آيينه ي فصوص (قسمت چهارم)
علامه آيت الله حاج شيخ مرتضی رضوی

ادامه گزارش روزنامه شرق

شرق: اين امر ناشي از ظهور قدرت سلجوقيان و لزوم تقيه بوده است که خود اصلي شيعي است.

نگاه:
1- رهبرفکري سلجوقيان خواجه نظام الملک ايراني بود که دانشگاه هاي نظاميه را از بغداد و موصل تا نيشابور و مرو روي خط جاده ابريشم رديف کرد.
به نظر غربيان ايرانيان فرهيخته تشيع را مطابق عناصر فکري ايراني پيش از اسلام ساختند. پس چرا بايد شيعه صوفي از نهضت جناب خواجه نظام الملک بترسد وتقيه کند؟! آيا خواجه نظام الملک از آن ايرانيان فرهيخته نبوده و لذا سنّي دو آتشه و قتال شيعه بود، همين طور خاندان برمک که قاتل اصلي امام کاظم (علیه السلام)هستند و يحيي (بن عبدالله بن حسن بن حسن (علیه السلام) ) را که در شمال ايران دولتي تشکيل داده بود، با مکر وحيله دستگير و در زندان بغداد به عمرش پايان دادند. وهمين طور خاندان سهل که هر چه توانستند امام رضا (علیه السلام)را اذيت کردند. کدام خاندان ايراني در عصر تسنن ايران قدرت پيدا کرده و بر عليه تشيع جنايت نکرده است؟

نظر اجمالي به موسيقي ((نقد و بررسی مثنوی))
علامه محمد تقی جعفری

داستان پير چنگي که در عهد عمر لعنة الله عليه براي خدا در گورستان چنگ مي زد.

در بيــــــان اين شنو يک داستان                 تـا بـدانـي اعتـقـاد راســــــتـان  
آن شنــــــيدستي که در عهد عمر               بـود چنـگي مـطربي با کرّ و فرّ
بلبل از آواز او بيــــــــخود شدي              يک طرب ز آواز خوبش صد شدي

(مثنوي/1915)

جامه ي تزوير
حجت الاسلام والمسلمين علي اکبر مهدي پور

واژه «صوف» در لغت به معناي پشم گوسفند و «صوفي» به معناي پشمينه پوش مي باشد.[1] پوشيدن جامه ي پشمي در مناطق سردسير پيشينه اي بس ديرينه دارد، ولي در مناطق گرمسير رايج نبود، جز براي افرادي كه از آن به عنوان خودنمايي استفاده مي كردند، اين عده در طول سال ـ زمستان و تابستان ـ براي ابزار زهد و ترك دنيا جامه ي پشمي مي پوشيدند.

در جاي جاي تورات از قوم يهود و جامه هاي پشمي آنان سخن رفته است.[2]

فلسفه چيست؟
دکتر مهدی نصيری

پيش از هر چيز لازم است توضيحي درباره ي چيستي (فلسفه) داده وسپس اشاره اي نيز به چرايي نقد فلسفه از منظر قرآن و عترت نماييم.

واژه ي فلسفه، مصدر جعلي، عربي کلمه يوناني (فيلوسوفيا) به معناي دوستدار دانش است. اين واژه در ميان مسلمين ابتدا برهمه ي دانش هايي اطلاق مي شد که از يونان به عالم اسلامي منتقل شده بود، مانند طبيعيّات، رياضيّات الاهيّات و...... اما بعداً تنها بر دانش الاهيّات، ما بعد الطبيعه و متافيزيک اطلاق شد.[1]

اکنون مقصود از فلسفه، دانشي است که درباره احکام کلي وجود و هستي بحث و فحص مي کند، بر خلاف علوم ديگر مثل طب، رياضي و... که هر يک از بُعدي خاص به مسائل وجود و موجودات مي پردازند.

نفوذ شيطان از راه فلسفه و عرفان

آيت الله سيد محمد ضياء آبادی

بسياري از بزرگان بشري از فلاسفه و عرفا، تخيل استقلالي در خود کردند و پيش خود پنداشتند آن نيرو در آنها پيدا شده که مي توانند اين راه را به تنهايي بپیمايند و به مقصد برسند. يکي به عقل خود باليده و ديگري به کشف و شهود خود نازيده.

ابوسعيد ابوالخير از مشايخ عرفان به بوعلي سينا رئيس فيلسوفان مي نويسد :
آنچه تو مي داني من مي بينم.
ارسطو مي گويد اين براهين عقلي، آدمي را به پشت بام گردون مي رساند و بر همه چيز محيطش مي گرداند.
محي الدين اِبن عربي به قول همفکرانش پدر عرفان به فخرالدين رازي صاحب تفسير کبير مي نويسد : اي رفيق شفيق، تا کي گرفتار علوم ظاهر باشي.

Top