All for Joomla All for Webmasters

آثار و مقالات

سرمقاله

عرفان يافتنی و عرفان بافتنی

جهان «درون» بسیار پیچیده تر و شگفت تر از « برون» است. آنچه در دل ها می گذرد، آنچه بر اندیشه ها خطور می کند، آن کشش های روحی به سوی «برتر» ها آن جاذبه ای که مسائل مربوط به «روح»، «عرفان» و «معنویات» برای انسان دارد، به خصوص در سنین خاصی از جوانی همه نشان دهنده ی «عمق وجود» و ژرفای هستی است.

گاهی از حرف های تکراری و موضوعات عادی و مسائل روزمره خسته و زده می شویم. دلمان می خواهد چیزی بخوانیم، از دنیای دیگر، کتابی مطالعه کنیم، با محتوی درون گرا، صحبتی بشنویم با چاشنی هایی از عرفان و روان، حکایاتی مطالعه کنیم مربوط به عالم ارواح، قدرت نمایی های شگفت، معجزات وکرامات و...

این ها نشان می دهد که جان ما، ذاتاً با این گونه سوژه ها گره خورده است، نیاز فطری ما به تقویت این بعد از وجود است.

درک حقیقت ذات ربوبی (1)

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

چکیده فرمایش

آیت اللّه صافی گلپایگانی(دام عزه):

مقصود و مراد از معرفت خداوند متعال تلاش برای دستیابی به ذات خداوند نیست. زیرا ما مکلّف به امر محال نشده ایم بلکه مطلوب، معرفت خداوند است به آثار و نشانه های فیض او و تفکر در آفاق و انفس.(یعنی تدبّر در آفرینش عالم بزرگ که جهان پیرامون ماست و عالم کوچک که وجود پر رمز و راز آدمی است).

س ـ در حدیث قدسی آمده است: (گنج پنهانی بودم، دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مردم را آفریدم برای اینکه شناخته شوم.)

پس چرا انسان ها از تفکّر در خدا منع می شوند؟ و راه شناخت خداوند چیست؟

***

شرط اتحاد افق برای ثبوت هلال ماه

آیت الله العظمی دوزدوزانی (ویژه ماه مبارک رمضان)

 چکیده:

در اینکه اگر هلال ماه در شرق دیده شود در غرب هم ثابت می شود اختلافی نیست اما عکس آن محل اختلاف است، به تعبیر دیگر: بحث در این است که آیا در مسئله ی رؤیت هلال ماه اتحاد افق شرط است یا نه؟ اگر شرط است با رؤیت در غرب، در شرق ثابت نمی شود و اگر شرط نیست ثابت می شود.

فقها در این مسئله استنباط های مختلفی از ادله نموده اند، و آراء متفاوتی داده اند.

در این مقاله نویسنده، به طرح ادله ی عدم اشتراط اتحاد افق و نقد آنها می پردازد آنگاه ادله ی اشتراط اتحاد افق را مطرح نموده و آنها را تأیید و تثبیت می نماید و در خاتمه نیز ثابت می کند که رؤیت هلال با چشم مسلح برای ثابت شدن اول ماه کافی نیست.

قلمرو عقل در دين (قسمت دوم) (1)

مناظره ي علمي آيت الله سيدان با اساتيد الهيّات و فلسفه در دانـــشکده ي ادبيات و علوم انساني دانشــــگاه اصفهان

 دکتر شانظري(2)

در بحث قلمرو عقل در حوزه ي دين معلوم شد که حضرت استاد قلمرو عقل را هم در معارف هم در اخلاق و هم در احکام مي دانند و در همه ي اين ها گفتند که عقل حق دخالت دارد، قلمرو آن را هم مشخص کردند منتهي نکته اي که در آخر کار بود اينکه اين قلمرو را نسبت به بعضي از محورها قيچي کردند، نسبت به بعضي از محورها مجاز دانستند، دليل بر اين محدوديت را هم خود عقل دانستند؛ يعني خود عقل حاکم است بر اين که در اين حيطه حق دخالتي ندارد.

اين فشرده سخنان حضرت استاد بود. من فکر مي کنم با توجه به اين خلاصه اي که عرض کردم، بحث اصلي در اين مطلب قرار مي گيرد که ملاک اين فهم را چه طور مي خواهيم تمييز دهيم و چگونه بگوييم که مثلاً اينگونه فهم و تفسير از دين غلط است يا اينگونه تفسير از دين صحيح است؟ به عبارت ديگر، ملاک و معيارمان در اين جا چه بايد باشد؟ چون بسياري از همين هايي که با جنبه عقلاني وارد حوزه ي دين مي شوند نسبت به آنجايي که نص است و صريح است اختلافي ندارند. بيشتر در آنجاهايي که مي خواهيم يک تفسير خردمندانه از حوزه ي دين ارائه دهيم، يا به عبارت امروزي فهمي از دين داشته باشيم که خردپذير باشد نه خردستيز اختلاف به وجود مي آيد. معيار و ملاک ما در اينجا چه بايد باشد که بتوانيم بر اساس اين معيار و ملاک رفتار کنيم. چون اگر بگوييم خود عقل دليل بر درستي اين تفسير است همه فلاسفه يا فيلسوف نماها يا کساني که تفسير عقلاني از دين مي کنند اين حق را به خود مي دهند که تفسير خود را درست بشمارند. يعني هيچ کسي قائل به تفسيري نمي شود که عقلاً درست نيست و هيچ فيلسوفي نمي گويد افكار من در برابر افكار الهي است؛ تمام سخن در اين است كه؛ اين متن وحي را ما مي خواهيم با خرد خود روشمند و با مباني، تفسير كنيم.

محي الدين در آيينه ي فصوص (قسمت ششم)

آيت الله حاج شيخ مرتضي رضوي

چکیده:

در مکتب یزیدیان خداوند در سه مقام ظهور می کند و در هیچکدام از آنها نیست همانگونه که در مذهب ابن عربی در مقام احدیت فقط خودش است و در مقام واحدیت ظاهر در همه ی اشیاء ـ در تاریخ بشر و تاریخ ادیان مختلف اولین کسی که به شیطان قداست داده و ابلیس را رسماً مظهر اسم مضلّ خدا دانسته و گناه و جرم را به نوعی خدمت به اسماء الله، ابن عربی است ـ و بر این اساس که شرّی در عالم وجود ندارد یزید و ابلیس نه شرّیرند و نه شرّ.

شيطان پرستان، يزيديان (1)

از «سايت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ايروان 1380» مقاله اي به دستم رسيد لازم دانستم اين موضوع را عنوان كنم:

من چندين بار هر كدام به مدت 15 روز در پيرانشهر سپري كرده ام، زبان كردي مكرياني و كرمانجي را در حد كافي مي دانستم. زماني هم در پي به دست آوردن «كتاب رش(2)»ـ رش يعني سياه ـ كه كتاب شيطان پرستان است بودم معلوم شد كه اروپائيان آن را به دست آورده و ترجمه و پخش كرده اند.

Top