All for Joomla All for Webmasters

فصلنامه شماره 9

سرمقاله

علی معجزاتی

بسم الله الرحمن الرحيم

با تبـريک و تهنيـت به مناسبت ميـلاد مسـعود حبيبه ي خدا و ناموس کبريا حضرت فاطمه ي زهرا(علیها السلام).

خوشبختانه شماره هشتم مجله ما، مخاطبين را متوجه خود ساخت که جز در قرآن و عترت، مطالب حق مطلق وجود ندارد و عرفان و فلسفه رايج، نه تنها وحي منزل نيستند بلکه دربردارنده ي اباطيل زيادي بوده، و بسياري از سران آن از مخالفين مکتب اهل بيت(عليهم السلام) بوده اند و بيش از آن که حقيقت تحويل بشريت داده باشند توجه انسانها را از وحي و عصمت به سوي خود منحرف کرده و عاملي براي مظلوميت و مهجوريت بيش از پيش قرآن و عترت و محروميت انسانها از زلال معارف وحياني بوده اند.

آيا اخبار مذمت صوفيه، اختصاص به صوفيه اهل سنت دارد؟

استفتاء از مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

 سوال از محضر ایشان:

يکي از صوفيه در نوشته‌اي به گمان خود در رفع شبهات نوشته به سه خبر در مدح صوفيه توسل جسته و آن‌ها را با احاديثي که دلالت بر ذمّ صوفيه و وجوب احتراز از آن‌ها دارد، معارض گرفته و مي‌گويد: «بايد در مقام تعارض چون جمع بين اين اخبار ممکن است اخبار مذمت صوفيه، بر مذمت صوفيه اهل سنت و نواصب حمل شود، و اخبار مدح، بر صوفيه شيعه و پيرو اهل‌بيت(علیهم السلام) حمل گردد، و الاّ به قانون تعادل و ترجيح بايد عمل نمود.» که ظاهراً نظرش اين است که اخبار مدح، ارجحيت دارند.

از اين سه روايت يکي را منسوب به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته است به اين لفظ «من سره ان يجلس مع الله فليجلس مع اهل التصوف».

سلسله درسهای ایدئولوژی اسلامی (قسمت سوم)

حضرت آیت الله سید حسن فقیه امامی

سوال :  آیا بین دین و ملت و مذهب فرقی هست؟

جواب : برنامه‌های الهی از جهت این که از آن‌ها پیروی می‌شود آن‌ها را «دین» و از آن جهت که انسان‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد آن را «ملت» و از آن جهت که مردم برای تأمین سعادت خویش به آن برنامه‌ها رجوع می‌کنند آن را «مذهب» گویند و به تعبیر دیگر:
دین را به خدا و ملت را به انبیاء و مذهب را به کارشناسان دینی نسبت می‌دهند؛ مثلاً می‌گویند دین خدا، ملت ابراهیم و مذهب جعفری.

عرفان چيست و عارف کيست؟ (قسمت دوم)

آیت الله سید جعفر سیدان

 دين ما، همواره تأکيد بر اين دارد که انسان از اين دوران کوتاه زندگي‌اش بهره‌مند شود و سعي کند براي پيشرفت‌هاي بيشتر، توقف نداشته باشد و از اين دقايق و ساعات و اوقاتي که در اختيار دارد، حداکثر استفاده را بنمايد. عقل هم بر اين مطلب حاکم است.


تمام آن چه در زندگي ابدي اعم از خير و شر، خوب و بد، متوجه ما مي‌شود در ارتباط با همين زندگي دنيوي انسان‌هاست که حائز اهميت است. توجه داريم که ما به اراده‌ي حق ابدي خواهيم بود. يعني بعد از اين عالم در عالمي، بعد، عوالمي و بالاخره هستيم .... چه‌قدر هستيم، چه‌قدر ندارد(!) ابدي هستيم به ارادة الله ـ براي هميشه به اراده‌ي خدا هستيم ـ اين هميشه‌اي که در پيش داريم، اندازه ندارد. هرچه خير عايدمان شود؛ راحتي‌ها، جلوات حضرت حق، کمالات، همه و همه در ارتباط با همين زندگي است، اگر هم گرفتاري متوجه‌ مان شود باز در ارتباط با همين چند روز عمر است. پس اين چند روز خيلي مهم و سرنوشت‌ساز است. لذا بايد خيلي روي آن حساب باز کرد که چه‌طور مي‌گذرد و آدمي چه‌ کار مي‌کند، در چه وضعيتي قرار دارد.

نقدی بر جزوه از برهان تا عرفان ( قسمت دوم)

استاد محقق شیخ حسن میلانی

کتاب «از برهان تا عرفان» در بند 5، صفحه 35، مي‌نويسد:استاد محقق حاج شیخ حسن میلانی

رابطه علت و معلول توليدي نيست، ايجادي است. به طوري كه قرآن در مورد خداوند مي‌فرمايد: «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ» يعني نه خداوند مخلوقات را از خود صادر كرده و نه خودش از چيزي صادر و توليد شده است و لذا هيچ گونه دوگانگي در بين خالق و مخلوق نيست. پس معلول همان وجود شديد است كه جلوه كرده و نسبت به مرتبه بالاترش كه علّت محسوب مي‌شود، آن مرتبه پايين‌تر، معلول محسوب مي‌شود، و لذا اين طور نيست كه چيزي بالا باشد به نام علّت، و معلول هم جداي از علّت در پايين قرار داشته باشد، و فرق نزول و سقوط همين است كه در نزول، مرتبه بالايي در جاي خود محفوظ است، منتها جلوه‌اي هم دارد كه مرتبه نازله‌ي آن محسوب مي‌شود. ولي در سقوط، ديگر مرتبه بالايي محفوظ نيست، مثل اين كه سنگي از بالا به پايين سقوط كند كه در اين حال ديگر آن سنگ در بالا قرار ندارد... پس نتيجه مي‌گيريم رابطه بين علّت حقيقي با معلول خود، ايجادي و تجلّي و نزولي است نه اِعدادي و توليدي و سقوطي.

Top