All for Joomla All for Webmasters

فصلنامه شماره 9

رابطه دین و فلسفه ( قسمت سوم)

 پروفسور فلاطوری

* از مجموع مطالبي که بيان فرموديد چند نتيجه حاصل مي‌شود، يکي اين که فلسفه بايد از دين جدا شود و سرنوشت جدايي داشته باشد. ديگر اين که فلسفه‌اي که موسوم به فلسفه اسلامي است، رکن اصلي‌اش همان الهيّات است، يعني اصلاً براي توجيه رابطه‌ي خدا و خلق بنيان‌گذاري شده است. خوب، اگر ما بخواهيم فلسفه را از دين جدا کنيم اين بدان معناست که ماهيت فلسفه صدرايي را از او بگيريم و اين در واقع، همان فتوا به مرگ حکمت متعاليه است. و ما بايد فلسفه يا فلسفه‌هاي ديگري بسازيم، آيا همين طور است؟

ببينيد، فلسفه با بايد و شبيه آن درست نمي‌شود. فلسفه هميشه از واقعياتي شروع مي‌کند، حالا آن واقعيات، اگر واقعيات طبيعي باشند مثل کار ارسطو و ديگران خواهد بود. يکي ديگر واقعيات را واقعيات ديني مي‌گيرد و از آن شروع مي‌کند، يکي واقعيات الهي مي‌گيرد و از آن شروع مي‌کند، هيچ فرقي نمي‌کند. يک واقعيتي بايد مبدأ فلسفه باشد و آن گاه انديشه است که مطرح مي‌شود.

حكمت بوعلي سينا

علامه حائری سمنانی

كتاب الهيات عامّه و خاصّه

مشتمل بر چند باب؛ باب اول در وجود و مهمات مربوطه به آن متضمن چند فصل، فصل اول در تقسيم موجودات ـ من باب المقدمه بدان كه احاطه‌ي اجمالي به جميع يا اكثر اقسام موجودات براي مبتدي و منتهي بسيار سودمند است و از براي متفكرين و نويسندگان هم راه تفكر را با وجداني غيرمشوب به شبهات باز مي‌كند و افكار روشن را براي اعتماد بر ادراكات اجماليه سابقه خود آماده مي‌سازد و حس تقليد را مي‌كاهد و كساني كه مايه‌اي از علوم اهل‌بيت رسالت دارند براي تاييد عقايد و معارف ايشان(علیهم السلام) و اصول مسلمه قرآن و اسلام بدون تأويل و دفع شبهات مخالفين پيش از ورود در ميدان جنگ و رو به رو شدن با مضايق علمي مجهز مي‌نمايد و از قعقعه فلاسفه نمي‌هراسند و وجدان خود را تمرين نموده تا غافل‌گير نشوند و تحت تأثير شهرت امر باطل نروند و مبادرت به تأويل آيات محكمه و ماثورات مسلمه و به تطبيقات خودسرانه در آيات متشابه قضاوت ننمايند؛ «قال العلامة المجلسي اول الالحاد فتح باب التأويل.»

علامه حائری سمنانی و آخرین ضربت بر مسلک وحدت وجود و موجود 

علامه محمد تقی جعفری

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمد و آله معادن العلم و خزنة الوحي.

مقدمه‌ي مختصري پيش از بيان اهميت دوره‌ي کتاب حکمت بوعلي سينا تأليف حضرت مستطاب علم و العلم فريد دوران نابغه‌ي زمان، آيت الله علامه حائري مازندراني مقيم سمنان متذکر مي‌شويم: در اين ازمنه حقيقت تقريظ معمولاً تصديق کتاب و ترويج مطالب کتابي است که مورد پسند و انتخاب تفريظ کننده مي‌باشد اين نوع از تفريظ در حقيقت موجب زيادتي اعتبار و اهميت مطالب کتاب گشته و جنبه‌ي پشتيباني پيدا مي‌کند، و گاهي اهميت کتاب به مرتبه‌اي است که نتيجه‌ي تقريظ تنها بيان اهميت تأليف و تذکر به شاهکارهاي علمي آن واقع مي‌گردد، اين قسم از تقريظ موقعي است که کتاب به هيچ وجه احتياج به تصديق و ترويج تقريظ کننده نداشته و مطالب عاليه‌ي آن نيازي به توصيف معمولي ندارد، زيرا:

محي‌الدين از ديدگاه امام خميني(ره)

علامه شیخ مرتضی رضوی

اشاره :

علامه شیخ مرتضی رضوی

آیا امام خمینی (قدس سره) ابن عربی را تأیید می کند؟

توجه شما را به دوازده نکته در این خصوص از جلد اول کتاب ابن عربی در آیینه فصوص جلب می کنیم:

* * * *

1ـ این منطق یك منطقی است كه جامعه ی شیعه 1400 سال است با آن آشنا است. برادران اهل‌سنت باور دارند كه پیامبر(صلی الله علیه و آل و سلم) همه‌ی اصحاب را تأیید كرده است. بنابراین نباید از هیچ صحابه‌ای انتقاد كرد. آنان فقط انتقاد صحابه از همدیگر را در میان خود صحابه، جایز می‌دانند. به ویژه آن تعداد از صحابه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) با آنان همكار، هم غذا، همراه شده است، یا با خانواده‌ی آنان وصلت كرده است. اما شیعه در مقابل این منطق، منطق دیگر دارد، می‌گوید: ‌پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (غیر اهل‌بیت خودش) هیچ كسی را تأیید مطلق، نكرده است، خدمت هر فرد از صحابه به اسلام محفوظ، و اشتباهش نیز قابل انتقاد و گاهی واجب الانتقاد است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) قرآن و عترت (ثقلین) را معیار گذاشته است و ما با این معیار عمل خواهیم كرد.

سلسله مقالاتی در نقد عرفان و فلسفه رایج

آيت الله سيد جعفر موسوي اصفهاني (قسمت دوم)

 حجت الاسلام سید جعفر موسوی اصفهانی ما بنا داشتيم در اين قسمت وارد موضوعات فلسفي و عرفاني و نقد آن‌ها شويم، ولي از آن جا که هنوز به عنوان مقدمه براي روشن‌گيري اذهان مخاطبين نسبت به اين موضوع، مطالب لازم ديگري باقي مانده به واسطه‌ي ضرورت، آن‌ها را مقدم داشته و به توفيق الهي پس از بيان آن‌ها، وارد اصل بحث مي‌شويم.

از خوانندگان محترم تقاضا داريم با دقت و انصاف، اين مطالب را پيگيري و نويسنده را از نظرات و انتقادات خود بهره‌مند نمايند.

در همين جا مناسب است عرض کنيم: ما خاضعانه و دوستانه و خيرخواهانه به مروجين فلسفه و عرفان عرض مي‌کنيم: بياييد عقل، وجدان، انصاف، خداي تعالي و اهل‌بيت(علیهم السلام) را در نظر بگيريد و بدون دقت و تأمل، مقلّد کساني که به واسطه‌ي غفلت يا هر جهت ديگري، مباني عقايد و معارف خود را اوهام و خيالات، اما به نام فلسفه و عرفان قرار داده و عقل سليم و وجدان و قرآن و کلمات معصومين(علیهم السلام) را رها کرده ـ هر چند مشهور به نبوغ و بزرگي هستند ـ نباشيد.

Top