All for Joomla All for Webmasters

فصلنامه شماره 10

معرفي کتاب

* سنخیت ، عینیت یا تباین؟!

تألیف: آیت الله سید جعفر سیدان

ناشر: مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)

گفت و گویی است بین اندیشمند معاصر حضرت آیت الله سیدانو حجج اسلام آقایان غلامرضا فیاضی و حمید پارسا نیا از اساتید حوزه ی علمیه ی قم پیرامون عقل و وحی از منظر فلسفه و مکتب تفکیک که در اسفندماه 1383 به دعوت دفتر تبلیغات حوزه ی علمیه ی قم تشکیل شده بود.

نظــــــــــــرها و اعتــــــــــراف ها

کلام محي‌الدين و جواب علاء الدوله‌ي سمناني

محي‌الدين مي‌گويد: «سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها» يعني منزه است آن که اشياء را ظاهر کرد، در حالي که او خود آن اشياء است.

علاءالدوله‌ي سمناني در جواب ابن عربی گفته است: «أيها الشيخ لو سمعت من أحد أنه يقول: «فضلة الشيخ عين وجود الشيخ، لا تسامحه البتة بل تغضب عليه، فکيف يسوغ لک أن تنسب هذا الهذيان إلي الملک الديان، تب الي الله، توبة نصوحا لتنجو من هذا الورطة الوعرة التي يستنکف منها الدهريّون والطبيعيّون واليونانيّون، والسلام علي من اتبع الهدي.»

اي شيخ! اگر از کسي بشنوي که بگويد: فضله و مدفوع شيخ عين خود شيخ است، مسلماً با او مسامحه نمي‌کردي بلکه بر او غضبناک مي‌شدي پس چه طور به خودت جرأت دادي که اين سخن ياوه را به مالک مطلق هستي نسبت دهي؟ به سوي خدا توبه کن توبه‌اي نصوح تا از اين ورطه‌ي هولناک که دهريون و طبيعيون و يونانيان نيز از آن ابا دارند نجات يابي. و سلام بر آن کس که پيرو هدايت باشد.

(روضات الجنات ، ج 8 ، ص 55)

ويژگی های فکری جريان فرعی مکتب فلسفی اصفهان
دکتر فتحعلي اکبري ـ عليرضا محمدي بارچاني

چكيـده : پس از به قدرت رسيدن شاه عباس بزرگ به واسطه تمهيدات هوشمندانه وي اصفهان تبديل به كانون فرهنگ معنوي ايران گرديد و در اين بستر «مكتب فلسفي اصفهان» ظهور كرد.

بسياري «مكتب اصفهان» را صرفاً حكمت متعاليه ملاصدرا مي‌ دانند در حالي كه در اين مكتب شاهد دو جريان اصلي و فرعي هستيم كه جريان اصلي همان حكمت متعاليه ملاصدرا است اما در همان زمان ملاصدرا در اصفهان شاهد ظهور جريان ديگري به سردمداري حكيم رجبعلي تبريزي و شاگردانش از جمله قاضي سعيد قمي، حكيم علي قلي بن قرچغاي خان، محمد رفيع پيرزاده، قوام‌الدين رازي، عباس مولوي، ملا محمــد تنكابنـي، محمد حسن قمي و نيز ملاّ شمساي گيلاني هستيم كه نه تنها افكارشان متأثر از ملاصدرا نيست بلكه كاملاً در برابر وي موضع‌گيري كرده‌اند.

ماهيّت تصوف
مهـدی عمـادی

به نظر مي‌رسد اگر دوستداران تصوف، اعم از آن‌ها که فرقه‌اي آن را با مسأله قطب و مرشد قبول دارند و آن عده که تصوف تشکيلاتي را به صورت رائج اين اواخر قبول ندارند بدون تعصب، ‌تاريخ و ماهيت، ‌کجائي بودن و با چه قوم و گروه و مذهب ‌و مکتبي سنخيت دارد مورد تحقيق قرار دهند، ‌پس از آناليزه نمودن آن‌چه پيرامون تصوف، ‌طرفدار افراطي، مغرض کينه توز و بي‌ طرف منصف پرمايه يا بي‌ محتوا نوشته‌اند نتيجه گيري بي‌ طرفانه منصفانه نمايند به حقيقتي دست مي‌يابند که منظور نظر هر جوينده است.

مي‌گوييم همان طور که صوفيان هم پذيرفته‌اند در اواخر قرن دوم و اوايل قرن سوم شخصي به نام ابوهاشم کوفي، ‌تصوف را از شاهزاده‌ ي نصراني(1) گرفته و بعد براي اولين بار اين گردونه را به راه انداخت(2) و وقتي به عرض امام صادق (علیه السلام) مي‌رسانند شخصي با چنين عقيده‌اي مدعي تصوف شده است، ‌مي‌فرمايند: «او عقيده‌اي سخت تباه داشت و هم او بود که مذهبي به نام تصوف را بدعت نهاد» قابل دانستن است که «ميرزاي شيروانيِ صوفيِ نعمت‌اللهي» کلمه‌ي «ملعون» هم به آن اضافه مي‌کند(3) اگر نويسنده‌ي منصـف از موقعيــت سازي سليقه‌اي که تغيير دهنده‌ي حقايق اصيل و ناب است دست بردارد و نگويد «سلوک الي الله دو جنبه دارد يکي نظري و ديگري عملي از جنبه‌ي نظري آن عرفان و از جنبه عملي آن به تصوف تعبير مي‌شود.»(4)

عقول عشـره

علامه سید علی موسوی بهبهانی

اشـاره:

حاج سيّد على موسوى بهبهانى در سال 1303 هـ .ق در خانواده‏اى از سادات اصيل و نجيب بهبهان، متولّد گرديد. پدر بزرگوارش آقا سيّد محمّد از علماى آن شهرستان بود. حاج سيّد على پس از تحصيل دروس مقدّماتى و سطوح در محضر علماى بهبهان در اواخر سال 1327 براى تكميل اندوخته‏هاى علمى خويش به نجف اشرف سفر كرد و به مدّت شش سال از محضر اساتيدى چون آخوند ملاّ محمّدكاظم خراسانى، آقا سيّد محمّد كاظم يزدى، و آقا سيّد محسن كوه‌ كمرى تبريزى بهره‏ ها گرفت. معظم‌ له با اين كه بيش از 24سال نداشت به مقامات عاليه علمى نايل آمد و با اخذ اجازه از اساتيد به زادگاه خود مراجعت كرده و به تدريس مشغول گرديد. اين عالم فرزانه سرانجام در 18 ذى القعده‌ ي 1395 وفات يافت و در دارالعلم شهر اهواز به خاك سپرده شد.(1)

Top