All for Joomla All for Webmasters

گاهنامه شماره 5

پایان سلطه ی شیطان

آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی

[یکی از تفسیرهایی که درباره ی آیات « قال فانک من المنتظرین* الی یوم الوقت المعلوم» شده] این است که شیطان تا روز بعث یا همان روز قیامت مهلت خواسته ولی خدای متعال تا «یوم الوقت المعلوم»؛ یعنی روز موعود معین عندالله به او مهلت داده است که به حسب حدیثی که از امام صادق (علیه السلام) رسیده آن روز، روز ظهور حضرت حجت (عج الله تعالی فرجه الشریف) است و این یعنی که مهلت شیطان تا زمان ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) است و در زمان ظهور و بعد از آن که دنیا پر از عدل و داد می شود شیطان وجود نخواهد داشت.

آیه ی دیگری هست که می فرماید: « و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون»؛ انبیاء/105: و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ی ما به ارث خواهند برد.

آسیب شناسی ملاقات

امام، وحید دهر است. امام آخرین حلقة اتصال بین آسمان و زمین است! و آیا هر کسی و هر خسی را ره به حضور آن آخرین پرده و آخرین حجت است؟ آیا هر انسانی به راحتی می تواند تا آن جا پیش برود که تجلی خدا را بر روی زمین ببیند و او را بشناسد و دیدنش را طاقت بیاورد؟ آیا دیدن امام مانند دیدن یک فرد عادی است؟ آیا بزرگانی که به شرف ملاقات با حضرت نایل شدند تنها با چند روز، روزه گرفتن، و نماز شب خواندن، گریه و توسل کردن، توانسته اند به این مقام دست یابند یا آن که در آن روزگار، در میان مردم از آن ها عالم تر و عابدتر و با تقواتر کم کسی بوده است؟ آیا آن ها خود ادعایی مبنی بر تشرف و ملاقات های بی شمار و گاه و بی گاه، آن هم همراه با توقیعات آن چنانی و طومارهای طویل از طرف حضرت داشته اند؟
آیا کسانی که خدمت حضرت می رسند اصلاً می توانند آن را اظهار کنند و ادعایی بکنند؟ و بالاخره آیا آن که می بیند خود حضرت ولی عصر (ارواحناه فداه) است؟

علل ادعای دروغین مهدویت

1- سوء استفاده از شرایط به وجود آمده در عصر خفقان:

در ادوار گوناگون مردمی که تحت فشار حکومتی ظالم بوده اند، به مجرد نغمه ی مهدویت با آن ها هم سازش شده و بدون تحقیق، شتابان می پذیرفتند. در این حین، مدعی با استفاده از نیاز مردمی پی اهداف دنیوی خویش حرکت می کرده است.

 

2- کسب پیروزی بر دشمنان:

گروهی هم با سعی و تلاش و ایجاد امید به پیروزی در پیروان خود و تقویت روحیه آنان و تکیه بر روایت (امام مهدی جهان را از عدل و داد پر می کند) مدعی این مقام مهم می شدند.

اما مدعیان خائن نیابت

شلغمانی از مشهور ترین وکلای خائن دوره ی غیبت صغری است که منحرف شد و مشکلاتی را برای جامعه شیعه به وجود آورد.

نام او «محمد بن علی بن ابی العزاقر» است که از فقهای شیعه بشمار می آمد و آثاری در فقه و عقائد داشت. از جمله آن ها کتابی که در موضوع غیبت است. مدت زمانی که «حسین بن روح نوبختی» نایب سوم به اتهام همکاری با قرامطه و منحرفان از فرقه شیعه در زندان بود، « شلمغانی» ادعاهای مخفی پیشین خود را آشکار کرد و ضمن ادعای نیابت امام عصر به افکار و اظهارت باطلی دامن زد.

«حسین ابن روح» در زندان از ادعاها و افکار غلو آمیز « شلمغانی» آگاه شد و از همان جا ( سال 312) نامه ای از امام را که درباره ی « شلمغانی» صادر شده بود منتشر کرد. در این نامه تبری امام (علیه السلام) از شلمغانی و گروه دیگری از مدعیان و غالیان بیان شده بود. با انتشار این خبر، شیعیان از او کناره گرفتند اما او به واسطه ی موقعیت خود در میان «بنی بسطام» و هواداری برخی درباریان حکومت بنی عباس، همچنان دارای موقعیت بود.

غیبت کبری و نیابت عامه

الف) ارجاع به علما و فقها

در عصر حضور امامان معصوم، شیعیان در مسائل علمی به آن حضرات مراجعه کرده و سؤالات و نیازهای علمی خود را برآورده می کردند. در زمانی که ارتباط با ایشان محدود شد، وکلای خاص ایشان این کار را انجام می دادند و مردم شهرهای دور و نزدیک به وکلا مراجعه می نمودند. علاوه بر وکلای خاص، وکلای عام یعنی فقها و محدثان، مرجع علمی دیگر در این دوران بشمار می رفتند که به تدریج جایگاه آنان تثبیت شد. البته در زمان حضور ائمه نیز گاهی فقیهان و محدثان از طرف آنان به عنوان مرجع علمی و محل مراجعه مردم معرفی می شدند لیکن با وجود شخص امام (علیه السلام)، موقعیت آن ها تحت شعاع قرار می گرفت. شرایط دوران غیبت به گونه ای بود که این امر به قطعیت نسبی رسید بخصوص که مسئله مرجعیت علمی و رجوع به علمای شیعه مورد تأکید و تأیید امام دوازدهم (علیه السلام) قرار گرفت.

Top