فصلنامه نور الصادق

درک حقیقت ذات ربوبی (1)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 13

 

 

درک حقیقت ذات ربوبی (1)

 

 

 آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

 

 

 

 

 

 

 

 


چکیده فرمایش

 

آیت اللّه صافی گلپایگانی(دام عزه):

 

مقصود و مراد از معرفت خداوند متعال تلاش برای دستیابی به ذات خداوند نیست. زیرا ما مکلّف به امر محال نشده ایم بلکه مطلوب، معرفت خداوند است به آثار و نشانه های فیض او و تفکر در آفاق و انفس.(یعنی تدبّر در آفرینش عالم بزرگ که جهان پیرامون ماست و عالم کوچک که وجود پر رمز و راز آدمی است).

 

 

س ـ در حدیث قدسی آمده است: (گنج پنهانی بودم، دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مردم را آفریدم برای اینکه شناخته شوم.)

 

پس چرا انسان ها از تفکّر در خدا منع می شوند؟ و راه شناخت خداوند چیست؟


 

***

 

 

 

ج ـ این حدیث سند معتبری ندارد. مراد از معرفت خدا که کمال اشرف و اعلای هر انسان است، معرفت حقیقت ذات خدا نیست؛ زیرا آن معرفت عقلاً و نقلاً محال و غیر قابل حصول و به اصطلاح محاط محیط نشود و بنابراین در احادیث شریفه از تفکر در ذات خدا نهی شده است.

 

 

جایی که حقیقت بسیاری یا همه ی مخلوقات بر بشر مجهول است و جز به خواصّ و آثار آن ها پی نبرده است، حقیقت ذات اقدس ربوبی چگونه امکان درک دارد؟ هرچه بشر در ذات او فکر کند به جایی نمی رسد؛ و باید با پیغمبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم) هم زبان شده و بگوید:

 

 

((لَا أُحْصِي ثَنَاءً عَلَيْكَ أنتَ كَما أثنَيتَ عَلَى نَفسِكَ))(2)

 

و

 

((مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ)) (3)

 

 

خدا را باید به صفات و اسماء الحسنی و آثار قدرت او ـ که در کاینات ظاهر است ـ شناخت؛ چنانکه در قرآن می فرماید: 

 

 

((وَ فِی الارضِ آیاتٌ لِلمُوقِنین وَ في أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ))(4)

 

 

در وجود خودمان و این انسانی که یکی از مخلوقات به ظاهر بسیار کوچک این عالم است باید تفکّر نمود.

 

با این همه بررسی هایی که در طول قرون، در عجایب باطن و ظاهر و نظامات حاکم بر آن انجام شده، هنوز هم بشر خودش بر خودش مجهول است. این است یکی از معانی متـعدّد و معـرفت آموز حدیث شریف ((من عرف نفسه فقد عرف ربّه))(5) خدا را باید به آیاتش شناخت و در آیاتش، در خلق آسمان ها و زمین، کرات و کهکشان ها، فضا و مخلوقات زنده برّی و بحری و هوایی تفکّر کرد، که به فرموده ی قرآن هم، اینها برای خردمندان آیات و نشانه های حقّند.

 

 

 


آفـرینش همه تـنبیه خـداوند دل اسـت

دل نـدارد که نـدارد به خداونـــد اقـرار

 

 

 

کوه و صحرا و درختان همه در تسبیحند

نه همه مستمعی فهـم کند ایـن اســــرار

 

 

 

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود

هـر که فکرت نکند، نقش بود بر دیـــوار

 

  ***

 

برگ درختان سـبــــــــز در نـظر هوشیـار

هر ورقش دفتری اسـت معـرفت کـردگار

 

 

 

کدام برگ درخــــــت است اگر نظر داری

که سـر پاک الهی در آن نه محجوب است

 

 

 

 

همه آیات و نشانه های جمال و جلال و کمال، حق و قدرت و علم بی منتهای او هستند.

 

 

 

نگـه دارنــده ی بـالا و پـستــــی

گـواه هستـی او جـمله هـســتـی

 

 

 

وجودش بـر هـمه موجـــود قاهـر

نشانش در همه اشیا است ظاهر

 

 

  


بری از ضدّ و ندّ خویش و از کس

صـفـاتـش قـل هوالله احــد بـس

 

     ***

 

 

تو که در علم خود زبـون باشی

عــــــــارف کردگار چـون باشی؟

 

 

 

 

قرآن کریم می فرماید:

 

((أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْر شَيء أمْ هُمُ الْخالِقُونَ))(6)

 

((أَ فَرَءيْتُم مَّا تُمنونَ ءَ أنتُمْ تَخلقُونهُ أَمْ نحن الْخالِقُونَ))(7)

 

((أَ فَرَءيْتُم مَّا تحَرثُونَ ءَ أنتُمْ تَزرَعُونَه أَمْ نحنُ الزَّارِعُونَ))(8)

 

کتاب تکوین را که اسرار و عجایب نظامات هر بخش کوچک و هر ذرّه اش با تألیف کتاب های تدوین نمی توان شرح داد، مطالعه کنید تا به حقیقت بزرگی که در این آیه ی کریمه ی معجز نشان نهفته است کمی آشنا شوید:

 

((وَ لَو أَنّ ما في الْأرض منْ شَجَرة أَقلامٌ وَ الْبحْرُ يَمدُّهُ مِنْ بَعْدِه سَبْعَةُ أبحُرٍ ما نَفِدَتْ كلِماتُ الله إنَّ الله عَزيزٌ حَكيمٌ))(9)

 

و این آیه:

 

((قُلْ لَوْ كانَ الْبحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبّي لَنفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنفَدَ كَلِماتُ رَبّي وَ لَوْ جِئْنا بِمثْلهِ مَدَداً))(10)

 

 

این شکل تفکر و اندیشه انسان را به مبدأ نزدیک می کند و روحش را به عوالم بالا پرواز می دهد و وجودش را پر از امید و عشق و شور و شوق و حبّ صاحب این عالم می نماید.

 

 

خداوند متعال ما و شما را به این سیر و سلوکی که قرآن کریم و احادیث شریف، ما را به آن راهنمایی کرده اند توفیق عطا فرماید؛ نظر ما را در عالم نظر، مورد قبول و نگاه ما را به کمال و جمال خلقت قرار دهد تا همیشه خود را در حضور حق بدانیم و علم و حکمت او را در این کتاب قطورتر از فواصل همه ی کهکشان ها و اجرام بخوانیم. با امیرالمؤمنین(علیه السلام) در تمام مناسبات با خدا و اقرار به عظمت قدرت و آفرینش او هم زبان شده، بگوییم:

 

 

((سُبْحَانكَ مَا أَعْظَمَ شَأنكَ سُبْحَانكَ مَا أَعْظَمَ مَا نَرى مِنْ خَلْقِكَ وَ مَا أَصْغَرَ كُلَّ عَظِيمَةٍ فِي جَنْبِ قُدْرَتِكَ وَ مَا أَهْوَلَ مَا نَرى مِنْ مَلكُوتكَ وَ مَا أَحْقَر ذَلِكَ فِيمَا غَابَ عَنَّا مِنْ سُلْطَانِكَ))(11)

 

 

قلم در میدانی وارد شده است که هرچه جلو می رود ـ اگرچه سالها و قرن ها بنویسدـ به پایانی نزدیک نمی شود؛ و بنابراین در همین جا عاجزانه به این دو بیت مترنّم شده و به حقارت و کوچکی خود اعتراف می کنیم:

 

 

 

ای برتر از خیال و قیاس و گـــــــمان و وهم

وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم

 

 

 

مجلس تمام گشــــــــت و به آخر رسید عمر

ما همچنـــــــان در اوّل وصف تـو مـانـده ایم

 

 

 

این دو بیت را هم برای کسانی که در اثر عجز و ناتوانی از درک بعضی اسرار عالم تکوین و تشریع از خطّ رضا و تسلیم خارج شده و بسا زبان به اعتراض و چرا بگشایند، می خوانیم:

 

 

زمیـن در جنب ایــــن افــلاک میـنا

چو خشخاشـــی بــــود بر روی دریا

 

 

تو خود بنـگرکزین خشخاش چندی

ســــــزد گر بـر بروت خود بـخندی

 

 

 

کلام معجز نظام کشّاف حقایق، امام جعفر صادق(علیه السلام) را تبرّکاً پایان بخش کلام می کنیم:

 


((يا ابْنَ آدمَ لَوْ أَكلَ قَلْبكَ طَائِر لَم يُشْبِعْهُ وَ بَصَرُكَ لَوْ وُضعَ عَلَيْهِ خَرْقُ إِبْرة لَغَطَّاهُ تُرِيدُ أَنْ تَعْرِفَ بِهمَا مَلكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ))(12)

 

 

 

 

والسلام علیکم و علی عبادالله المخلصین و رحمة الله و برکاته

 

 

 

 

 

 

 


--------------------------
پی نوشت ها:


1- معارف دین جلد 1، صفحه 207


2-بحارالأنوار، جلد 39، صفحه 84


3- بحارالأنوار، جلد 71،صفحه 23


4- ذاريات : 21


5- بحار، جلد20، صفحه 32


6- طور: 35


7- واقعه: 59


8- واقعه : 64


9- لقمان : 27


10- کهف : 109


11- نهج البلاغه / خطبه 109


12- اعتقادات صدوق / 21

خواندن 969 دفعه
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 15 دی 1395 ساعت 09:18

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید