فصلنامه نور الصادق

اعتراض مجله مکتب اسلام

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 13

 

 

اعتراض مجله ی مکتب اسلام

 

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

درتاریخ 88/4/7 نامه ای پدرانه و دلسوزانه از طرف حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی (البته بدون مهر و امضاء) به دفتر مرکزی مجله ی نور الصادق(علیه السلام) ارسال شد، که بخشی از آن نامه در این مجله به چاپ رسید. اکنون پس از چند ماه از تاریخ ارسال این نامه، مجله مکتب اسلام آن را به دست آورده و به عنوان اعتراض به مجله ی نور الصادق به طور کامل منتشر کرده و متذکر شده که چون نورالصادق فقط قسمت تشکر را چاپ کرده ما برای جبران، آن را به طور کامل چاپ می کنیم.!!

 

 

 

 

 نور الصادق

 

در جواب، توجه مجله ی مکتب اسلام را به نکات زیر جلب می نماییم:

 

 

1- در این نامه هیچ بخشی وجود ندارد که مربوط به تشکر باشد و اصلاً کلمه ی تشکر و مشابه آن در این نامه وجود ندارد. معلوم نیست ضرری را که نورالصادق به کسی وارد نکرده چگونه مکتب اسلام می خواسته جبران کند.

 

 

2- در صفحه ی اول فصلنامه نورالصادق اعلام شده که حق ویرایش و انتخاب مطالب برای نور الصادق محفوظ است کما اینکه مجله مکتب اسلام و اکثر قریب به اتفاق مطبوعات کشور نیز همین برنامه را دارند.لذا ما بر اساس این قانون که خود شماهم به آن پایبند هستید، سه سطر از مطالب آیت الله سبحانی را انتخاب کردیم و بدون کم و زیاد آن را منتشر نمودیم.

 

 

3- اگر قرار باشد هر کس هر مطلبی برای ما می فرستد به طور کامل و بدون کم و زیاد آن را چاپ ومنتشر کنیم به قول معروف سنگ روی سنگ بند نمی شود.

 

 

اگر کسی مقاله ای مستدل و آموزنده برای فصلنامه ی نورالصادق فرستاد و درضمن آن، مقداری هم خدای ناکرده ناسزا به مجله ی مکتب اسلام و دست اندر کاران آن داده باشد آیا شما می پذیرید که نور الصادق این مقاله را منتشر کند؟ بالاخره هر کاری یک قوانین ومقرراتی دارد.

 

آیا شما حاضرید مقالات بسیار وزین و استدلالی و علمی نور الصادق را که درجواب نامه ی آیت الله سبحانی به مجله ی نور الصادق و اشکالات عمیق و اساسی که بر بعضی بندهای آن وارد است بدون کم و زیاد چاپ ومنتشر نمایید؟ اگر حاضرید کتباً اعلام کنید تا ما آنها را برای شما بفرستیم.

 

 

 

4- بر فرض هم که مقالات با مقررات فصلنامه ی نور الصادق وفق دهد و مطالب آن مطابق میل نور الصادق باشد اما اگر بنا شود مطالب بدون کم و زیاد چاپ و منتشر شود آن وقت مثنوی 70 من کاغذ شود و لازم می آید که فصلنامه ی نورالصادق در هر فصلی به صورت چندین مجلد قطور منتشر شود و این کار، نیز عاقلانه نخواهد بود.

 

 

 

5- بخشی از نامه مذکور گرچه خطاب به هیئت تحریریّه است اما عمومی است و حاکی از نیت پاک نویسندگان فصلنامه ی نور الصادق می باشد و چون عمومی بود، نور الصادق باید آن را منتشر می کردو این پیام را به گوش همه ی نویسندگان نورالصادق در سراسر کشور می رساند اما بخش دیگر که تذکرات باشد خصوصی و خطاب به هیئت تحریریه ی فصلنامه نور الصادق بود لذا مسئولین مجله ی مکتب اسلام باید بدانند افشای نامه ها و اسناد خصوصی اشخاص خلاف شرع و قانوناً جرم محسوب می شود.

 

 

 

6- بر فرض که بخش اول را هم خصوصی حساب کنید، انتشار آن، چیزی نبود که به کسی ضرری وارد کند، از نیت پاک نویسندگان این مجله تمجید شده بود، آیا انتشار آن جنایت است، پیام مهرآمیز آیت الله سبحانی را به نویسندگان این مجله دادن جرم است، به شما ضرری وارد کرده، دین خدا زیر و رو شده یا در و دکان کسی کساد شده است که می خواستید جبران کنید؟

 

 

7- سیاست مجله ی نورالصادق این است که از میان نامه های دریافتی آنچه راکه صلاح می داند انتخاب می کند و یک یا چند جمله از آن نامه را طبق تشخیص و مصلحت خود در مجله ی نورالصادق منتشرمی کند. مثلاً نامه ای که مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی  سید محمد باقر شیرازی از مشهد مقدس برای مجله نورالصادق فرستادند حدود 10 صفحه مطالب استدلالی وزین و ارزنده ای بود که 15 سطر از آن انتخاب و پشت جلد زینت بخش فصلنامه قرار گرفت.

 

حضرت آیت الله سبحانی هم نامه ای حدوداً دو صفحه ای برای مجله ی نور الصادق فرستادند که طبق معمول مجله، چند سطر از آن (که مربوط به تشکر هم نبود چنانچه مجله ی مکتب اسلام مدعی شده است) انتخاب گردید و به احترام ایشان در مجله چاپ شد.

 

 چنین برنامه و روشی مورد پذیرش عرف وعقلا نیز می باشد کما اینکه خود آیت الله سبحانی در تألیفاتشان مواردی وجود دارد که مطالب دیگران را گزینش کرده، آن را نقل می فرمایند و هم چنین است دیگر بزرگان و همه ی نویسندگان وگویندگان و نیز خود مجله مکتب اسلام سالهاست که برهمین  روش عمل می کند، چرا «بائك تجر بائی لاتجر»

 

پس این گزینش که نور الصادق انجام داده است، یک امر طبیعی و عرفی و بر اساس سیره ی عقلا و متشرعه است. مضافا بر اینکه در خصوص این گزینش باید گفت که هیچگونه ضرری به کسی وارد نشده است و آیت الله سبحانی در این خصوص فقط از نیت پاک نویسندگان فصلنامه ی نورالصادق تمجید کرده اند نه چیز دیگر و البته همین مقدار نیز موجب ناخوشنودی پیروان مکتب انحرافی یونانیان خواهد شد که دنبال بهانه هستند.

 

 

 لذا این گزینش از نظر حکم و موضوع کاملاً مستقل و با مطالب دیگر نامه فرق دارد مثل این است که شخصی از نور الصادق سؤال کرده باشد که نظر آیت الله سبحانی درباره ی نیت وهدف نویسندگان نورالصادق چیست؟ نورالصادق هم در جواب، به آن سه سطر اشاره کرده باشد.

 

کما اینکه می توانستیم از میان این 8 مطلب (تذکرات هفتگانه ومطلب اول که مربوط است به نیت پاک نویسندگان) فقط تذکر دوم را منتشر کنیم وبگوئیم آیت الله سبحانی در نامه ای به دفتر مجله ی نورالصادق چنین تذکر فرموده اند.

 

  آیا این غلط و گناه است، آیا خلاف عرف و روش نویسندگی است؟ لذا باید گفت که نور الصادق نه مطلبی را تقطیع کرده نه گزینش کرده بلکه یکی از مطالب آیت الله سبحانی را به طور کامل و دست نخورده منتشر کرده است و این نه خلاف شرع است نه خلاف قانون است نه خلاف اخلاق است نه خلاف عرف است و نه خرق اجماع.

 

و شما دست اندرکاران مجله مکتب اسلام از بابت اینکه پیروان قرآن و عترت و مکتب امام صادق(علیه السلام) و مخالفین مکتب های بیگانه باسه جمله آیت الله سبحانی تقویت شده اند!! خیلی اضطراب به خود راه ندهید، این در مقابل سیل تشویق ها وتقویت هایی که برای معارف یونانیان و مکتب های انحرافی و اعتقادات باطل و ضد دین صورت می گیرد و شما در مقابل آنها سکوت اختیار کرده اید بسیار ناچیز است.

 

 

  کافی است سری به کتاب مستطاب حدیقة الشیعه، بحار و عین الحیوة علامه ی مجلسی، جامع الشتات میرزای قمی و ابن عربی درآئینه ی فصوص و مقالات فصلنامه نورالصادق و... بزنید و بدانید که بدبختی های مسلمین از کجا و از چه کسانی سرچشمه گرفته است و اکنون حوزه های علمیه ی ما و دانشگاههای ما وصدا وسیمای ما و مبلغین دینی ما و در و دیوار این مملکت چه رفتاری در برابر آنها دارند، «ظهر الفساد فی البر والبحر» مراد از فساد تنها فساد اخلاقی نیست که این در مقابل فساد اعتقادی هیچ است.

 

 

 

 دشمنان قسم خورده ی این مملکت سوراخ دعا را خوب پیدا کرده اند و آن، سوراخ فلسفه وعرفان است که با این سلاح تیز و بران یک انقلاب مخملی و بسیار آرامی را در این مملکت امام زمان(عج)  بوجود آورده اند و از این طریق دانشگاه نورانی امام صادق(علیه السلام) راتعطیل و معارف حقه ی قرآن وعترت را به دست فراموشی سپرده اند و به جای آن وهابیت را و  کمونیسم را و لاابالی گری را و لائیک را  و صلح کلی را و وحدت وجودی را و... از دماغ همین فلسفه و عرفان در این مملکت بیرون کشیده و رواج داده اند و از سران بی سروپای فلسفه و عرفان بتی ساخته اند و کوچک و بزرگ را وحوزه و دانشگاه را و با سواد وبی سواد را در برابر آنها به تعظیم و کرنش وتسلیم مطلق واداشته اند و شیعیان و ایتام آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را بامطالب ابن عربی و ملاصدرا فریب داده به سوی وهابیت و به سوی هر دین ومذهبی که می خواستند کشاندند و هنوز ما درخواب غفلت به سر می بریم.

خاتم الانبیاء و کتاب آسمانی او را از ما گرفتند به جای آن ملاصدرا با حکمت متعالیه اش!! را که مملو از اباطیل است به خورد ما دادند.

 

 

معارف حقه ی جعفری و علوم بی مانند امام باقر(علیه السلام) را از این مملکت بیرون بردند و به جای آن معارف ابن عربی را و معارف مولوی را به حلقوم ما ریختند و مثنوی را عین قرآن کریم جلوه دادند و درباره ی آن گفتند«لایمسه الاالمطهرون» از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسمی باقی نمانده و هر تاجی هست بر سر فلسفه و عرفان است و کار را به جایی رساندند که به قول پروفسور فلاطوری ارسطوی یونانی بت پرست را به عنوان پیغمبر که به او وحی نازل می شود نشان دادند و کلمات ابن عربی و سایر عرفا را دل پذیرتر از کلمات انبیاء عظام و أئمه ی طاهرین جلوه دادند (کما اینکه سید جلال آشتیانی به این مطلب معتقد است) ومعارف فلاسفه را در عرض معارف وحیانی وانمود کردند (کما اینکه از ظاهر بند دوم نامه ی آیت الله سبحانی چنین استفاده می شود). و ما هنوز هم از خواب غفلت بیدار نمی شویم، آگاه باشید که اگر نور الصادق ها نباشند و عنایت حضرت حق، این خواب به مرگ مبدل می شود و ایران به اندلسی دیگر.

 

 

  

 

آیت الله العظمی صافی :

 

 

 

برخیز  و  بینـــــــدیش  در  این عاقـــــــبت  کار

                                                                                        غفلت  نــبود   بهر  خردمند  سزاوار

 

این عمر شتـــــــــابان سوی پایــــــان رود و  مـا  

                                                                                    دربــند  هوا و هوس  خویش  گرفتار

 

افـسوس که دوران جوانی سـپری شـد  

                                                                                   پیری همه دم می دهد از مرگ خبردار

 

یــــــــاران همه  رفتند و  بـه منزل  برسیدند

                                                                                 یا در غم  هـــــجران و یا  گلـشن  دیدار

 

امــــــــــــروز اگــر فـرصــــت ایـام  نـدانیــم      

                                                                              فرداست که بینــیم هــمه حسرت بسیار

 

 

 

 

8- این نامه  شامل دو بخش مستقل و جدای ازهم است، بخش اول در موضوع نیت و هدف نویسندگان مجله ی نورالصادق(علیه السلام) است که دراین  بخش چنین آمده است:

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

هیئت محترم تحریریه ی «نورالصادق» سلام الله علیکم ورحمته

 

توفیقات همگان را در تبلیغ اسلام ناب، به شیوه ی تشیع واقعی از خداوند متعال خواهانم.

 

نشریه ی عزیزان به دستم رسید تا آن جا که وقت اجازه می داد، مطالعه کردم. تمام مقالات، حاکی از نیت پاک نویسندگان آن است که واقعاً می خواهند جامعه را از اندیشه های خرافی برهانند و چهره ی واقعی اسلام را نشان دهند.

 

 

 بخش دوم در موضوع عمل و اجرای آن اهداف می باشد یعنی در راستای تحقق چنین نیت وهدف مقدسی تذکراتی دلسوزانه و پدرانه داده شده  تا اینکه به نظر نویسنده ی محترم نامه، هیئت تحریریه ی فصلنامه نورالصادق این تذکرات را در این فصلنامه عملی کنندو نهایتاً موجب محقق شدن آن اهداف مقدس و مذکور در نامه شود.

 

پس نامه ای که ازطرف این شخصیت بزرگوار به دفتر مجله ی نورالصادق ارسال شده است سراسر تشویق است منتها لحن تشویق در بخش اول با لحن تشویق در بخش دوم متفاوت است، موضوع تشویق در بخش اول با موضوع تشویق در بخش دوم فرق دارد مانند پدر مهربانی است که فرزندش را می شناسد از اهداف ونیت پاک او خبر دارد منتها در روش او به نظر خود چند ایراد می بیند، دوست دارد تا کار او بدون اشکال ادامه پیدا کند و موجب ترقی فرزند خود و نهایتاًوضع جامعه موجود شود.

 

 

بنابراین این تقسیم بندی ازطرف مجله ی مکتب اسلام به نظر می رسد دور از انصاف باشد.

 

 

 

9- علت اصلی اینکه نورالصادق اقدام به چاپ و نشر این نامه نکرد به خاطر این بود که تشخیص داده بود که انتشار این نامه واقعاً به صلاح روحانیت شیعه و به مصلحت اصل مرجعیت و به مصلحت شخص حضرت ایشان نبود ضمن اینکه از جهاتی هم انتشار آن به نفع نورالصادق بود اما نورالصادق  از این منفعت گذشت کرد تا مصلحت ایشان و اصل مرجعیت حفظ شود.

 

 

از باب نمونه اگر شما یک مقدار صرف نظر از حب و بغض های شخصی روی بندهای 4،3،2 دقت نمایید و جوانب آن را بسنجید به صحت تشخیص ما و به مفسده انتشار اینگونه مطالب آن هم از قلم شخصیتی مثل ایشان پی خواهید برد. مطمئن هستیم که اگر مطلب برای شما روشن شده بود خود شما هم اقدام به چاپ و نشر این نامه نمی کردید، حال که کار از کار گذشته و این نامه را منتشرکرده اید آن هم به عنوان اعتراض به مجله  نورالصادق، ما نیز مجبور می شویم تا متن کامل این نامه را با جوابهایی که همان روزهای اول آماده شده بود که حدوداً 150 صفحه می شود منتشر کنیم مضافاً بر اینکه این رشته سری دراز پیدا خواهد کرد که احتمالاً پیش بینی شده است که حداقل تا یک سال خوراک مجله ی مقدس نورالصادق را در این موضوع فراهم کرده باشید.

 

 

هم اکنون شخصیتهایی از طریق تلفن برای پاسخ دادن علمی و استدلالی به نامه مذکور اظهار آمادگی کرده اند و این نبود جز اینکه شما این نامه را منتشر کردید و عده ای را تحریک نمودید تا مطالبی در نقد آن بنویسند.

 

 

 لذا از دست اندرکاران مجله ی مکتب اسلام خواهشمند است که مطالب را مخصوصاً اعتراضات خود به دیگران را عالمانه و با تدبیر بیشتر و باتوجه به مصالح و مفاسد و رعایت جوانب امر مطرح نمایند و یا لااقل قبلاً باطراف مقابل خود تماسی داشته باشند.

 

 

10-خواهشمند است این نامه را بطور کامل در مجله ی مکتب اسلام چاپ نمایید.

 

 

 

 

 

               باتشکر

   مدیر مسئول فصلنامه نورالصادق

     مصطفی صافی اصفهانی

 

 

 

 

 

متذکر می شود که مجله ی نورالصادق در تاریخ 89/3/3 این نامه را برای مجله مکتب اسلام فاکس نمود.

 

 

 

خواندن 643 دفعه
آخرین ویرایش در سه شنبه, 14 دی 1395 ساعت 13:13

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید