فصلنامه نور الصادق

لعن کردن رسول خدا بر قاتلين امام حسين

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 16 - 17

 

 

 

لعن کردن رسول خدا بر قاتلين امام حسين، دوستان و ياري دهندگان آنها و

 

 

ساکتين در قتل آن حضرت

 

 

 

 

 

 

 

چکيده:

 

 

 

 در اين مقاله پس از اشاره به عبارت حضرت زينب سلام الله عليها در هنگام تسلي دادن امام زين العابدين(علیه السلام) به کلام امام صادق(علیه السلام) در مورد عظمت شعائر امام حسين(علیه السلام) و لعن کردن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)  قاتلين امام حسين، دوستان و ياري دهندگان آنها و ساکتين، در قتل آن حضرت اشاره شده و ابن عربي از مصاديق اين حديث به شما رفته و در پايان به مطرح شدن شبهه اي مبني بر پيـروزي امام حسيـن(علیه السلام) و صحيح نبودن گريه و عـزاداري براي ايشان پرداخته و آن را از حيله ها و مکرهاي دشمنان دانسته اند.

 

 

 

 

 

 

 

 لعن کردن رسول خدا بر قاتلين امام حسين، دوستان و ياري دهندگان آنها و ساکتين در قتل آن حضرت

 

                                                     

                                         آیت الله سید صادق شیرازی

 

 

 

 

 

 

 

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم

 

 

 

روز يازدهم محرم حضرت زينب سلام الله عليها امام زين العابدين(علیه السلام) را تسلّي دادند به همان روايت مفصّل و معروف که از پيغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)   نقل شده و در حاشيه کامل الزيارات وارد است، يک جمله آن روايت که حضرت زينب براي حضرت سجاد(علیه السلام)  خواندند اين است که پيغمبر خدا فرموده اند: ((و ينصبون لهذا الطف علماً لا يقف رسمه)).

 

 

 

طَف، يکي از اسماء کربلاست. طَف در لغت عربي به چيزي، کيلي، پيمانه اي گفته مي شود که هنوز کامل نشده  ولي بنا است کامل  شود. در روايات متعدد متواتر (لااقل تواتر معنوي يا تواتر اجمالي) وارد شده که قصه ي شهادت حضرت سيد الشهداء (علیه السلام)  تمام نشده تا روز قيامت ادامه دارد. در بعضي روايات دارد تا وقتي آقا حضرت بقية الله (عج) تشريف بياورند و انتقام اين خون بزرگ را بگيرند باز هم تمام نمي شود.

 

 

 

 

 

حضرت صادق (علیه السلام)  نسبت به يکي از شعائر امام حسين(علیه السلام) مي فرمايد:

 

 

 

آن که اين شعيره را انجام مي دهد مقامي پيدا مي کند عند الله که، لايناله المتشحط بدمه  في سبيل الله. کسي که در جنگي که مشروع است تحت قيادت امام معصوم يا نبيّ معصوم يا تالي تلو اين ها باشد رفت و کشته شد، اهل بدر، اهل حنين، اهل احد، آنهايي که با نيّت خالص با قيد في  سبيل الله به امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و کشته شدند اين را مي گويند المتشحط بدمه في سبيل الله.

 

 

 

 

نسبت به هيچ کدام از13 معصوم ديگر اين را من نديدم و نشنيدم و اين معنايش اين نيست که امام حسين(علیه السلام) افضلند، امام حسين از نُه امام بعدشان افضلند اما چهار معصوم قبل از خودشان افضل از امام حسين (علیه السلام) هستند. اما خدا يک خصائصي قرار داده، استثناء قرار داده. در همين کامل الزيارات باز هم نسبت به يکي از شعيره هايي از شعائر امام حسين (علیه السلام) مي فرمايند: اگر کسي  بشنود که ملائکه نسبت به اين شخصي که اين شعيره را اقامه کرده چه مي گويند و چه مدحي از او مي کنند، چه مقامي برايش وعده مي دهند. ((لا قمت عمرك عند قبر الحسين(علیه السلام)) اصلاً مي رويد کربلا و تمام عمرآنجا ساکن مي شويد. اينها را کي امام صادق (علیه السلام)  فرموده اند، امروز نبود که ساکن کربلا شدن مشکلي نداشته  باشد، همين امام صادق (علیه السلام) به بعضي زوار فرمودند زيارت کن و برو (زُر و انصرف)، اين دوتا روايت را جمع کنيد، از يک امام معصوم صادر شده مال دو زمان هم نيست در کامل الزيارات هست و جاهاي ديگر هم هست.

 

 

 

 

چه مي کردند با زوار امام حسين (علیه السلام)، کسي که مي رفته توي نهر فرات يک کيلومتري قبر طاهر حضرت، غسل زيارت مي کرده، وضو مي گرفته و بعد نمي آمد به طرف قبر، چون او را مي گرفتند، مقابل قبر که قرار مي گرفته حضرت فرمودند از دور بايست و بگو السلام عليک يا اباعبدالله و رحمة الله و برکاته. ((و قدتمّت زيارته))، زيارتت تمام شد. اگر بيش از اين مي خواسته بايستد مي آمدند او را مي گرفتند که چرا به طرف قبر امام حسين ايستاده اي همين امام صادق (علیه السلام) که فرمودند اين جوري سلام کن، (زُر و انصرف) فرمودند اگر مي شنيديد ملائکه به قائمين به اين شعيره چه مي گفتند ((لا قمت عمرك عند قبر الحسين))، تمام مشکلات را هم به جان مي خريدي. پيغمبر خدا لعن چند نفر را از خدا طلبيدند.

 

 

 

 

1- اللهم العن قتلة  الحسين، آنهايي که کشتند امام حسين(علیه السلام) را خدايا لعنتشان کن.

 

2- محبيهم، آنهايي که دوست مي دارند قتله ي امام حسين(علیه السلام) را.

 

3- ناصريهم، آنهايي که کمک مي کنند قتله ي امام حسين (علیه السلام) را.

 

4- و ساكتين عن لعنهم، اين را براي غير امام حسين (علیه السلام) من نديدم و نشنيدم يعني رسول الله از درگاه الهي مي طلبند خدايا هر کس ساکت هست از لعن قتله امام حسين (علیه السلام)، لعنتش کن اين چه جرياني است، چه قصه اي است. پيغمبر خدايي که ((و ما ينطق عن الهوي إن هوالا وحي يوحي)) پيغمبر خدا بي امر خدا لعن مي کنند کسي را؟ نه فقط کسي که لعن نمي کند بلکه کسي که ساکت است از لعن. اين را علماء متوجهند فرقش را باز نمي کنم.

 

 

 

 

يکي هست که يزيد را لعن نمي کند، ابن عربي مي گويد من احتياط مي کنم، لعن نمي کنم يزيد را. يکي هست که ساکت است از لعن، اين ساکت، اوسع است. به قول علماء اطلاقش بيشتر است.

 

 

 

متوکل عباسي دهمين ملوک بني عباس بود بيش از ده سال حکومت کرد، وقتي سر کار آمد منع کرد زيارت امام حسين (علیه السلام) را، خيلي ها را کشتند، خيلي ها را شکنجه کردند، به خاطر زيارت امام حسين(علیه السلام)، خيلي ها را اذيت کردند، 11 سال اعلان کردند ازطرف متوکل عباسي که هر کسي که نزد قبر امام حسين (علیه السلام) ديده  شد حبسناه في مطبق او را به حبس مطبق مي بريم.

 

 

 

حبس مطبق يک حبس هايي بود، زير زمين مي کندند (سياه چال)، در اين حبس چاه بوده، هر کس که براي زيارت تو کربلا پيداش مي شد او را مي گرفتند، مي بردندش حبس مطبق، مي ماند آنجا يک خوراک هاي آلوده، آب هاي آلوده قدر بخور و نمير، به او مي دادند که زجر بکشد، توي چاه آويزانش مي کردند. به خاطر يک شعيره ي امام حسين(علیه السلام)، در تواريخ نوشته، الکامل في التاريخ بغداد را ببينيد. کتب تاريخي ديگر را ببينيد. بحار علامه مجلسي را ببينيد، مختلف، نقل کرده اند.

 

 

 

وقتي متوکل کشته شد، اين حبس را باز کردند. بعضي از آنهايي که زنده بيرون آمدند، تمام بدنشان مثل حيوانات مو پيدا کرده بود. مع ذلک مي رفتند زيارت امام حسين(علیه السلام).

 

 

 

حضرت هادي زمان متوکل بودند، حضرت در سامرا مريض شدند، به اصحابشان گفتند يک نفر را پيدا کنيد تا پول به او بدهم برود نزد قبر امام حسين(علیه السلام) براي من دعا کند، (آخر هر کسي حاضر نيست اين جور جاها برود. حضرت هادي مي دانند يعني چه، زيارات امام حسين(علیه السلام)، ماها نمي دانيم، علماي ما  نمي دانند، چه برسد به کسان ديگر.)

 

 

 

 

اباهاشم جعفري که يکي از اصحاب خوب و ثقات امام هادي بود، گفت خودش مگر امام معصوم نيست، خود امام هادي مثل امام حسين است. آمد پيش امام هادي(علیه السلام) گفت  يابن رسول الله شما خودتان مثل امام حسين(علیه السلام)، امام معصوم نيستيد؟ ما اين جوري معتقديم که، شما چهارده تا يک نور هستيد، حضرت فرمودند بله درست است، همه يک نور هستند. اما خدا خواسته آنجا (کربلا) دعا بشود، خدا همه جا هست دعاي حضرت هادي همه جا مستجاب است اما خدا خواسته، شعائر حسيني بر پا بشود، به هر قيمتي که شده.

 

 

 

حضرت علي (علیه السلام) فرمودند: ((و عاشر هم اكفرهم)) متوکل از همه ملوک بني العباس کافرتر است. (ما که مي توانيم بخوانيم و نخوانيم بعد تحت تأثير شايعات باطل قرار بگيريم. معذور نيستيم.)

 

 

 

 ببينيد ابن عربي در همين کتاب فتوحاتش، از متوکل چه تعبير مي کند، مي گويد، يک عده اي هستند که از طرف خداي تبارک و تعالي خلافت باطني و ظاهري و واقعي دارند. يکي حضرت رسول الله است که هم حاکم شدند، خلافت ظاهري پيدا کردند، هم خلافت واقعي، واقعاً خليفه خدا هستند، يکي هم متوکل است. کسي که اميرالمؤمنين علي(علیه السلام)مي فرمايند اکفرهم.

 

 

 

 کلاه سر کي مي خواهد بگذارد؟ ابن عربي، سر خيلي ها کلاه گذاشته ولي آيا معذورند؟ خودتان در فتوحات مکيّه ببينيد الخلافة الظاهرة و الباطنة ... .

 

 

رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) از خدا مي طلبند آن کس که ساکت از لعن قتله ي امام حسين(علیه السلام) است خدايا او را لعنتش کن، آن وقت متوکل مي شود، خليفه خدا، خليفه ظاهري و باطني. اين گونه مطالب است  که کفار را از اسلام دور کرده، ترسانده، همه ي کفار معاند نيستند. پنج ميليارد غير مسلمون هست. همه اين پنج ميليارد که بي سواد نيستند مثقف دارند. باسواد دارند اما اينها خودشان تاريخي که ماها بلديم و تو دست هست بخوانند، آنهايي که در وسايل اعلام [رسانه هاي گروهي] ميليوني و ميلياردي پخش مي شد که متوکل، خلافت ظاهره و باطنه دارد. خوب اگر خليفةالله اين است براي چي بيايند مسلمان بشوند.

 

 

 

خدا ايستادگي کرده پاي قصّه ي امام حسين(علیه السلام)، دستگاه امام حسين(علیه السلام) را اگر مي شد برچيد، متوکل که اکفر بني العباس بود برچيده بود، اگر مي شد بر چيد، يزيد بر چيده بود، هارون بر چيده بود. بهشت که جاي عزا و مصيبت نيست اما براي شهادت امام حسين(علیه السلام) و ((لطمت عليك حورالعين))، اينها عزاداري مي کنند توي صورت مي زنند.

 

 

 

اگر کسي عزيزي از دست بدهد، صورتش را بخراشد با ناخن، (برويد ببينيد توي کتب فقهي و در رساله هاي عمليه) هم حرام است و هم کفاره دارد، آن وقت امام معصوم مي فرمايند بخراشانيد صورتهايتان را براي حسين (علیه السلام)، ((فعلي مثل الحسين فالتخمش الوجوه)) اين چه استثنايي است حرام مي شود مستحب، مي شود واجب کفايي، و يا گاهي مي شود واجب عيني نسبت به بعضي از افراد و بعضي اوقات.

 

 

 

 هشتاد سال نود سال قبل، زمان ميرزاي نائيني و شاگردانش و ده ها از مراجع شيعه از شاگردانش فتوي دادند به شعائر امام حسين(علیه السلام) نوشتند جائز است و مستحب است  شاگردهاي ميرزاي نائيني که صدها از فقها مي شوند تا حالا تأييد کردند فتواي ميرزاي نائيني را، منم چند سال قبل برايم آوردند که افتخار شرافت اين را دارم که تأييد کردم اين فتوي را و مرحوم اخوي تأييد کردند همه مراجع معروف شيعه تقريباً امضا کرده اند درجلد دهم اعيان الشيعه آن جا نسبت به بعضي از شعائر حسيني نوشته، در نجف اشرف حرف و نقل شد که بعضي از شعائر جايز نيست بلکه حرام است. آن وقت آن جا نوشته در نجف معروف شد به کساني که شعائري بودند مي گفتند علوييون و به آنهايي که شعائري نبودند (ضد شعائر بودند) مي گفتند امويون و آن که اين مقاله را نوشته و در جلد دهم اعيان الشيعه نقل کرده نسبت به خودش، مي گويد من هم توي اين صنف (امويون) بودم، چرا مي گويد من توي اين صنف بودم، اين سوختن تاريخ نيست. آدمي است که قطعاً نماز مي خوانده، روزه مي گرفته کتاب دارد مرد مثقفي بوده، مرد با سوادي بوده، چرا بايد اين جمله را بنويسد کي توي قلبش آورده؟ اين استثناي قضيه ي حسيني است من شکر مي کنم خدا را الحمدالله الحمدالله از وقتي که چشم باز کردم توي اين راه بودم توي اين فرمايشات معصومين و راه از کسان ديگري نگرفتيم الحمدالله در قصه امام حسين. قصورش هم مي سوزاند تاريخ را. آدمي که آتش بازي مي کند هر قدر هم حسن نيت داشته باشد وقتي سوخت آن وقت چي؟

 

 

 

 

نقل کردند که بعضي از مثقفين توي ايران و عراق دارند مطرح مي کنند که امام حسين(علیه السلام) پيروز شد براي چي بايد گريه کنيم براي چي سياه بپوشيم. عزاداري براي چي؟ بله امام حسين(علیه السلام) پيروز شدند الاسلام محمّدي الوجود وحسيني البقاء. اسلام وجود پيدا کرده به وسيله حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و ماند  به وسيله امام حسين(علیه السلام) اگر اين جريان عاشورا نبود بني اميّه همه را جمع کرده بودند، روي اين کره ي زمين کسي مسلمان نبود.

 

 

درست است امام حسين(علیه السلام) پيروز شدند اما به چه قيمتي؟ با چه فجايعي؟ خداي تبارک و تعالي آمد براي جبرئيل  روضه خواند، جبرئيل براي حضرت آدم روضه خواند. نعوذ بالله نعوذ بالله خدا نمي دانست امام حسين(علیه السلام)پيروز مي شوند، براي عروسي حضرت زهرا پيغمبر خدا روضه خواندند ، چه سنت حسنه اي است، جوانها سعي کنيد شب عروسي در همان حجله عروسي ذکر مصيبت کنيد، برکت مي شود، پيغمبر خدا  نمي دانستند امام حسين(علیه السلام) پيروز مي شود.

 

 

 

در جريان امام حسين يک سر سوزن، يک کلمه، يک موقف اشتباه، حتي اگر خطا باشد مي سوزاند آدم را. بله اگر حسن نيت داشته باشد ممکن است واقعاً معاقب نداشته باشد در روز قيامت وگرنه تاريخش را مي سوزاند.

 

 

آقايان کلاه سرتان نرود، قصه ي امام حسين(علیه السلام). يک جرياني است عميق هر چي فکر کنيم عميق تر است. شهداي بدر نمي رسند به کسي که يکي از شعائر امام حسين را اقامه کند. ((لا يناله المتشحط بدمه في سبيل الله)). شهداي صفين که در رکاب اميرالمؤمنين به قصد قربت شهيد شدند نمي رسند به کسي که يک بار شعائر حسيني را انجام داده باشد.

 

 

 

 

من همين جا به عنوان وظيفه شرعي از همه ي شما که در اين دهه عزاداري کرديد اقامه شعائر کرديد هر کسي به قدر خودش، هم تشکر مي کنم هم دعا مي کنم برايتان و هم براي مؤمنين و مؤمنات در همه جاي دنيا که تحت خيمه امام حسين  و به نام امام حسين(علیه السلام) عزاداري کردند اقامه شعائر کردند صدمه خوردند مشکلات ديدند اذيت شدند و واقعاً هزارها از مشکلات امروز به يک دانه از مشکلات امام صادق(علیه السلام) و در زمان امام هادي(علیه السلام)، ايام هارون و ايام متوکل نمي رسد.

 

 

 

 

 

اميدوارم خداي تبارک و تعالي  براي همه کساني که در شعائر حسيني به هر نحوي کوشيدند در هر جاي  کره ي زمين هستند إن شاءالله اين عزت و اين افتخار و اين فضيلت و اين خير دنيا و آخرت با طول عمر با عافيت برايشان مستدام باشد و در ذريّه شان باقي بماند.

 

 

 

 

 

خواندن 791 دفعه
آخرین ویرایش در یکشنبه, 27 دی 1394 ساعت 10:28

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید