فصلنامه نور الصادق

نامه آیت الله حاج سید حسین تقوی دهاقانی به نور الصادق

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 16 - 17

 

 

 

 

 taghavi

نامه ي آيت الله حاج سيد حسين تقوي دهاقاني 

 

از فقيهان فيلسوف و اساتيد خارج حوزه علميه قم

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

سرپرست محترم فصلنامه گران سنگ نورالصادق(علیه السلام)

 

 

سلامي آميخته به عنصر صداقت و اکسير اعظم محبّت بر شما و حواريّون نورالصادق(علیه السلام)

 

 

 

 

مجله ي شما را از آغاز ولادت تا کنون که دوران طفوليت خود را تجربه مي کند رصد کرده و مطالبش را به دقت مطالعه و گاهي هم ناخن مي زدم اگر چه شماره هاي نخستين آن را چندان داراي عيار علمي نيافتم اما گام به گام به استحکام و اتقان نزديک و بالاتر از همه در حال قرار گرفتن در مدار رضايتمندي مولانا الحجة عجل الله فرجه الشريف قرار خواهد گرفت و اين کمترين با عدم قابليّت و لياقت براي توفيق و پيروزي عوامل اين مجموعه دست به دعا بر خواهم داشت آن هم فئه ي قليله اي که در احياء معارف مظلوم اهل بيت علیهم السلام غريبانه پا به ميدان نگارش و نشر گذاشته و با سلاح قلم به جنگ و نقد افکار و نه اشخاص رفته اند به آن اميد که دست قلم به دستان مزدور و نامحرم از معارف وحياني اهل بيت علیهم السلام کوتاه و سارقان حرفه اي و منافق علومشان انشاء الله رسوا گردند.

 

 

 

 

البته مطالب و نکاتي در بايگاني ذهن قاصر و عليل در مقوله مزايا و آسيب هاي اين حرکت علمي قرار دارد که انشاء الله در فرصتي مناسب و مقدّر با شما به رايزني خواهم نشست اما آنچه فعلاً و به طور مجمل قصّه ي غصه ي مشترک من و شما است اين که.عصر ما عصر غيبت و غربت است ((فطوبي للغرباء)) غيبت حبل الله المتين و الصراط المستقيم که در آن دانشمندان و طالبان علم به سه گروه تقسيم مي شوند.

 

 

 

گروهي طعم معارف اهل بيت علیه السلام را چشيده و يا جام شهادت نوشيدند.

 

 

گروه ديگر به انتظار حاکميّت زلال کوثر معارف آل الله نشسته اند.

 

 

و گروه سوم منافقاني هستند که به دنبال توسعه ي علوم مزخرف و قبض و بسط در معارف شيرين اهل بيت علیهم السلام هستند.

 

 

 

و بالطبع صوفيان ملعون، فلاسفه ي ملحد، متسنّنان متفّفن و متشيّعان متصوف را بايد در گروه سوم سازمان دهي کرد که در عصر ما توسط بي سوادان با مدرک و با کِدر ملح اجاج به اصطلاح حکمت متعالية در صدد آلوده ساختن عذب فرات معارف آل الله هستند و اين همه پراکنده گويي و شطحيّات و بحران زايي در افکار بشر معلول ناديده انگاشتن معارف اهل بيت(علیهم السلام) در ساختار فکري و سازمان رفتاري بشريّت است آن هم علومي که لاريب و لا اختلاف فيه و از طرف ديگر در عصر مظلوميّت معارف نوراني آن ذوات مقدس ممکن است برخي از مدعيان به اصطلاح علوم عقلي و مکاشفه اي همانند منافقان با زبان چرب و نرم و با اصطلاحات من درآوري و قلمبه التزام قولي خود را به اهل بيت علیهم السلام و معارف و علومشان ابراز دارند اما در مقام عمل و گاهي هم به صراحت و با ورود در مناطق ممنوعة و مکنونه ي علم رياکارانه با تاويلي ناروا افکار ايران باستان و يونان قديم را بر معارف وحياني و آسماني آل الله ترجيح داده و اخيراً با وقاحت و حماقت و جهالت کامل ابراز داشته اند که تفسير قرآن و فهم روايات اهل بيت علیهم السلام بدون مراجعه به احياء العلوم، فصوص الحکم، اسفار، شفاء و فتوحات مکية و ... ناقص و غير ممکن است!!

 

 

 

 

و راستي بايد گفت ديروز دشمنان اهل بيت علیهم السلام يک بار با تيغ قساوت سرشکافتند و با شمشير حسادت گلو بريدند و امروز ما شاهديم آنان که نانشان در قلم است هزاران بار با قلمي زهرآگين و با سپر نفاق علوم اهل بيت علیهم السلام را به قربانگاه حماقت خود برده و با گستاخي و بي شرمي قطعيّت و يقيني بودن معارف آنان را سلاخي مي کنند و با شگرد تحريف معنوي آن را متشابه ساخته و يا با نيزه ي تقطيع صدر و يا ذيل، براي هميشه نابود مي سازند پس بايد گفت در عصر حضور اهل البيت علیهم السلام يکبار به شهادت رسيدند و در عصر غيبت هزاران بار به شهادت مي رسند و خواهند رسيد و من مجموعه شما را قهرماناني در عصر انتظار مي نامم که به دنبال بسيج لشکر علمي بر آمده ايد تا نگذاريد سارقان حرفه اي هر روز و هر شب معارف آل الله را به مسلخ برده و سر آن را همانند سر امام حسين(علیه السلام )، به بالاي دار ببرند و در پائين دار در جشن حزبي تصوفّي و تفلسفي خود غوطه ور گردند.

 

 

 

 

اميدوارم شروع خوب شما پايان خوش تري به ارمغان آورد و آخر کار شما به آخرت ختم گردد. آري اين فصلنامه بوي معارف اهل بيت علیهم السلام از آن استشمام مي شود و انّي لاجد ريح علوم محمد و آل محمد لولا ان يفنّد ونني السفهاء.

 

 

 

 

و باز رجاء واثق دارم که اين دفتر نامه شما شاخ زيتوني باشد که لا شرقية و لا غربية و علم صحيحي باشد بدون گرايش به علوم يونان قديم و ايران باستان (شرق و غرب) و کتاب نامه اي باشد از زلات روشن فکري به دور و از ضلالت مزمنه ي ((دين الله يعرف بالرجال)) مصون. آن رجالي که با زلات خويش غرق شده و ديگران را غرق مي کنند و با تخطّي از منشور جاودانه قرآن و عترت و گرفتار شدن در امواج تصوف و گرداب تفلسف کشتي دين را در درياي ضلالت رها مي سازند و شما بياييد با تبري از اين اشباح العلماء به سفينة النجاة سوار شده و هر تر و خشکي و ريز و درشتي را با ميزان و القسطاس المستقيم ارزيابي نموده و خود و ديگران را به ساحل نجات و امن و امان برسانيد و بدانيد لا خوف عليکم و لا تحزنون و لا تزلون و لا تضلّون.

 

 

 

 

قم ـ ايام شهادت ام الائمه سلام الله عليها
اقّل الطلبة : سيـد حسيـن تقـوي دهـاقاني

خواندن 419 دفعه
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 23 دی 1394 ساعت 10:02

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید