فصلنامه نور الصادق

واکاوی فعالیت های خزنده فرقه کمیلیه

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله ی نورالصادق شماره 35 و 36

 

 

 

واکاوی فعالیت های خزنده فرقه کمیلیه

 

«استاد سیامک جعفری»

 

 

 

 

بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

 

در طول تاریخ فقهاء و متکلمین شیعی با محکم ترین براهین عقلی، فرقه ها و مکاتب انحرافی را به زانو در آورده و شیعیان را از بی پایه و اساس بودن آنها آگاه کرده اند.

 

البته فرقه های ضاله نیز سکوت نکرده و با تزویرهای مختلف سعی در گمراه کردن محبان اهل بیت علیهم السلام داشته و دارند. زمانی که بابیت با شکست مفتضحانه ای از صحنه کنار می رود، همان عقائد را با غلظت بیشتری در لباس بهائیت ترویج می کنند.

 

متکلم شیعی شیخ جواد خراسانی نیز به این دسته از تزویرهای شیطانی اشاره داشته اند: «اگرچه اصل بطلان تصوف مستغنی از بیان است اما همه گمراهی ها واشتباه کاری های راهزنان در تشخیص و تعیین مصداق آنست. چنانچه می گویند صوفی مردود فلان فرقه اند یا می گویند ما صوفی نیستیم ما عارفیم. یا می گویند اصل صوفیت باطل نیست. یا می گویند عرفان حقیقی و عرفان حقه را نمی شود انکار کرد. بدینوسیله ساده گان را می فریبند.» (1)

 

یکی از فرقه های انحرافی که تا دیروز همچون دیگر فرقه های صوفیه ترویج می شد و این روزها با پرچم عرفان ناب شیعی و به بهانه مبارزه با سلطان علی شاهیه و ذهبیه و شیخیه تبلیغ می شود، فرقه کمیلیه کبرویه است.

 

این مقاله تنها روشنگر گوشه کوچکی از فعالیت های خزنده این فرقه می باشد.

 

 

 

آیا فرقه کمیلیه کبرویه وجود خارجی دارد؟


 

نورالدین مدرسی چهاردهی می گوید:

 

 

سلسله کمیلیه که آقای شیخ محمد حسن مشکور ملقب به شهاب الدین  رهبری این سلسله را در ایران به عهده دارند که خانقاه این سلسله در صفائیه است... آقای مشکور فرمودند سلسله نور بخشیه و شاذلیه و خلوتیه و سلسله نسب اقطاب که به نجم الدین کبری متصل می گردند از کمیلیه منشعب شده اند... آقای مشکور شرحی برای این ناچیز مرقوم فرمود که کمیل بن زیاد وسیله امام سجاد علیه السلام به ابراهیم ادهم و از امام صادق علیه السلام به بایزید و از حضرت رضا علیه السلام به معروف کرخی می رسد.سلسله کمیلیه از نجم الدین کبری به مولای متقیان می رسد و حاج پیرصفا سی و ششمین خلیفه کمیلیه است.محل صفائیه جنب چشمه علی و در نزدیکی شهر ری قرار گرفته است. بعد از صفا پیرزاده جانشین اوشد. و حکیم الهی و شیخ رضا تهرانی و هزار جریبی در صفائیه مدفون می باشند. آقای مشکور از بزرگان کمیلیه شبهای جمعه را در صفائیه برگزار می کنند، پیروان ایشان گرد آمده و آقای مشکور مثنوی را به سبکی خاص بدین نحو که متمسک به قرآن و حدیث است تفسیر می کنند... سلسله کمیلیه خود را نوربخشیه نیز نامند، سلسله خود را کمیلیه نوربخشیه دانند.

 


دو تن از بزرگان این سلسله در ایام سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از افراد بنام عصر خود بودند که یکی حاج پیرصفا و نفر دیگر پیرزاده می باشند که هر یک سفرنامه ای از خود به یادگار گذاشتند و پروفسور ادوارد براون مستشرق انگلیسی در ایام جوانی دست ارادت به حاج پیرصفا داد و با استاد خود باب مکاتبه مفتوح ساخت و لقب مظهرعلی گرفت و عکسی بالباس درویشی از وی دیده شد... حاج شیخ محمدعلی پیرزاده از نوادگان حاج عبدالوهاب نائینی و حاج محمد حسن کوزه کنانی بود که در شهر استانبول نزد حاج پیرصفا مشرف به فقر گردید و پس از طی سال ها به درجه ارشاد نائل شد. پیرزاده کسی را به جانشینی خود انتخاب ننمود. حاج پیرصفا تحت تربیت حاج محمدحسین نائینی بود و بدین سبب چون حاج شیخ محمدعلی پیرزاده چکیده فقر بود، لذا پیرزاده نامیده شد... حاج پیرصفا شاه قیاس الدین مشهدی کشمیری را به جانشینی خود منصوب فرمودند. بعد از فوت حاج پیرصفا پیرزاده در محوطه مزار مرشد خود که در صفائیه قرار گرفته بود اقامت ورزید... پیرزاده در تاریخ ماه ذیحجه سنه1321هـ .ق فوت نمود و در جوار مزار حاج پیرصفا در باغ صفائیه مدفون گردید. آقای شیخ محمد حسن شریف الدین مشکور که والدش خواهرزاده شریعت سنگلجی بود... با شیخ محمدعلی شیرازی ملقب به تاج العالم آشنا گشته و با دلالت ایشان دست ارادت به محمد حسن قطب الدین دهلوی مشهور به شاه ولی الله بداد و پس از طی سال ها از جانب ایشان اجازه ی ارشاد یافت و سال ها بعد در سنه1354هـ .ش به جانشینی شاه ولی الله منسوب گردیدند... جناب آقای مشکور قطب سلسله کمیلیه کبرویه نوربخشیه می باشند... افراد این سلسله... ذکر خفی نیز دارند.(2)



 

کاظم محمدی می نویسد:

 

«این سلسله با وجود مشایخ بزرگی که دارد در هر دوره ای به نامی خوانده شده است و این نام ها در طول سلسله اند و نه در عرض آن. لذا چون خلافت و ارشاد طریقت جناب کمیل مستقیم و بلاواسطه از آن ذات مقدس است این طریقت را طریقت کمیلیه می نامند، در ادامه سلسله آن جناب چون شأن جناب نجم کبری از ویژگی خاصی برخوردار بوده است لذا این سلسله به کبرویه شهرت یافته، پس از آن جناب چون دور ارشاد و خلافت به جناب امیر سید علی همدانی رسیده است نام سلسله (همدانیه) شده و آنگاه که به جناب سید محمد نوربخش رسیده به (نوربخشیه) موسوم گشته است. لذا طریقت این سلسله از لحاظ نام به ترتیب کمیلیه کبرویه همدانیه نوربخشیه است که تا به امروز نیز این سلسله به نام های دیگری ادامه داشته و همچنین مریدان بسیاری هم دارد... بدین ترتیب جناب نجم کبری یازدهمین خلیفه طریقت از ناحیه کمیل بن زیاد است. ادامه این سلسله که تا به امروز نیز وجود دارد وشیخ سلسله حضور دارد بدین شرح است: ...26ـ محمدحسن کوزه کنانی تاج بخش،27ـ میرزا رضاقلی صفا، 28ـ محمدحسن شاه قیاس الدین کشمیری مشهدی، 29ـ محمدحسن قطب الدین شاه ولی الله دهلوی،30ـ محمد علی شیرازی تاج عالم، 31ـ عبدالرحمن شریف الدین، 32ـ حسین بدرالدین مشتاقعلی شاه.»(3) 

 

 

 حسین حیدرخانی می نویسد:

 

 

«از دست حضرت شیخ نجم الدین کبری عده کثیری شراب توبه و انابه نوشیدند و مشهور است که دوازده تن به مرتبه الهی خلافت حضرت ایشان رسیده اند که خلیفة الخلفاء شیخ رضی الدین علی لالا بوده اند و ادامه طریقت علیه علویه کمیلیه کبرویه از ایشان تا عصر حاضر جاری بوده که ترتیب آن چنین می باشد... مولانا شیخ محمدعلی شیرازی تاج عالم، مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور طهرانی دامت برکاته ـ».(4)



 

غیبت مشکور

 


محمدحسن شریف الدین مشکور ـ قطب فرقه کمیلیه کبرویه ـ در تاریخ 15/ 8/67 به همراه امید نجف آبادی و حسین عرب و ... اعدام می شود.(5)

 

حجت الاسلام شیخ محمد مردانی می فرمودند:

 

 

«زمانی که در پیشوای ورامین بوده و به شدت با صوفیه مبارزه می کردم، همراه با پسر ارشدم در جلسه ای که طباطبائی ـ مبلغ و مروج کمیلیه ـ هم حاضر بود وارد شدم. گفت: شنیدم با ما مخالف هستی؟ و این پرسش باب مباحثه را باز کرد و تا جایی پیش رفتم که پاسخی نداشت. گفت: باید قطب را بیاورم! گفتم: در این جمع قول بده چه زمانی او را می آوری؟ گفت: پس فردا، گفتم: آقایان همه شاهد باشند و همه هم تشریف بیاورید در همین منزل. فردا تلفن ناشناس زنگ زد که مشکور را گرفتند. به طباطبائی فشار آوردیم که آقا را بیاورید ولی پاسخ نداد. تحقیق کردیم و متوجه شدیم که او را همراه با یک ساک هروئین دستگیر کرده اند. فشار را بر طباطبائی بیشتر کردیم او گفت: آقا غیبت اختیار کرده!»

 

 

بعد از اعدام مشکور فرقه کمیلیه کبرویه با آسیب جدی رو به رو می شود و بسیاری از پیروان این فرقه توبه کرده و از صوفی گری دست می کشند.

 

 

 

 

مراتب ارادت حیدرخانی به مشکور

 

 

 


حیدرخانی در حیات مشکور از او چنین یاد می کرد:

  

 

«مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور طهرانی ـ دامت برکاته ـ »(6)، «حضرت مولانا مخدومی محمدحسن شریف الدین مشکور ـ روحی له الفداه ـ»(7)، «حضرت مخدومی پیر معظم و مکرم مولانا شیخ محمد حسن شریف الدین مشکور ـ روحی له الفداه، خلدالله خلافته ـ که در راه تربیت این ناتوان و حضرات سالکین کثرالله امثالهم تحمل فرموده اند»(8)، «جان تابناک انسان کامل خضر راه حضرت مولانا شیخ محمدحسن شریف الدین مشکور خلدالله خلافته و هدایته پیر معظم».(9)

 


بعد از مرگ مشکور در آثارش اشاره روشنی به او نمی کند و با ذکر: «پیر و مراد و مرشد ما شریف الملة و الدین» از او یاد می کند(10)،  حتی در تجدید چاپ آثاری که اسم مشکور در آنها ذکر شده بود، با فریبکاری آن را حذف می کند.(11)

 

 

 

حیدرخانی جانشین مشکور و با نام مستعار

 

 

 

حسین حیدرخانی ملقب به مشتاقعلی شاه(12) جانشین مشکور و قطب فعلی کمیلیه است.(13)

 

حیدرخانی با نام های مستعار آثارش را منتشر می کند. نام هایی همچون: کوکب اعظم کاکوئی(14) ، حسین بدرالدین(15) ، حسین عبدالمهدی(16)، علی امیر مستوفیان(17)، حسین بن حسن(18)، حسین سمنانی(19) و...

 

یکی از علت های پنهان شدن حیدرخانی زیر نام های مستعار فرار از شناخته شدن است زیرا او در تمام نوشته هایش سعی در تخریب فرقه های صوفیه مانند سلطان علی شاهیه، اهل حق، ذهبیه و امثال آنها و ترویج نامحسوس فرقه کمیلیه دارد و شناخته شدن او باعث دشمنی متقابل و رسوایی حیدرخانی می شود.

 

 

 

 

حیدرخانی  و روش جدید در تبلیغات

 

 

 


بعد از اعدام مشکور که آبرویی برای فرقه داران کمیلی مشرب باقی نماند و حجت بر فریب خوردگان تمام شد، حسین حیدرخانی برای ترویج عقائدش با طرحی نو وارد میدان تبلیغات شد.

مریدان حیدرخانی او را «مبتکر طرح جداسازی عرفان اصیل اسلامی از تصوف»(20) معرفی می کنند. خودش نیزتقریباً در همه آثارش به این مسئله اشاره می کند.(21)

 

با این تزویر از ذکر نام صریح فرقه کمیلیه احتراز کرده و با نام عرفان اصیل اسلامی و عرفان ناب شیعی، فرقه بی آبروی کمیلیه را ترویج می کنند.

 

طرح دیگر این بود که او بر خلاف مشکور که (به نقل دوست پژوهشگر بزرگوارمان جناب علوی فخر که در جلسات او شرکت داشته) با بنیانگذار انقلاب اسلامی مخالفت آشکار داشته، سعی می کند با القابی که به رهبر فعلی انقلاب می دهد، در ظاهر خودش را از صف مخالفان نظام جدا کند.(22)

 

 

 

 

بزرگان صوفیه در نگاه حیدرخانی

 

 


در مورد علاءالدوله سمنانی می گوید:

   

 « به گفته عارف شیعی رکن الدین علاء الدوله سمنانی کمیلی مشرب باید ...». (23)
و می گوید: «احمد بن محمد بن احمد بن محمد بیابانکی سمنانی ـ علاءالدوله سمنانی ـ ... نقش مهمی را در پیشرفت معارف عالی اسلامی شیعی خاصه آداب و رسوم و افکار علمی و سلوکی عرفان اصیل اسلامی که روح تشیع یعنی همان اسلام محمدی صلوات الله علیه است به عهده گرفت، تربیت یافتگان حوزه علمی و معنوی آن بلندپایه که در عصر خود پرچم دار علم و فضیلت به شمار می رفت اندیشه مترقی و تابناک و انسان ساز آن انسان کامل را در دل اجتماعات بشری پیش بردند...». (24)



  

و در مورد نسفی و حموی می گوید:

  

 «نظر به عزیزالدین نسفی که مستفیض بل مست فیض از استادش عارف شیعی سعدالدین حموی دست پروده نجم الدین کبری کمیلی مشرب است می تواند حلاوتی به آنچه تحریر شده بخشد.» (25)

  

و در مورد محمد نوربخش می گوید:

  

 

«فخر المحدثین، شمس المفسرین، اورع الفقهاء و المجتهدین، سلطان العارفین، کهف الواصلین، مربی السالکین، سید المجاهدین، غوث المتاخرین، امیر سید محمد نوربخش که یگانه زمان و نادره دوران خویش بود». (26)



 

و در مورد عطار نیشابوری می گوید:

  

 

«بدون تردید ابوحامد محمد بن ابراهیم فریدالدین عطار نیشابوری شیعه و کبروی مشرب بوده است.»(27)

 

 

 در مورد نورعلیشاه ثانی ـ قطب فرقه سلطان علی شاهی ـ می نویسد:

   

«عارفی وارسته از کویر خراسان که این مقام ـ لامسه دل ـ را دیده و به جان حقایق را چشیده می فرماید...»(28)

 

 

 

در مورد زین العابدین شیروانی در «تعلیقات ریاض السیاحه» می نویسد:

  

«این عرض ادب به ساحت اقدس حضرات مشایخ طریقت علی الخصوص جناب شیروانی موجبات  فتوحات معنوی گردد.» (29)

 

 

 

و هم چنین زین العابدین شیروانی را قطب العارفین(30) نامیده است.

  

به راستی حیدرخانی را مبتکر طرح جداسازی عرفان و تصوف دانستن مضحک نیست؟ (31)

 

 

نشر راه نیکان پایگاه فرقه کمیلیه

 

 

 


نشر راه نیکان که در ظاهر هدفی جز مبارزه با فرقه های ضاله را دنبال نمی کند، وابسته به حسین حیدرخانی است. هدف اصلی این نشر تخریب فرقه های صوفیه و نشر عقائد حیدرخانی و مریدانش می باشد.

 

 

مسئولین و نویسندگان این انتشارات عبارتند از:

 

فرهاد سلسبیلی ـ مدیر نشر راه نیکان ـ (شناخت امام و جایگاه او در نظام هستی/ 7؛ اقرار به علی/24) از مریدان و افراد وابسته به قطب کمیلیه است: (محمد تصویر جمال خدا 2/ 1371؛ آداب وادی خاموشان/77؛ فاطمه تجلی غیب/23).

 

 عباس گودرزی از مسئولین اصلی نشر راه نیکان ـ که حساب بانکی انتشارات به نام او می باشد ـ مرید حیدر خانی بوده و شخص حیدرخانی به این مطلب اشاره کرده است: (قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی/13؛ گنجینه اسرار/363 ؛ محمد تصویر جمال خدا2/ 1537؛ از زمین کربلا تا عرش/59 ).

 

 

 

 نویسندگان اصلی نشر راه نیکان نیز از مریدان حیدرخانی هستند که حیدرخانی در آثارش به آنها اشاره کرده یا خود اعتراف نموده اند:

 


مهدی عمادی ـ محب علی ـ (از زمین کربلا تا عرش/111؛ قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی/110)؛ محمد رضا روستا ـ یارعلی ـ (محمد تصویر جمال خدا 2/1536؛ اسرار التوحید/64؛ آداب وادی خاموشان/72) ؛ عبدالرضا بار فروش (قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی/13؛ محمد تصویر جمال خدا 1/4 و 2/1537)؛ محمد باقر نحوی (فاطمه تجلی غیب/23 و 24 و 34)؛ سید ملک محمد مرعشی (قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی/352؛ محمد تصویر جمال خدا 2/1537)؛ محمد حیدرخانی (پژوهشی پیرامون اتصال صوفیه به امامان/87 و11) و ...

 


 بعضی از مسئولین پخش کتاب های این نشر مانند: آقای پیشوا که پشت جلد کتاب های این نشر معرفی شده اند، به اعتراف خودشان بیش از ده سال مرید حیدرخانی بوده و هستند.

 


مسئولین و نویسندگان اصلی نشر راه نیکان دو راه بیشتر ندارند، یا اینکه بگویند: ما کمیلی نبوده ایم و کمیلیه باطل است! یا اینکه بگویند: ما کمیلی هستیم، اما کمیلیه باطل است.

 


  در فرض اول بطلان کمیلیه را از  آنها می پذیریم اما برای اثبات کمیلی نبودن آنها به تمام دلائل و اسنادی که از کتاب های خودشان ارائه کردیم، پاسخ بدهند و باب مباحثه درباره هر آنچه مطرح شده ـ کتبی یا حضوری ـ مفتوح است.
و اما در  فرض دوم از آنها می خواهیم به این پرسش پاسخ دهند، که اگر کمیلیه باطل است چرا کمیلی هستید؟ (32)

 


امید که مسئولین با دقت بیشتری فعالیت های این فرقه را بررسی کرده و محققان خالص که هدفی جز دفاع از مکتب اهل بیت علیهم السلام ندارند، فریب آنها را نخورند.

 

 

 


-----------------------------
پی نوشت ها:
1- البدعة و التحرف / 6.
2- سیری در تصوف / 292-297.
3- نجم کبری/ 286- 287.
4- دو رساله عرفانی/270و 271.
5-سیری کوتاه در  مرام صوفی گری /82 و 83.
6- دو رساله عرفانی/ 271.
7- همان / 283و 284.
8- همان/ 305.
9- همان/ 347.
10- قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی/ 104.
11- پژوهشی پیرامون اتصال صوفیه به امامان، محمد حیدرخانی، نشر راه نیکان/ 89-167 مقایسه شود با: دو رساله ی عرفانی، حسین بدرالدین، نشر صفا / 12-271.
12- داستان عارفان/ 7؛ مناظر المحاضر للمناظر الحاضر/ 7؛ اوراد فتحیه/ 6.
13- نجم کبری/ 287.
14-در ص12کتاب نخستین تجلی که نویسنده آن حیدرخانی است و توسط نشر نخل دانش به نام کوکب اعظم کاکوئی منتشر شده است، می نویسد: (تحریر ساعت یک و نیم بعداز ظهر روز جمعه 26 اسفند 1373 مطابق پانزدهم شوال المکرم سنه 1415. خاک پای شیعیان، کوکب اعظم کاکوئی)، در صورتی که همین کتاب وفات کوکب اعظم را 23 آبان 1372 ذکر می کند!
15- از زمین کربلا تا عرش، نشر مهتاب؛ قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلی، نشر مهتاب؛ غفلت، نشر راه نیکان؛ عبور از خود، نشر راه نیکان، مدعیان دروغین، نشر راه نیکان؛ چراغ راه کمال، نشر راه نیکان و ...
16- راه وصال امام زمان با نام حسین عبدالمهدی توسط نشر مهتاب منتشر شده و در ص173 اعتراف می کند که نگارنده این سطور حسین حیدرخانی است.
17-رهبران ضلالت با نام علی امیرمستوفیان توسط نشر راه نیکان منتشر شده، اما در ص248 مشخص می شود که نگارنده حسین حیدرخانی است.
18- اوراد فتحیه، نشر مروی.
19- آستان وصال حضرت دوست، نشر نخل دانش؛ آداب عزاداری شهیدان کربلا، نشر راه نیکان.
20- حسن بصری چهره جنجالی تصوف/ 276.
21-اسرارالتوحید، نشرسنایی/52؛ گنجینه اسرار،نشرسنایی/ 351 و ...
22- سماع عارفان/ 78.
23- قمر بنی هاشم ظهور عشق اعلا / 105.
24- مناظر المحاضر للمناظر الحاضر/ 9.
25- همان/ 104.
26- میراث عارفانه جاودانه/ 15.
27- لسان الغیب/ 85.
28- تجلی نور بیداری بر قلب سالک/ 79.
29- همان /30و 31.
 حیدرخانی و مریدانش بشدت با حسن بصری مخالفت می ورزند، و کتاب هایی که در مخالفت با این فرد منتشر می کنند، شاهد این ادعا است (حسن بصری چهره جنجالی تصوف، حسن بصری پیر پیران اهل نفاق، حسن بصری از واقعیت تا افسانه، سخن تلخ شیرین). اما در واقع علت مخالفت آنها با حسن بصری بر سر این مطلب است که او را بر خلاف دیگر فرقه های صوفیه همچون سلطان علی شاهی حلقه اتصال به امام علی نمی دانند و کمیل را حلقه اتصال می دانند(سجاده نشینان عشق، محمدرضا یزدی، نشر علم/ 56).
30- ریاض السیاحه، نشر سعدی/30.
31- جالب آنکه کسی این لقب را به حیدر خانی می دهد، که قبلا نوشته: (از گذشته های دور ... عرفان و تصوف دو جدا از هم بوده ؛ دیدی که راز پنهان آخر شد آشکارا / 106).
32-راه سوم که بگویند: ما کمیلی بودیم ولی توبه کرده ایم، وجود ندارد. زیرا: اولاً، کمیلی ها تصریح کرده اند که قطب فرقه  ـ حسین حیدرخانی ـ بر منصب قطبیت حضور داشته و مریدان بسیاری هم دارد (کبروی
مسلکان /75 و 76؛ نجم کبری/ 207 و 208؛ 286 و 287). دوماً، قطب فعلی کمیلیه و مریدانش در آثاری که بعد از مرگ مشکور تا زمان حاضر منتشر کرده اند، نه تنها همچون کیوان قزوینی از گذشته خود اظهار پشیمانی نکرده اند بلکه به عقائدشان پایبند هستند که به نمونه هایی از آن با اسناد محکم از کتاب های خودشان اشاره شد. سوماً، به فرض که در یکی از کتاب های نشر راه نیکان که نویسنده آن از مریدان اصلی حیدرخانی نباشد ـ یا باشد ـ برای پوشاندن رد پای فرقه در مدیریت انتشارات اشکالی سطحی و کلی به فرقه کمیلیه وارد شده باشد، تنها ثابت می کند که آن یک نفر نویسنده  ـ اگر از فرقه کمیلیه نیست ـ با همان عقیده ای که به آن اشکال کرده موافق نیست و اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند و همه اشکالات ما باز هم وارد است، و اگر آن نویسنده از فرقه کمیلیه باشد، ثابت می شود با اینکه کمیلی مشرب است، چنین اشکال سطحی و کلی را مطرح کرده تا ردپای قطبش در مدیریت نشر را بپوشاند.
ناگفته نماند که کمیلیان به این تزویر اشاره ای داشته اند:(این طیف قلم زن که جز دستبرد به آثار مولفان محقق تصوف شناس، سرمایه ای ندارند تحریک شده های با واسطه ی فرقه های کهنه کار صوفیه اند تا بعد از آنکه ورق پاره هائی را به نام نقد تصوف سیاه کردند و در دسترس قرار گرفت، صوفیه آنها را به عنوان سند بی سوادی، نا آگاهی، بی اطلاعی و شهرت طلبی مخالفان خود مورد استناد قرار دهند. درست مانند سیاست سیاه انگلیس که می گفتند قبل از مشروطه عده ای داشت تا زنده و مرده باد برایش سر دهند؛ کمیلی مشربان/ 6) .

 

 

خواندن 733 دفعه
آخرین ویرایش در یکشنبه, 06 تیر 1395 ساعت 13:04

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید