فصلنامه نور الصادق

یک پرسش از مرجع عالیقدر شیعه آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 6

  


یک پرسش از مرجع عالیقدر شیعه

 

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی( مدظله العالی)

 

 

 

 

سؤال: پس از سلام و عرض ارادت، مطالبی جهت اینجانب و بعضی از گویندگان مذهبی مجهول بود، استدعا دارم آن حضرت ما را راهنمایی فرمایند.

 

 

آیا مطلب ذیل که به عنوان حدیث در میان عامه منتشر گردیده، واقعاً حدیث است یا نه؟ در صورت صحیح السند بودن، نشانی دقیق آن را معین و معنی صحیح آن را مرقوم فرمایید. «علیٌ مَمسُوس فی ذاتِ الله»

 

 

جواب: این حدیث را حافظ ابونعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء از کعب بن عجره، از پدرش از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و هیثمی در مجمع الزوائد ج9، ص131، از طبرانی در معجم کبیر و اوسط از کعب بن عجره از پدرش روایت کرده است به این لفظ: «قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «لا تسبّوا علیاً فإنه ممسوس فی ذات الله»

 

 

همچنین «مناوی» ـ از علمای اهل سنت ـ آن را در کتاب «کنوز الحقایق فی حدیث خیر الخلائق» از «ابونعیم اصفهانی» روایت کرده است. «علامه مجلسی» نیز در «بحار» در باب «کفر من سَبَّهُ او تبرأ منه» از «ابونعیم» روایت فرموده و با بیانی آن را شرح کرده است.

 

«احمد» در «مسند» ج3، ص 86، از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده است که فرمود «فو الله إنه لأخشن فی ذات الله أو فی سبیل الله»، و به این لفظ نیز روایت کرده: «إن علیاً لا خیشن فی ذات الله». بدیهی است این حدیث غیر از حدیث اول است.

 

اما از طریق شیعه بر حسب کتاب «اجازات بحار»، مولی نظام الدین السید احمد بن السید محمد معصوم الحسینی ـ که از علمای بزرگ و پدر عالم جلیل «سید علی خان» مؤلف «ریاض السالکین» و «سلافه العصر» ـ است در اجازه ای که برای سید جمال الدین محمد بن السید عبدالحسین الحسینی البحرانی ـ که او نیز از مفاخر عالم علم است ـ مرقوم فرموده، مسنداً این حدیث را از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به این لفظ روایت کرده است: «إن علیاً ممسوس فی ذات الله».

 

 

در خاتمه با بیان سند حدیث، مناسب است مختصری را نیز به عنوان شرح آن اضافه نماییم: این جمله، اشاره به مقام کمال ایمان، و تسلیم مطلق و توجه تام حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به خداوند متعال و از خودبیخودی و خودنبینی و اطاعت محض آن حضرت از احکام خدا دارد. مقامی که متصرّف در وجود و مالک قلب و اراده و نیّت صاحب آن در اجرای اوامر الهی و جهاد فی سبیل الله و اقامه حق و عدل هیچ چیز و هیچ کس جز خدا نیست.

 

برخلاف مردم، متعارف و اکثریت ملاحظات و تزلزل یا تثبیت مواضع شخصی، وجاهت اجتماعی، مقاصد سیاسی، خشم و یا خوشنودی و تشویق یا ملامت و حبّ و بغض این و آن او را از انجام وظایف باز نمی دارد.

 

 

آری، آن حضرت ظهور اکمل «كونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی أنفسكم»(1).

 

  

«یجاهدون فی سبیل الله لا یخافون لومه لائم»(2).

  

 

«لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذكر الله» (3) بود. بی باکانه در هر موضوع و هر پیش آمد فرمان و حکم خدا و رسول را اجرا می کرد و در غزوات و میادین جهاد بی خوف و بیم و بی هیچ اندیشه جلب نفع یا ترس از وقوع در ضرر، از خطرات استقبال داشت، و مانند کسی که نیروی اندیشه در این امور و تأمل در عواقب خطرناک آن نداشته باشد عمل می فرمود.

 

 

 از جنگ «موته» که حضرت «جعفر طیّار»، «زید بن حارثه» و «عبدالله بن رواحه» به درجه ی رفیعه ی شهادت رسیدند، راجع به منزلت و درجه این سه شهید عالی مقام، رویایی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که از آن علوّ درجه ی جعفر و زید بر عبدالله با اندک اندیشه ای ـ که شاید از یک لحظه درنگ هم تجاوز نکرد ـ به میدان رفت.

 

این سه نفر همه به شهادت رسیدند و هر سه عالیقدر و شهید فی سبیل الله هستند، اما چون در این موقف و مهلکه آن دو بی باکانه تر بودند، رتبه بالاتری را جایز شدند.

 

 

حال ممسوسیّت فی ذات الله چنین حالی است. حالی است که اگر چه مرتبه کمال قوّه عقلانی است، در انظار مردم متعارف که در کار دین و آخرت حساب های دنیایی را کم و بیش ملاحظه می نمایند، بی فکری محسوب می شود در صورتی که بلوغ و رشد حقیقی انسان نیل به این مرتبه و مقام است.

 

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این خصیصه عالیّه ـ که مرتبه ی کمال تفوّق و علوّ انسان و فرشته است و «ممسوس فی ذات الله» تعبیری از آن است ـ مرتبه اکمل و اعلی را دارا بود. در تمام عمر و در تمام مواضع سیاسی و اجتماعی و در همه غزوات و در هر کجا و هر شرایطی فقط به وجه الله می نگریست و به پی آمدها و عکس العمل های منفی یا مثبت این مواقف برای شخص خود و یا کسان و وابستگانش نمی اندیشید.

 

 

پی آمدهای فداکاری ها و جهاد آن حضرت در غزوات و قتل سران کفر و شرک از جمله همان کینه ها و عقده هایی بود که خاندان و قبایل آن ها، خصوصاً بنی امیّه از آن حضرت و اهل بیتش در دل گرفتند، که آن احقاد بدریّه و حنینیّه و احدیّه و ... ـ که همه در واقع احقادشان از پیروزی اسلام و دین توحید و موفقیت رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) بود ـ پس از رحلت پیغمبر ظاهر شد، و از اسباب مهم ورود آن همه مصایب و نوائب بر اهل بیت(علیهم السلام) شد.

 

 

ولی علی (علیه السلام) کسی نبود که خوش نشینی، راحت طلبی و آسایش خود و کسانش را بر نصرت اسلام و اطاعت از فرمان خدا و رسول برگزیند و در این موقف به مثل این حساب ها بیاندیشد. و از طرف شدن با تمام خلق جهان، در راه انجام وظایف الهی هراس داشته باشد.

 

 

آن حسابی که او داشت از این حساب های به اصطلاح زیرکانه و عاقلانه دیگران خارج بود.

 

او ممسوس فی ذات الله بود و مانند شخص غیر ملتفت و غافل از این حساب ها، عمل می کرد.


اگر او در اقدامات و کارهایش چنین حساب هایی کرده بود ـ همان طور که حتی دشمنانش معترف بودند ـ «لما قام للإسلام عمود» اسلام برپا نمی شد و پرچم توحید به اهتزاز درنمی آمد.

 

 

سلام الله علیك یا امیرالمؤمنین و یا امام الموحدّین و یا یعسوب الّدین و علی ابن عمك و أخیك رسول الله و علی اهل بیتك الطّاهرین.

 

 

 

-----------------------------------
پی نوشت ها:

 

1- نساء:135


2- مائده:37


3- نور:37

 

 

 

 

خواندن 562 دفعه
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 08 دی 1395 ساعت 10:58

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید