فصلنامه نور الصادق

نظرها و اعتراف ها

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 12

 

 نظـــــــــرها

 و

 اعتــراف ها

 

 

 

 امام خمینی :

khomini

 

 

ابن عربی می‏گوید: پیغمبـر از دنیا رفـت و جانشینی برای خود معین نکرد.

و امام خمینی در جوابابن عربی می‏فرماید: و هذا من اقبح القبایح.

 

 

 

 

متن جواب امام خمینی به ابن عربی:

 

خلافت ظاهری و منصب الـهی [یعنی جانشیـنی رسول الله و زمامداری امت که از منـاصب الـهی است] امـری اسـت کـه بـر مـردم پـوشیـده و مخفی است و این باید با نـص و تعییـن آن از جانـب وحـی اظـهار شود زیرا امر خلافت از اعظم فرائض است بـرای رسـول‏ الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و تضییع این امر خطیر موجب تشتت امر خلافت و مختل شدن اساس نبوت و اضمحلال آثار شریعت می‏شود و این از قبیح ترین قبائح است که هیچکس حاضر نیست چنین کاری را به انسانهای معمولی نسبت بدهد چه رسد به پیغمبر مکرّم و رسول معظم.(1)                              

   

 

 

 ayatollah shirazi1

محضر مبارک مرجع عالیقدر

 

حضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی مدظلّه العالی

 

   

 

س)  باابلاغ سلام و تحیات وافره به عرض مبارک می‏رساند با توجه به اینکه  متون کتب فلاسفه و عرفا مانند فصوص الحکم و فتوحات محی‏الدین  عربی و اسفار ملاصدرا دارای اشکالات زیاد و فاحشی می‏باشد بطوریکه بعضاً با ضروریات دین تباین کلی پیدا می‏کند از قبیل مسئله توحید، معاد، امامت، عذاب و ... که امام خمینی(قدس سره)  هـم اشکالات اساسی به این کتابها وارد کرده است و فعلاً نـیز همین عقاید از طرق مختلف به مردم مخصوصاً به نسل جوان و مبتدیان حوزوی و دانشگاهی تزریق می‏شود خواهشمند است برای آگاهی مردم و نجات آنها از انحرافات اعتقادی که از بدترین نوع انحراف است نظر مبارک خود در مورد تعلیم و تعلم فلسفه و عرفان های اصطلاحی و رایج را بصورت واضح و شفاف مرقوم فرمایید.

 

 

خداوند انشاءالله تحت توجهات حضرت ولی عصرارواحنا فداه طول عمر با عزت مقرون به صحت و عافیت کامل به حضرتعالی عنایت بفرماید.

 

 

 بسمه تعالی

 

سلام علیکم

 

ج) قرآن مجید، رسول خدا و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) دستور اکید بر گرفتن دانش‏های دینی را از قرآن، رسول و اهل بیت نموده و نهی شدید از گرفتن آن از غیر این سه منبع فرمودند و گرفتن از غیر آنان مساوی با انکار آنان است، لذا بر مؤمنین واجب است که اول دانش های دینی خود مخصوصاً اصول دین را با گرفتن از کتابهایی مانند ((توحید مفضّل)) و ((توحید)) و نیز ((معانی الاخبار)) شیخ صدوق و ((اصول کافی)) محکم و استوار نموده و سپس برای واقف شدن بر اشتباهات متون فلسفی و مانند آن به مطالعه آن بپردازند که آنگاه در اثر پشتوانه حدیثی اصول دین به خوبی می‏توانند اشتباهات را واقف گردند و حتی رد نمایند.

 

 

 

 

 

پروفسور عبدالجواد فلاطوری :

 

پایه ‏هایی که اساس فلسفه ‏ی صدرالمتألهین بر آن بوده است الآن فرو ریخته است.

 

آیـا اصلاً مایه‏ی خـجالـت نیست که ما بیاییم استـحکام آیات قرآن را با اسـتنـاد  بـه اقـوال  فیلسوفان تأیید کنیم؟!(2)

                            

 

 

 

 

علامه محمد تقی جعفری :jafari

مکتب وحدت(وجود و وحدت) موجود، با روش انبیاء و سفراء حقیقی مبدأ اعلی  تقریباً دو جاده‏ی مخالف بـوده و به همدیگر مربوط نیستند، زیـرا انبیاء همگی و  دائماً بر خدای واحد، ماوراء سنخ این موجـودات مادی و صـوری تبلیغ و دعوت  کردند و معبود را غیر از عابد تشخیص و خالق را غیر از مخلوق بیان کرده ‏اند. (3)

          

        

 

علامه محقق آیت الله حاج سید جعفر سیدان:sayedan

 

یکی از موارد در مسئله معاد این است که آخوند ملاصدرا در اسفار اصرار دارد بر اینکه عذاب برای خالدین در جهنم عذب و گوارا می‏گردد، و چون مبانی و افکار ساخته و پرداخته ایشان و امثال ایشان در نفوسشان رسوخ کرده و برای خود مبنایی اخذ کرده ‏اند و بر اثر شـبهاتی به مطـالبی انس گرفته‏اند ، با این که  مسئله عذاب و رنج و گرفتاری شدید و شکنجه‏های گوناگون برای خـالدین در نار (معاندین با حضرت حق) از قطعیات قرآن و حدیث است. با این حال گفتهاند که خالدین در جهنم از آتش و دیگر وسیلههای گرفتاری در دوزخ نه تنها رنج نمیبرند بلکه بسیار خوش و خشنود و در لذت کامل بسر میبرند.

 

  

ملاصدرا در ادلّه خود به عنوان تأیید مطلب، از ابن عربی نقل می‏کند:

 

(فهم یتلذذون بما هم فیه من نار و زمهریر و ما فیها من لدغ الحیات و العقارب كما یلتذ أهل الجنه بالظلال و النور و لثم الحسان من الحور)

 

 

  

 

عرفان چیست و عارف کیست؟

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی :sistanii

 

عرفان شناخت خداوند است و عرفان واقعی آن است که انبیاء و ائمه(علیهم السلام) پرچمدار آن بودند و مردم را به سوی آن هدایت می کردند و اما مدعیان عرفان که در مقابل آنها [انبیاء و ائمه(علیهم السلام )] مکتبی بنا نهاده‏اند(4) پیروان باطل هستند و باید با آنها مبارزه شود.

 

 

 

 

حضرت آیت الله العظمی بهجت:bahjatt1

 

مهم عمل به وظایف شرعیه است ، عمل به دستورات آسمانی عرفان واقعی را بر انسان می‏نمایاند و به جایی می‏رسد که می‏گوید: ما اَعبُدُ ربّا لَم اَرَه، عرفان حقیقی از التزام کامل به تمامی دستورات شرع مقدس که اهم دستورات آن ترک معصیت در اعتقاد و عمل است، حاصل می‏گردد و منحصر به شخص مخصوصی نیست، بلکه برای همه می‏باشد و این التزام به عقیده و عمل باید در همه باشد تا نتیجه دهد آن هم به مراتب.(5)               

        مناظرات و مکاتبات، 153

 

 

 

 

 

تحریم فلسفه و عرفان از جانب آیت الله العظمی  سید ابوالحسن اصفهانی

 

 

abolhasan.esfahani

مرحوم سیّد ابوالحسن اصفهانی،  سیّد حسن مسقطی راکه درس فلسفه و عرفان می‏داد  از نجف بیرون کرد و تدریس فلسفه و عرفان را تحریم کرد.

 

آقای عربشاهی در کتاب نقدی قویم بر کج راهه‏ای به نام صراط مستقیم چنین می‏نویسد:

 

 

اخیراً به کتاب ((صراط مستقیم)) برخورد کردم و با خواندن آن بسیار متأثر گشتم زیرا جمعی از شاگردان ایشان [سید محمد حسین طهرانی] را که تظاهر به اخلاق می‏نمودند و در عمل و نوشتار، فاقد آن دیدم همان گونه که از خود ایشان (حجة الاسلام طهرانی) در کتاب روح مجرد نسبت به بعضی از بزرگان مانند آیت الله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی جسارت شده است.

 

 

در صفحه‏ ی 102 روح مجرّد نسبت به سیّد حسن مسقطی می‏نویسد:

 

  وی در صحن مطهر امیر المؤمنین (علیه السلام) در نجف می نشست و طلّاب را درس حکمت و عرفان می‏داد و چنان شور و هیجانی برپا نموده بود که با دروس متین و استوار خود، روح توحید و خلوص و طهارت را در طلّاب می‏دمید و آنان را از دنیا اعراض داده و به سوی عقبی و عالم حق سوق می‏داد.

 

اطرافیان مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی به ایشان رساندند که اگر او به دروس خود ادامه دهد حوزه‏ ی علمیّه را منقلب به حوزه‏ی توحیدی می‏نماید و همه‏ ی طلّاب را به عالم ربوبی حق، و به حق عبودیت خود می‏رساند. لهذا او تدریس علم حکمت و عرفان را در نجف تحریم کرد و به آقا سید حسن هم امر کرد تا به مسقط برود ... (6)

 

  

[آری مرحوم سید، مرجع علی الاطلاق شیعه و زعیم حوزه‏ ی علمیّه‏ ی نجف که دهر مانند آن را کم دیده و در توسلات و تعبدات کم نظیر بود به خاطر ترویج تصوف و عقایدی که آن را مغایر با اسلام می‏دانست از ادامه‏ ی درس وی (مسقطی)، جلوگیری نموده و دستور خروج وی را از حوزه‏ ی علمیّه‏ ی نجف صادر کرد.

 

 

اما متأسفانه این گونه تفسیر می‏شود که حوزه‏ی علمیّه ‏ی نجف را نستجیر بالله از توحیدی شدن بازداشته و به سوی دنیا سوق داده است. اخیراً کتابی در احوالات و کمالات عرفانی سید حسن مسقطی نوشته شده و در آن کتاب تصریح شده که سلسله طریقتی ایشان به معروف کرخی (از مشاهیر صوفیه‏ ی اهل سنت) می‏رسد.

 

 

 البته ناگفته نماند بنده جهت اطمینان از این نکته نزد پسر سید هاشم حدّاد حضور یافتم و طیّ صحبتی با ایشان، پسر سید هاشم چنین گفت: سید ابوالحسن باید در روز قیامت پاسخ گو باشد که چرا سید حسن مسقطی را از نجف اخراج کرد؟

 

 

 مرحوم سید ابوالحسن مورد عنایت خاصّ امام زمان(عج) بود و مکرر خدمت حضرت مشرف شده بود که در میان معاصرین کمتر کسی به مانندش یافت می‏شود.

 

[برای اطلاع بیشتر به کتب سراج المعانی، زندگی جاویدان و گلشن ابرار جلد 1 در احوالات مرحوم سید مراجعه بفرمایید.]

 

 

 

نقدی قویم بر کج راهه‏ای به نام صراط مستقیم، صفحه 2

 

 

 

  

ابن عربی و عصمت عمر

 

 

آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی (ره):

 

 ابن عربی در همین کتاب [مسامرة الابرار] ابوبکر و عمر و عثمـان و علی(علیه السلام ) و حسن(علیه السلام)و  معاویه‏بن‏یزید و عمر‏بن‏عبدالعزیز و متوکل را از  اقطابی دانسته که دارای خلافت ظاهری و باطنی  هر دو بوده‏اند و در همان  کتاب می‏گوید ریشه ی گمراهیها از شیعه  است و نیز تصریح میکند که عمر معصوم بوده است.

     

 

 

ابن عربی و عصمت عمر :

 

 

ابن عربی برای عمربن خطاب مقام ویژهای از تقوا قائل شده است و آن را منشأ عصمت وی میداند؛ در فتوحات میگوید: لهذا قال(صلی الله علیه و آله و سلم) فی عمر بن الخطاب (حین) یذکر ما أعطاه الله من القوّة:

 

یا عمر ما لقیک الشیطان فی فجّ الاّ سلک فجّاً غیر فجّک فدلّ علی عصمته بشهادة المعصوم و قد علمنا ان الشّیطان ما یسلک قط بنا الاّ الی الباطل و هو غیر فجّ عمر بن الخطاب فما کان عمر یسلک الاّ الی فجاج الحق بالنص فکان ممن لا تأخذه فی الله لومة لائم فی جمیع مسالکه.

 

... به همین جهت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که نیرویی را که خدا به عمربن خطاب داده است به یاد آورد درباره او فرمود: ای عمر! شیطان تو را در راهی ملاقات نمیکند مگر این که راه دیگری غیر از راه تو را میپیماید. این حدیث دلالت دارد که به شهادت معصوم (پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم )) عمر معصوم است. زیرا ما میدانیم که شیطان هیچگاه ما را به راهی نمیبرد مگر راه باطل و آن راه غیر از راه عمر است، پس عمر به دلالت این نص، راههای حق را میپیماید پس او از کسانی است که در تمام روشهایش در راه خدا، از سرزنش هیچ سرزنش کنندهای نمی هراسد.(7)

 

 

 

 

 

 

 ارزش کلمات عرفا تا به کجا می رسد؟

 

 

سید جلال آشتیانی:

کلمات عُرفا [عظمای از متصوفه اسلامی مثل محـی‏الدین و صـدرالدین قونوی و جمال الدین کاشی و قیصری و عزالدین کاشی] در اسرار راجعه به مبدء و معاد، دلپذیرتر ازمبانی کلمات حکماء و طریقه‏ی انبیاء عظام وائمه‏ی کرام است.(8)

 

 

 

 

ابن عربی در فضائل ابی بکر چنین می گوید :

 

 

یدخل العبد فی عبادته من ایّ ابواب الجنّة و إن شاء من الابواب کلها فی ضمن الواحد الفرد کَابی بکر الصدیق دخل منها کلها فی یوم  واد.(9)                                    

 

یعنی عبد در عبادت خودش داخل بهشت میشود از هر یک از درهای بهشت و اگر بخواهد وارد بهشت میشود از همهی درهای آن در ضمن فرد واحد {یعنی در آنِ واحد} مثل ابوبکر صدیق که داخل در بهشت شد از همهی درهای بهشت در یک روز {مراد در آن واحد}

 

ابن عربی در جای دیگر در فضائل ابوبکر چنین میگوید: ما سمعت عن احدٍ نبه علی هذا المقام الا عن ابی بکر الصدیق رضی الله عنه فی حین واحد من جمیع الابواب الجنة الثمانیة.(10)

 

 

 

 

 

جلال الدین مولوی :

 

 

مولوی فضائل اهل بیت(علیهم السلام) را به حساب ابوبکر و عمر و عثمان میآورد.

 

حدیث: ((مثل اهل بیتی كمثل سفینة نوح من تمسّك بها نجی و من تخلف عنها غرق))(11)را چنین تحریف می کند!

 

 

 

 

بهر این فرمود پیغـمبـر که مـن           همچو کـشــتیم به طـوفان زمن

     

         ما و اصحابیم چون کشتی نوح           هرکه دست اندر زند یابد فتوح(12)

 

 

 

 

 

 

 

آیت الله سید علی قاضی(ره) :

 

 

در فلسفه از دین خبری نیست.  

                                          آیت الله حاج شیخ جواد کربلایی

                                          کتاب عرفان متعالی صفحه 34

 

 

 

 

 

 

 

 

---------------------------------------

پی نوشت ها:

 

1-  تعلیقات بر شرح فصوص الحکم صفحه 196

 

2- کتاب فلاطوری صفحه162

 

3- مبدأ اعلی / 74

 

4- مانند ابن عربی عربی و مولوی و منصور حلاج و ملاصدرا که در هر شماره‏ای از این فصلنامه وزین به پاره‏ای از انحرافات اساسی آنها اشاره می‏شود.

 

5- اما عرفان واقعی از عدم التزام به دستورات شرع مقدس و اباحه‏گری و صلح کلی و تحلیل حرام و تحریم حلال و اسقاط تکالیف و شاهد بازی و حتی شراب خواری و عیاشی و ... حاصل نمی‏گردد.

 

6- مضمون این مطلب در کتاب عطش (شرح حال مرحوم قاضی) آمده است.

 

7- فتوحات، ج 1، ص 200، باب الثلاثون

 

8- شرح مقدمه قیصری، فصوص الحکم، صفحه 74

 

9- فتوحات 193/7  چاپ بیروت

 

10- فتوحات 238/2و193/7چاپ بیروت

 

11- مثل اهل بیت من مثل کشتی حضرت نوح است هر کس به آن تمسّک کند نجات پیدا می کند و هر کس از آن تخلف کند غرق می شود .

 

12- مثنوی دفتر چهارم ص 353

 

 

 

 

 

خواندن 1603 دفعه
آخرین ویرایش در دوشنبه, 13 دی 1395 ساعت 13:27

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید