فصلنامه نور الصادق

با خوانندگان نورالصادق

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 15-14

 

 

 اشاره:

 

متن حاضر اعتراض شديد استاد حاج عباس سليمي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است در مورد کتاب «برگهايي از داستان موسيقي ايران» که با يارانه هاي بودجه ي بيت المال به چاپ رسيده است و نيز اعتراض به وزارت ارشاد در مورد تلاش بي حساب براي ترويج موسيقي و غنا و مظاهر بي بند و باري در اين مملکت است. اين نامه در روزنامه ي جمهوري اسلامي مورخ 20 مرداد 1389 به چاپ رسيده است که يکي از خوانندگان عزيز نورالصادق آن را براي دفتر مرکزي اين مجله فرستاده است.

 

از خوانندگان عزيز نورالصادق درخواست مي شود با مطالعه ي اين نامه هشداردهنده، نظر خود را براي اين مجله ارسال نمايند تا در شماره هاي آينده پس از بررسي چاپ شود.

 

 

 

 

 

نامه آيت الله سبحاني به مجله ي نورالصادق

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

هيئت محترم تحريريه ي (نورالصادق(عليه السلام))

 

 

سلام الله عليكم و رحمة الله

 

 

توفيقات همگان را در تبليغ اسلام ناب، به شيوه ي تشيع واقعي از خداوند متعال خواهانم.

 

 

نشريه ي عزيزان به دستم رسيد تا آنجا که وقت، اجازه مي داد مطالعه کردم. تمام مقالات، حاکي از نيت پاک نويسندگان آن است که واقعاً مي خواهند جامعه را از انديشه هاي خرافي برهانند و چهره ي واقعي اسلام را نشان دهند.

 

 

 

 

ولي اين نکته مانع از آن نيست که اموري را تذکر دهم:

 

1ـ در يکي از مقالات، از مرحوم شيخ عبدالله يزدي ـ رضوان الله عليه ـ نقل شده بود که گويا ميرزاي اصفهاني مي فرمود: اعجاز قرآن مربوط به معارف آن است، نه فصاحت و بلاغت، حالا اين سخن، از مرحوم يزدي باشد يا از مرحوم ميرزاي اصفهاني ـ اعلي الله مقامها ـ بايد توجه نمود که اين انديشه ي شاذّ بر خلاف اجماع تمام علماي اسلام است که يکي از جهات اعجاز قرآن را زيبايي الفاظ و شيوه ي بيان غير قابل معارضه ي آن مي دانند.

 

 


گذشته از اين، سخن ياد شده بر خلاف فرمايش امام هادي(عليه السلام) است که مرحوم کليني در کافي نقل مي کند. (آنگاه که مسأله ي اختلاف پيامبر اسلام (عليه السلام) با معجزه ي ديگر پيامبران مطرح مي شود، امام هادي( عليه السلام) مي فرمايد: معجزه ي هر عصر بايد مطابق فن رايج آن زمان باشد و در زمان آن حضرت فن خطابه و سخنراني مطرح بود...).

 

 


شکي نيست که معارف بلند قرآن يکي از جهات مهم اعجاز آن است، ولي اين جهت از اعجاز، از آن خواصّ است که فهم معارف بلند قرآن را دارند. در حالي که عموم مردم، از چنين فهمي برخوردار نيستند، در اين صورت، نتيجه اين مي شود که اعجاز قرآن تنها از آن گروه برتر باشد، نه توده ي مردم و عامه ي خلق.

 

 

 


2ـ از مجموع مقالات به دست مي آيد که هدف، خط بطلان کشيدن بر حکمت اسلامي است که گويا سراسر سراب و کشک است!!

 


چنين برخوردي با دانشي که هزاران محقق روي آن کار کرده اند، نقد منصفانه نيست، بلکه تعصّب آميز است. شايسته است هيئت تحريريه، مسائل را از هم جدا سازد و سره را از ناسره تفکيک نمايد، آنگاه به نقد آنچه از نظر وي باطل است، بپردازد. در دنياي امروز که حکمت اسلامي مورد توجه بزرگان علمي غرب است، نبايد با اين شيوه با آن مبارزه کرد. راه صحيح اين است که پس از جداسازي مسائل، حق و باطل را از هم جدا نمود. مثلاً تقرير برهان امکان در فلسفه ي اسلامي، باطل است؟ اثبات تجرّد روح که محقّق عينيّت بدن عنصري اخروي با بدن عنصري دنيوي است باطل است؟

 

 

 


3ـ دور از ادب است که بگويم آقايان بار ديگر برگردند و توحيد صدوق را مطالعه کنند. خطب اميرمؤمنان ( عليه السلام) و کلمات امام باقر و صادق (عليه السلام) سراسر برهان و حکمت است، با اين تفاوت که آن حضرت، اين انديشه هاي بلند را از سرچشمه ي زلال، برگرفته اند. اما حکماي اسلام در پرتو تحقيق و انديشه به آن رسيده اند.

 

 

 

 

4ـ بزرگاني از شيعه مانند خواجه و علامه و فاضل مقداد و همچنين ديگر شخصيت ها، پي افکنان حکمت اسلامي بوده اند، و مرحوم علّامه، کتاب هاي متعددي در اين مورد نگاشته است. آيا اين حق شناسي است که ما مجموع معارف آن ها را سست و بي پايه و به تعبير بعضي از بزرگان «کشک» بخوانيم؟

 

 

 


5ـ هيچ مکتب انساني، مانند مکتب شيخ الرئيس و صدرالمتألهين دربست قابل قبول نيست، زيرا به حکم اينکه فاقد عصمتند، نمي توان در بست آن را پذيرفت. تنها مکتب وحي است که در بست مورد پذيرش است، ولي با اين اعتراف در لابلاي مکتب آن ها حقايقي به دست مي آيد که مي تواند روشنگر وحي باشد، مثلاً تعلّق عالم امکان به عالم بالا به سان تعلق معني حرفي به اسمي است. اين بحث گسترده روشنگر آيه ي مبارکه است که مي فرمايد:

 

 

((وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم)) (1)

 

 

يا بيانگر گفتار اميرمؤمنان است که فرمود: ((داخل في الأشياء لا بالممازجه عنها لا بالمباينه)) (قريب به اين مضمون).

 

 

 

6ـ ساليان درازي شيعه با پيروي از منطق عقل، آن را چهارمين دليل، در شريعت و عقيده دانسته و از مکتب حنابله و اشاعره دوري جسته است. اين شيوه سخن گفتن دوستان و عزيزان يادآور مکتب حنابله است که حتي در عقايد به خبر واحد عمل مي کنند و براي خدا جهت و حرکت ثابت مي نمايند و توحيد ابن خزيمه را هر سال ميان زائران خانه ي خدا پخش مي کنند.

 

 

 

7ـ ما به روان پاک کليه ي اساتيد خود درود فرستاده و همگان را تقدير مي کنيم، ولي اين مانع از آن نيست که در مسائلي اظهار نظر نماييم و اگر اساتيد ديرينه ي ما امروز در قيد حيات بودند، فشار قلم خود را روي وهابيان، بهاييان، ملحدان و بي دينان متمرکز مي کردند. در اين مدت کم صدها هزار کتاب ضد ولايت، از مرز کشور وارد شده و در خانه ها ايجاد تفرقه نموده است، شايسته ي همت والاي عزيزان اين است که به اين قسمت هم توجه کنند. کشور ما کشور ولايت است و حفظ ولايت براي ما اولويت دارد.

 

 

باز در پايان توفيقات همگان را از خداوند متعال خواهانم. اميد است اين نامه در هيئت تحريريه قرائت شود تا آنجا که سخن را درست و پابرجا يافتند، در نشريه رعايت کنند.

 

 

 

 

با تقديم احترام - جعفر سبحاني - 7/4/ 1388

 

 

 

 

تذکر: فصل دوم از مجله ي حاضر اختصاص دارد به جواب هايي که براي نامه ي مذکور نوشته شده است، ضمناً علت تأخير در چاپ اين نامه را در پاسخ نورالصادق مطالعه بفرماييد.

 

 

 

 

 

 

--------------------------

پی نوشت ها:

1- حديد:4

 

 

 

****

 

 

 

سخني با وزير فرهنگ وارشاد اسلامي

 

 

 

حکماء و فيلسوفان: موسيقي را فايده اي عظيم است.

 

چنانکه داود ( عليه السلام) در محراب بر بط زدي و...!

 

 

 

 

 

 

نامه خير خواهانه و ارشادي خادم القرآن، استاد حاج عباس سليمي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

 

 

 

 

استاد حاج عباس سليمي از پيشکسوتان قرآن کشور و از خادمان برگزيده قرآن کريم طي نامه اي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با يادآوري وظايف اصلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در گسترش فرهنگ قرآني، اخلاق اسلامي وفضائل انساني از تلاش براي ترويج موسيقي در جامعه اظهار نگراني کرده و از چاپ کتابي در همين مقوله که به بهانه تقديس موسيقي، پيامبران واهل بيت(علیهم السلام)  را نيزازعلاقمندان ومروجين موسيقي قلمداد کرده به شدت انتقاد نموده است. متن کامل اين نامه که نسخه اي از آن را وي جهت انتشار به روزنامه جمهوري اسلامي ارسال کرده است، به اين شرح مي باشد:

 

 

 

 

جناب آقاي سيد محمد حسيني/ وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي

 

 

 

با سلام؛ شايد نيازي به توضيح و تفسير برخي از واژه ها نباشد لکن صرفاً از باب ياد آوري متذکر مي شود که کلمه (وزير) بر وزن (فعيل) از واژه (وزر) به معناي (بار سنگين) است و وزير را از اين جهت (وزير) ناميده اند که سنگيني بخشي از بار حکومت را به دوش مي کشد، پس (وزارت) آن هم در نظام جمهوري اسلامي، مسئوليت خطير و بسيار سنگيني است که گذشته از پاسخگويي در برابر مردم و مجلس،پاسخگويي در پيشگاه خداوند بزرگ را نيز به دنبال دارد و خوشا بحال وزيراني که مصداق فرمايش پيامبر بزرگوار اسلام باشند که فرمود:

 

 

((ما من احد من الناس اعظم اجرا من (وزير صالح) مع الامام، يامره بذات الله، فيطيعه)) (1).

 

 

اجر و پاداش هيچ يک از مردم، بزرگتر از پاداش وزيري شايسته براي زمامدار نيست که وي را درباره خداوند (واطاعت فرامين او) سفارش کند و او به توصيه اش عمل کند.

 

 

 

با اين مقدمه تأکيد مي کنم که غرض از نگارش اين نامه، نه تضعيف است و نه تخريب و نه مقابله و مجادله، بلکه صرفاً بر اساس تکليف شرعي و با هدف خير خواهي نکاتي را متذکر مي شود:

 

 


در اولين صفحه سايت رسمي وزارتخانه تحت مسئوليت شما، تحت عناوين وظايف، سياست ها، راهبردهاي محتوايي واهداف مربوطه، عبارت وشعارهايي ملاحظه مي شود که در صورت تحقق آنها، ايران قطعه اي از بهشت خواهد شد! البته اينکه در طول 30 سال گذشته تا چه ميزاني توسط شما و وزراي پيشين در مسير تحقق موارد مذکور تلاش صورت گرفته تاريخ و آينده قضاوت خواهند کرد (اگر چه اکنون هم صاحب نظران دلسوز قادر به ارزيابي اوضاع و احوال فرهنگي جامعه مي باشند).

 

 

 


از جمله عبارات قابل توجه در وظايف شما عبارت است از:

 


ترويج و اقامه احکام الهي، رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان وتقوا، نشر و تقويت اخلاق اسلامي و فضائل انساني بر پايه دين مداري و فرهنگ ديني، تعميق و نشر ارزشهاي انقلاب اسلامي، تبيين و ارائه الگوهاي مطلوب حيات طيبه فردي و اجتماعي بر پايه معارف و آموزه هاي قرآن، پيامبراعظم و اهل بيت(علیهم السلام) ،تقويت روحيه عزت، افتخار، خود باوري ملي، اميدواري و نشاط فردي و اجتماعي، ترويج فرهنگ ايثار و جهاد، شهادت طلبي و ذلت ناپذيري، تولي وتبري، اهتمام به امر به معروف و نهي از منکر، اقدامات فرهنگي و هنري گسترده، رواج فرهنگ و هنر اسلامي، شناساندن مباني، مظاهر و اهداف انقلاب اسلامي به جهانيان وده ها عنوان مشابه ديگر!

 

 

اگر چه اجراي وظايف ياد شده متضمن صدها مصداق وعنوان کارشناسي در قالب شرح وظايف و آئين نامه هاي مربوطه است اما آنچه که واضح و غيرقابل انکار است روح معنويت حاکم بر راهبردها و وظايف و اولويت منطقي واژه ها و مفاهيمي چون ايمان، تقوا، احکام الهي، اخلاق اسلامي، فضائل انساني، دين مداري، فرهنگ قرآني، آموزه هاي ديني، معارف اهل بيت(علیهم السلام) ، شهادت طلبي و واژه هاي مقدس ديگري است که در سرتاسر مطالب ياد شده به چشم مي خورد و از جمله مواردي که در مجموعه فوق به صورت مشخص و صريح از آن نامي به ميان نيامده (موسيقي) است (اگر چه از رهگذر تفسير موسع کارشناسان شما، زير مجموعه عنوان هنر، مي تواند بسياري از موارد را شامل شود!) اما به هر ترتيب اين مقوله، از هيچ اولويتي در شرح وظايف و مسئوليت هاي شما برخوردار نيست.(يکبار ديگر با دقت شرح وظايف را ملاحظه نماييد.)

 

 

اين که بالاخره جايگاه موسيقي و محدوده آن در نظام فرهنگي ما کجا قرار مي گيرد، مطلب ديگري است که هنوز هم دقيقاً تبيين نشده و صد البته اظهار نظر در مورد اصل آن و حرمت يا حليت آن نيز در صلاحيت علماء وفقهاء عظام است، اما اين که در اخبار، از قول شما آورده مي شود:

 


(وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مورد برخي از ديدگاه هاي علماء و روحانيون در مورد حرام بودن موسيقي گفت: ما اين ديدگاه کلي را که با ديدگاه امام نيز سازگاري ندارد، قبول نداريم و با احترامي که به بزرگان و علماء و روحانيون قائل هستيم بايد اجازه فعاليت گروه هاي موسيقي در چارچوب قانون وموازين نظام را داشته باشيم.)

 

 

اين سخن شما جاي تعجب دارد! زيرا هر گونه اظهار نظر مديران ارشد مسئول نظام مي تواند آثار وتبعات خاصي دربرداشته باشد و مورد سوءاستفاده قرار گيرد.

 

 

جنابعالي مطلقاً نگران عدم ترويج موسيقي در جامعه نباشيد چرا که در شب اول قبر و در قيامت از شما در مورد عدم اهتمام و مجاهدت نسبت به رواج موسيقي در نظام شهيدان باز خواست نخواهيد شد، زيرا به لطف سياست هاي غير اصولي سنوات گذشته، بازار انواع موسيقي هاي مجاز و غير مجاز در کوچه وخيابان و رسانه داغ است، از نوارهاي آنچناني داخل برخي تاکسي ها و خودروهاي آژانس و اتوبوس هاي بين شهري و هواپيماها گرفته تا زنگ موبايل و زنگ انتظار تلفن ادارات و سازمان ها و عرضه CD در سر چهارراه ها،برپايي کنسرت ها و محافل وعروسي هاي آشکار و پنهان و برگزاري همايش ها و سمينارهاي دولتي و غير دولتي، انواع موسيقي ها در برنامه هاي صدا وسيما (غير از دو شبکه راديو قرآن و راديو معارف (اگر تدريجاً به سراغ آنها نروند!) از برنامه کودک وکارتون و اخبار و تحليل سياسي تا فيلم ها و سريال ها ومناسبت هاي شادي و عزا و حضور برخي خوانندگان آنچناني و اعلام موضع صريح برخي مديران رسانه مبني بر اينکه در اين مقوله هيچ خط قرمزي ندارند! و بالاخره تک نوازي ني در مجالس ترحيم مساجد و بهشت زهرا و حضور برخي گروه هاي قارچ گونه تواشيح موزيکال و...

 

 


اين مقوله مطلقاً نيازمند حمايت مستقيم وغير مستقيم شما نيست و همان گونه که گفته شده شما در مورد آن شرعاً مؤاخذه نخواهيد شد، اما مطمئن باشيد از شما در مورد شرح وظايف مندرج در سايت رسمي وزارتخانه ومقوله اي چون ترويج واقامه احکام الهي! رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا! ترويج آموزه هاي قرآن وعترت! و... بازخواست خواهد شد. بها دادن بيش از حد مسئولين ذيربط به مقوله موسيقي (که اکنون موجب شکايت برخي از خوانندگان قبل از انقلاب عليه وزارتخانه شما در ديوان عدالت اداري نيز شده است که البته قرار رد دعوي صادر شده) تبعات وآثار منفي ديگري نيز دارد که به يکي از آن نمونه ها اشاره مي شود:

 

 


کتابي تحت عنوان (برگهايي از داستان موسيقي ايران) نوشته شخصي به نام حسن رضا رفيعي با موضوع موسيقي ايران، عربي وموسيقي قرآني! و داراي شابک 7-508-506-64-978 وشماره کتابشناسي ملي1241341 که علي القاعده از وزارتخانه تحت مسئوليت شما مجوز چاپ گرفته واحتمالاًبرخوردار از يارانه! برخواسته از بودجه عمومي کشور نيز بوده، مع الاسف توسط انتشارات سوره مهر (وابسته به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي!) منتشر شده قدم را فراتر از اين مسائل گذاشته و پيامران بزرگ الهي را نيز به صحنه موسيقي آورده است!

 

 


آن زمان که اينجانب عليه محسن نامجو(خواننده موهن آيات قرآن) اعلام جرم نمودم و البته در محاکم جمهوري اسلامي به 5 سال حبس نيز محکوم شد اگر وزير پيشين که قبل از شما بر جايگاه صدارت تکيه زده بود با اين مقوله سطحي برخورد نمي کرد شايد امروز زمينه براي جسارت هاي بيشتر فراهم نمي شد!

 

 

 


در سرتاسر مطالب کتاب مزبور مطالب بي اساس وتعجب بر انگيزي به بهانه تقديس موسيقي آورده شده که ضمن ارسال تصوير اوراقي از آن کتاب، برخي از آن عبارات را براي آگاهي شما ذکر مي کنم:

 

1- صفحات40 و 345: روايت شده که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگام سپيده دم، قرآن را به آهنگ زنگوله يا نهاوند مي خواند! و چون بامداد نزديک مي شد (رهاوي) و در بامداد (حسيني) مناسب تر است.

 

 

 

2- صفحه 93: نزد حکماء وفيلسوفان، اين موسيقي را فايده عظيم است و بسيار حال ها اين به کار داشته اند چنانکه در محراب ها و استجابت دعا! چنانکه داود( عليه السلام) در محراب، بربط زدي و...!

 

3- صفحه 310: سکينه دختر امام حسين ( عليه السلام) شاعره و موسيقي داني بود که شايد بتوان او را از حاميان بزرگ موسيقي ايراني در حجاز معرفي کرد،... مجلسي با شکوه با حضور برجسته ترين موسيقي دانان شاعر و موسيقي دوستان در خانه سکينه برپا شد، اين جشنواره بزرگ موسيقي به حدي پرجمعيت و پرشور بود که سقف يکي از تالارها فرو ريخت وحنين (موسيقي دان) زير آوار جان سپرد، حزن و اندوه نهفته در بافت موسيقي ايراني مي توانسته تسلي بخش دل داغ دار سکينه از فجايع کربلا وکشته شدن شوهرش باشد!!

 

 

4- در صفحه 90 اين کتاب متوسلين به موسيقي را عاقل و ترک کنندگان آن را جاهل و نادان معرفي کرده و از آن بالاتر در صفحه 412 کتاب صراحتاً مي گويد: هر کس سماع و غنا و رقص و دف و آواز و سرودخواني را انکار کند و گويد حرام است، بر فعل نبي منکر شده و چنين اعتقادي موجب کفر و خروج از دين خواهد شد! (با اين وصف بايد در انتظار صدور حکم تکفير مؤمنيني بود که رقص و غنا و آواز خواني را حرام مي دانند! ((جل الخالق!))

 

 

5-در صفحه 391 اين نوشتار، ملا محسن فيض کاشاني، فقيه ي معرفي شده که در باغ خود به وقت نماز شب، کنيزي براي او غنا مي خواند و او در حالت رکوع بسيار مي گريسته است!

 

 

6- در صفحه 30، ابوجعفر سائب خواننده و نوازنده را از ملازمان عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب ناميده که جز براي عبدالله آواز نمي خوانده است! ضمناً به موجب مندرجات صفحه 91 جميله سلميه استاد مسلم خوانندگي و نوازندگي و آهنگ سازي نيز مورد احترام عبدالله بن جعفر و آوازه هاي او مورد علاقه وي بوده است!

 

7- لاطائلات اين کتاب بيش از اين موارد است: موسيقي يعني حرکت در راه کمال مطلق يعني خدا (ص 369) در اين نوع از موسيقي، طهارت شرط لازم است مثل وضو در قرائت قرآن (ص12)، موسيقي زبان خدا است و هيچ مذهب و ديني بدون موسيقي نمي تواند اوج بگيرد و به خداوند برسد(ص19)، مشاور فرهنگي رئيس جمهور در سال 1386: موسيقي لمحه اي از آواز بهشت است (ص19)، بي گمان مجموعه آثار باخ، همگي هديه و پيش کش به خداست (ص19)، هر دعا که با موسيقي بود اجابت آن زودتر بود چنان که بزرگان در سحرگاه ني زدن و بربط زدن فرموده اند (ص93) زندگي بدون موسيقي فقط يک خطاست (ص94) و بالاخره تحريفي شرم آور در صفحه 483 کتاب در مورد کلام قرآن ناطق، اميرالمؤمنان علي( عليه السلام) که فرمودند: ((الله الله في القرآن،لا يسبقكم بالعمل به غير كم)) ـ خدا را خدا را در مورد قرآن در نظر داشته باشيد، مبادا ديگران در عمل به آن از شما سبقت گيرند! که نگارنده کتاب، اين فرمايش را تحت عنوان هشدار به موسيقي دانان عنوان و اعلام خطر نموده است که مبادا اين وصيت علي (عليه السلام) را در مورد موسيقي فراموش کنند!!

 

 

 

آري آقاي وزير، وقتي با بها دادن بيش از حد به مقوله اي که در اولويت هاي مسئوليت هاي شما نيست چنين بستري در جامعه فراهم مي شود، برخي از مدعيان هنر نيز به بهانه ترويج موسيقي، پيامبران واهل بيت و مقدسات را به نام خويش مصادره مي کنند، مؤمنين مخالف رقص و آواز و غنا را تکفير مي کنند، به صحنه آوردن بانوان دف زن را در سالن اجلاس سران کشورهاي اسلامي، رعايت حقوق زن ايراني مي پندارند، دختر امام حسين ( عليه السلام) را برگزارکننده جشنواره موسيقي معرفي مي کنند، حضرت داود (عليه السلام) را نوازنده داخل محراب معرفي مي نمايند، وضو وطهارت را در نوازندگي شرط لازم مي دانند مانند نماز و قرائت قرآن، موسيقي را آواز بهشت مي پندارند! موسيقي را زبان خداوند تلقي کرده و موفقيت هر دين و آيين آسماني را در گرو توسل به آن مي دانند وصدها توصيف زشت ديگري که خود سزاوار آن هستند!

 


من نمي گويم بايد همگان سراغ قرائت قرآن بروند و اهل نماز شب باشند...مردم حق انتخاب دارند والبته هرکس در برابر انتخاب خود در دنيا و آخرت مسئول و پاسخگو خواهد بود، بلکه مي گويم متوليان امور فرهنگي بايد بيش از پيش مراقب اظهارات خود باشند تا برخي از زياده طلبان با سوء استفاده از فضاي ايجاد شده، در مطالبات و انتظارات خود زياده روي نکنند و به بهانه دفاع از هنر، در طريق کجروي و بدعت گام نگذارند.

 

 

در خاتمه با ابراز تأسف از عدم نظارت دقيق وزارتخانه شما بر چاپ کتاب هايي مانند آنچه که گذشت و ابراز تأسف از صرف هزينه هاي عمومي و اقدام انتشارات وابسته به حوزه هنري در چاپ و انتشار کتاب مزبور و تأکيد بر اينکه نگارنده کتاب ياد شده بايد پاسخگوي نوشته هاي خود در مراجع قضايي باشد، انتظار مي رود بيش از آنچه که دغدغه نشر موسيقي را داريد درصدد نظارت و جلوگيري از امور مغاير با شرح وظايف وزارتخانه متبوع خود باشيد که اگر در اين دنيا مورد سؤال واقع نشويد قطعاً در سراي آخرت مورد باز خواست قرار خواهيد گرفت.

 

((و لتسئلن عما كنتم تعملون...)) (2)

 

و البته از آنچه که انجام داده ايد از شما و باز خواست خواهد شد).

 

خداوند بزرگ عاقبت ما را ختم به خير فرمايد.

 

 

 

 

 

------------------------

پي نوشت ها:

1-ميزان الحکمه،حديث21662

2-نحل،93

 

 

 

 

****

 

 


ayatolah bagher shirazy آيت الله العظمي حاج سيد محمد باقر شيرازي :

 

 

 

 

 

 

 

مجله وزين و علمي نورالصادق( عليه السلام) در حقيقت اسم با مسمّايي است و نوري است از انوار حضرت امام صادق(عليه السلام). شکي نيست آن که به مقدار امکان بايد عقايد و معارف دين را بيان کرد و خرافاتي که در طول زمان و اين زمان مانند خوره و جذام به پيکر اسلام وارد کرده و مي کنند را با دليل و بيان روشن واضح نمايند.و بحمدالله مجله وزين علمي و ديني نورالصادق به نيکوترين وجه اين معني را متصدي و موفق گرديده است.و يک سبب توفيق متــصديان آن خاصه سرپرست محترم آن به سبب صفايي است که از والد ماجد خود به مفاد (با به اقتدي عدي في الکرم و من يشا به ابه فما ظلم) مي باشد. اميد است ان شاءالله روز به روز بر تأييدات ايشان و استفاده از مجله مذکور افزوده گردد.

 

 

 

 

 

آيت الله العظمي حاج شيخ محمد تقي مجلسي:

 

 

جناب مستطاب عمادالاعلام حجت الاسلام ســرپـــرست محترم (مؤسسه دارالصادق) آقاي حاج شيخ علي صافياصفهاني دامت تأييداته؛

 

 

پس از اهداء تحيّه و تقديم عرض ارادت خاطر شريف را مستحضر مي دارد که بر محتويات (فصلنــامه نورالصادق) که به همت و سعي والاي جنابعالي تنقيح و تأليف گرديده واقف گشته و آنرا حقاً فصل الخطاب بين حق و باطل يافتم بسي خوشوقتي است که موجب روشني چشم ارباب فضيلت و بصيرت خواهد بود اين موفقيّت ارزشمند را به شما تبريک گفته و خداي سبحان را بر اين نعمت گران شاکر و سپاسگزارم و تأييدات هر چه بيشتر جنابعالي را در ادامه و اقامه اين سنّت حسنه مسئلت دارم.

 

 

 

 

 

dozآيت الله العظمي حاج شيخ يدالله دوزدوزاني :

 

 

 

 

 

 

 

 


بسمه تعالي؛ سرپرست فصلنامه نورالصادق؛ دانشمند محترم جناب حجت الاسلام حاج شيخ علي صافي اصفهاني دامت تأييداته؛


سال ها بود که آرزو مي کردم مؤسسه اي باشد که مسائل فلسفي و اعتقادي را نقد و سره را از ناسره جدا و اعتقادات صحيح را براي مسلمانان بيان نمايد.خداوند را سپاسگزارم که امروز مي بينم اين آرزو به دست باکفايت شما تحقق يافته است و خوشحال هستم نوشته هاي وزين چاپ شده در اين نشريه تکليف را از دوش ما برداشته است.


در خاتمه توفيق بيشتر شما را در اين مسير از خداوند متعال خواستارم.

 

 

 

 

 

 

 

آيت الله العظمي حاج شيخ جعفر سبحاني :

 

 

هيئت تحريريه نورالصادق

 

 

سلام عليکم و رحمه الله؛ توفيقات همگان را در تبليغ اسلام ناب، به شيوه تشيع واقعي از خداوند متعال خواهانم. نشريّه عزيزان به دستم رسيد تا آنجا که وقت، اجازه مي داد مطالعه کردم. تمام مقالات، حاکي از نيت پاک نويسندگان آن است که واقعاً مي خواهند جامعه را از انديشه هاي خرافي برهانند و چهره واقعي اسلام را نشان دهند...

 

 

 

 

 

خواندن 230 دفعه
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 15 دی 1395 ساعت 10:06
محتوای بیشتر در این بخش: « نظرها و اعتراف ها معرفی کتاب »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید