فصلنامه نور الصادق

ضرورت برخورد با سران صوفیه و نجات اغفال شدگان

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 29-30

 

 


 

 

 

       takhte foladدر تخته فولاد اصفهان چه می گذرد؟


                             ***

 

ضرورت برخورد با سران صوفیه و نجات اغفال شدگان

 

 

 

              «روزنامه عبرت های عاشورایی»

 

 

 

 

در شهر علم و حوزه و فقاهت و در شهر شیعیان متقی و در سرزمینی که سابقه ی حضور مؤثر حوزه های علمیه و بزرگانی همچون میرداماد، علامه مجلسی، شیخ بهایی را در قرن های متمادی، همواره بدنبال خود داشته است، شاید کمتر کسی باور کند که فرقه های منحرف و استعماری صوفیه، هم اکنون بشدت در حال فعالیت و دور ساختن مردم از حوزه و روحانیت اصیل و اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) هستند...

 

من هم جزو آن دسته از افرادی بودم که هر بار با شنیدن عباراتی همچون: درویش، صوفی، خانقاه و... به یاد پیرمردهای ژنده پوشی می افتادم که سابقا کشکول بدست در کوچه ها پرسه می زدند و با خواندن اشعاری، مشغول گدایی از مردم بودند.

 

در خوشبینانه ترین حالت، فکر می کردم که در اصفهان، چند نفر آدم منزوی و بیکار، شبیه همان گداهایی که از قدیم در نظرم بود، مخفیانه و با ترس و لرز، در گوشه ای جمع شده و به رسم خود مشغول می شوند...

 اما با خبر و پیگیری یکی از دوستان که مدت ها بود از اعمال و رفتار جمعی از فرقه های مختلف تصوف در اصفهان با خبر بود، تصمیم گرفتم یکی از این مجالس را تجربه کنم...

 

در روز پنج شنبه ی گذشته، باتفاق عکاس نشریه و یکی دیگر از دوستان، وارد محوطه ی مذهبی تاریخی تخت فولاد شدیم...

 

موقع اذان مغرب بود و در نزدیکی تکیه ی مشهور به...، به ناگهان با انبوهی از اتومبیل ها و موتورسیکلت ها و دوچرخه مواجه شدم که در محوطه ای بزرگ و دیگر خیابان های فرعی اطراف، پارک شده بود.

 

دو نفر از مریدان همان فرقه ی صوفیه، در حاشیه ی پارکینگ و خیابان های فرعی، مشغول نظم بخشیدن به اتومبیل ها بودند و چند نفری هم، افراد تازه وارد و ناشناس را کنترل می کردند...

 

چهره ی ناشناس ما برای آنها، باعث شد که دو نفر از همین مراقبین، از محل پارک اتومبیل تا تکیه ی ... ( که محل تجمع صوفیان و مریدان آنها بود) ما را همراهی کرده و به مسئولان تکیه نیز بفهمانند که این افراد ـ خودی ـ نیستند...

 

تعجبم آنجا بیشتر شد که مسجدهای مجاور این تکیه تعطیل بود و گروه گروه مرد و زن و دختر و پسر، به تکیه ی دراویش ـ که خود را فرقه ی نعمت اللهی گنابادی ـ می خواندند، وارد شده و به صف نماز جماعتی می پیوستند که امامت آن را پیرمردی غیر روحانی با سبیل های آویخته بر عهده داشت...

 

تازه واردین، ابتدا بر قبر چند تن از سران صوفیه که در سالن رو برو دفن شده بودند، حضور یافته و پس از ادای احترام به روش های خاص، به سالن مجاور وارد شده و خود را برای انجام رسوم فرقه آماده می کردند...

 

در کنار ورودی این سالن، محلی برای عرضه انواع کتاب های منحرف و غیرمجاز در ترویج صوفیه و فرقه ی نعمت های اللهی وجود داشت و در تابلوی اعلانات این تکیه، پیام نوروزی مربوط به قطب و رئیس این فرقه، که خود را با نام: دکتر (ن.ت) مجذوب علی شاه!! ، لقب داده بود، نصب شده بود...

 

در محوطه ی داخلی این سالن بزرگ، که صدها زن و مرد فریب خورده به صف ایستاده بودند، قاب های عکس بسیار بزرگی از رؤسای فرقه ی نعمت اللهی به چشم می خورد که در ادامه ی اسم آنها، کلماتی نظیر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و... بکار رفته بود...

 

پس از خاتمه ی نماز، افراد، برای گوش دادن به تفسیر یکی دیگر از پیران صوفی، آماده شده و بعد از آن، مراسم و آداب این صوفیان در حالتی شبیه خلسه و خواب، با خواندن آواز و اشعار و ... ادامه یافت ...

 

حاشیه ی این برنامه ها هم هر از گاهی، یکی از مریدان اغفال شده، به یکی دیگر از مسئولان و گردانندگان این جلسه که در گوشه ای با حالتی خاص نشسته بود، مراجعه کرده و ضمن بوسیدن دست و بازوی او و تبرک گرفتن از وی، مبالغی پول را به وی ارائه داده و آن فرد نیز، با رفتار خاصی، پول ها را در کیف سامسونت جلوی خود، قرار می داد ( ظاهراً این پول ها بابت همان عشریه ای است که بجای خمس، مریدان صوفیه، موظف به پرداخت آن به سران خود هستند )...

 

با مشاهده ی این اوضاع، سران اصلی صوفیه را بیاد آوردم که با حمایت های رسمی دولت های آمریکا و انگلیس، با دلارهای اهدایی آنان و عشریه ی جاهلان و مریدان خود، در خارج از کشور، زندگی های افسانه ای را بپا نموده اند.

 

بیاد خبری افتادم که چندی قبل از شکایت خانم ( ف.ا ) از دکتر جواد نوربخش، یکی از همین سران فاسد صوفیه، منتشر گردید و این خانم در شرایط بسیار بد روحی از تجاوز و سوء استفاده های مکرر آقای قطب العارفین، به خود خبر داده بود...

 

به یاد فیلمی افتادم که در آن، اعمال پشت پرده ی بزرگان و سران فرقه های مختلف صوفیه در تجاوز به نوامیس مردم و مریدان خود و سوء استفاده های بزرگ مالی و جنسی و... به تصویر کشیده شده بود...

 

در تمام این اوقات، من مبهوت و نگران جوانان و نوجوانان و دخترانی بودم که مظلومانه به دام این فرقه افتاده و با نام دین و مذهب و مکتب ـ و البته به خاطر سستی برخی از مسئولان و متولیان امر ـ در جاده ای از انحراف و تباهی وارد شده اند که پایان و انتهای ناهنجار آن مشخص نیست...

 

در تمام این اوقات، مبهوت این موضوع بودم که در کل این محوطه ی بزرگ که در مرکز شهر اصفهان قرار داشته و هر هفته دو شب، این تعداد انبوه مردم را در خود جای می دهد، حتی یک مأمور پلیس و... را مشاهد نکردم و پس از ماه ها که از فعالیت جدید و جذب نیروی فراوان آنان می گذرد، ظاهراً گوش کسی بدهکار نیست...

 

در تمام این ساعات، متعجب از این مسئله بودم که با وجود تعطیلی مساجد مجاور، این فرقه ی منحرف، از این مقدار آزادی عمل در تخت فولاد برخوردارند...

 

 

 

 

 

سؤال: مکتب صوفیه چیست؟

 

 

 


ـ اکثر صاحب نظران معتقدند که صوفی یعنی پشمینه پوش و کسی که بخاطر بی اعتنایی به دنیا، لباس خشن و پشمینه بر دوش می کشد...

 

 این مکتب، اساساً مربوط به اسلام و تشیع نیست و همانگونه که برخی سران این فرقه نیز رسماً اعتراف کرده اند، صوفیه، اصلاً ربطی به اسلام ندارد و فرد صوفی، با وجود ادعاها و اذکار، مسلمان نیست. به عبارت بهتر، صوفیه آمیزه ای از برخی عادات و رفتارها و احکام زردتشتیان، برهمائیان، مانویان و مکاتبی نظیر تائو و... در هند است که با پوششی از اسلام و تشیع، به خورد مردم نادان و گریزان از مسجد و روحانیت، داده می شود.

 

 


وجود این گروه منحرف را سال ها قبل، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) پیش بینی فرموده و اینگونه هشدار داده اند:

 

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):

 

« لا یقوم الساعه علی امتی حتی یقوم قوم اسمهم الصوفیه لیس امتی... بل هم اضل من الكفار و هم اهل النار لهم شهیق الحمار»

 


حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هنوز قیامت بر امتم رخ ننماید تا قومی از امت من ظاهر شود که نامشان صوفی است، آنها از من نیستند، حلقه های ذکر به وجود می آورند و فریادها بلند می کنند، گمان دارند که بر روش من هستند، بلکه آنها از کفار گمراه ترند و اهل آتش هستند و بانگ آنها بانگ الاغ است. (1)

 

 

 

همچنین امام صادق(علیه السلام) فرموده اند:

 


صوفی ها دشمنان ما هستند، پس هر کس به آنان میل کند از آنان است و با آنان محشور خواهد شد و بزودی کسانی پیدا می شوند که ادعای محبت ما را می کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می دهند و خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می گذارند و سخنانشان را تأویل و توجیه می نمایند، بدان که هر کس که به اینان تمایل نشان دهد از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس آنان را رد و انکار کند، مانند کسی است که در حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، با کفار جهاد کرده است.(2)

 

 

 

فرقه های صوفیه با استفاده از مکان های تجمع خود و نیز، اماکن خیریه، کتابخانه ها، مؤسسات انتشاراتی و محافل خانگی، اقدام به جذب نیرو نموده و پیروان خود را به بدعت ها و اذکار و روش هایی که از طریق پیروان خود، تعلیم می دهند، در اصل از مکتب ناب اهل البیت(علیهم السلام) دور نموده و البته با ظاهری حق به جانب، خود و نیات پلید و فاسد خود را بنام اسلام و تشیع و عرفان، به مریدان، قالب می کنند.

 

 

 

 

اکنون نکاتی قابل توجه و مهم را از نظر می گذرانیم:

 

 


1ـ یکی از مهم ترین نقشه های دشمنان اسلام در مبارزه و مقابله با مکتب نورانی تشیع، ترویج فرقه ها و افکار انحرافی در میان مردم و مخصوصاً جوانان است که با استفاده از این امر و مخصوصاً عباراتی نظیر «عرفان و طریقت و ...» آنان را از مکتب نورانی و دشمن شکن شیعه دور سازند.

 

 

2ـ فرقه های صوفیه، تماماً از ابداعات و ابتکارات استعمار انگلیس برای دور ساختن مسلمانان و شیعیان از مسجد و محراب و روحانیت است که با استفاده از این مسئله بتوانند، ایمان مردم را متزلزل ساخته و خرافات و بدعت ها را وارد دین نموده و اندک اندک، نقش روحانیت و اسلام عزیز در تحرک بخشیدن به زندگی را نابود سازند.

 

 

3ـ در فرقه های صوفیه، بجای مرجع تقلید، قطب! و بجای روحانی، پیر و مرشد و بجای مسجد، خانقاه! را جایگزین نموده اند و با وجود ادعاهای دروغین ظاهری، همواره بعنوان دشمن ترین افراد نسبت به روحانیون و معارف شیعه عمل می کنند...

 

 

4ـ فرقه های صوفیه، مخصوصاً فرقه های نعمت اللهی گنابادی، از وابستگان مستقیم به فراماسونری انگلیس و ایادی حکومت های جائر و ظالم بوده تا جایی که رئیس این فرقه (سلطان حسین تابنده) همواره به دست بوسی و ارادت به شاه و رژیم گذشته مشغول بوده و استاد لژ فراماسونری اسکاتلند نیز در سفر به ایران، از وی دیدار نمود.
این فرقه در اصفهان توسط فردی بنام (دکتر.ج) اداره می شود که با استفاده از چند نفر از همکاران خود، در تکیه های ... و ...، در محوطه ی تخت فولاد، مشغول جذب نیرو و فعالیت گسترده هستند.

 

 

5ـ متأسفانه در حالی که هزینه های بسیار زیادی خرج مجموعه تخت فولاد می شود، از کوچکترین بودجه و کارفرهنگی در مجاورت این تکیه ها و تلاش برای تقویت مساجد این تکیه ها و تلاش برای تقویت مساجد همجوار، با عبارت «بودجه نداریم!!» دریغ می شود.
در همین راستا متاسفانه نه تنها هیچ محدودیتی برای فعالیت این فرقه های گمراه و آلت دست دشمنان، در این مکان ها و تکیه ها وجود ندارد، بلکه برای ساخت و ساز و تعمیر و آبادانی و جاده سازی و... این مکان ها نیز تا کنون فعالیت هایی صورت گرفته است.

 

 

6ـ در یک تلاش قابل تأمل، مکان تکیه ی... ، که بدون هیچگونه قدمت و سابقه مهم تاریخی، عمر بنای آن قدمت چندانی ندارد، در سازمان میراث فرهنـگی اصفهان، به عنـوان اثر تاریـخی به ثبت رسیده است. این مسأله باعث می شـود که حاشیه ی امنی برای متولیان این مکان ایجاد شده و دستگاه های مسؤل نتوانند همانند واقعه ی تخریب خانقاه این فرقه ی منحرف در قم در سال 84، خانه ی انحراف این عناصر را در اصفهان تخریب کنند.

 

 

7ـ طی یکسال گذشته، متأسفانه سران این فرقه ی منحرف توانسته اند با روش های جذبی خود و در کمال آرامش خاطر، صدها تن از مردم و جوانان اصفهان، اعم از دختر و پسر را رسماً به عضویت گرفته و اغفال کنند و در این میان، هیچکدام از دستگاه های مسؤل، اقدام عملی مؤثری را به انجام نرسانده اند.

 

 

8ـ مطابق شواهد موجود، این فرقه، با نفوذ در مراکز مهم، حتی در پوشش واعظ و یا مداح نیز به تبلیغ و یارگیری مشغول بوده و در همین راستا متأسـفانه، رسماً تابلـوهایی به نشانه ی عضویت و ارادت به این فرقه ها را در محـل های کار، اطلاعیه های فوت، مقبره های باغ رضوان و ... نیز نصب نموده اند.

 

 

9ـ بر اساس برخی اخبار، تعدادی از جوانان و مخصوصاً زنان و دختران، در حاشیه ی این جلسات ظاهراً عرفانی، به دام برخی افراد این گروه افتاده و به آلودگی ها و روابط ناسالم اخلاقی مبتلا شده و همین موضوع باعث فروپاشی زندگی برخی افراد نیز شده است.

 

 

10ـ در حاشیه ی جلسات بر پا شده در این تکیه، برخی جلسات و محافل خانگی نیز در منازل مریدان برپا می شود که با این وسیله، عقاید باطل خود را به محلات و نقاط مختلـــف شهر نــــیز کشانده و آن را تبلیغ می کنند.

 

 

 

 

چه باید کرد؟ ...

 

 


در سال 84 و بعد از جولان دراویش و صوفیان فرقه های نعمت اللهی گنابادی که در شهر مقدس قم، اقدام به جذب نیرو و انحراف مردم و جوانان گرفته بودند، مسؤلان امر تصمیم به برخورد با آنان گرفته و خانقاه آنها را که برای مصون ماندن از اقدامات قانونی بنام جعلی حسینیه می خواندند، با یک اقدام انقلابی تخریب نموده و برخی از سران آنها را نیز دستگیر نمودند.

 


این موضوع، هر چند موجب سوء استفاده ی سیاسی برخی رسانه های اصلاح طلب داخلی نیز شد، اما نفوذ و جذب نیرو و توطئه ی این افراد را تا حد زیادی در پایگاه تشیع جهان اسلام، مرتفع ساخته و نا کام گذاشت و فتح بابی شد تا اقدام های انقلابی مشابهی در بروجرد، اهواز، دزفول، اطراف اصفهان و ...علیه پایگاه های این افراد منحرف انجام شود.

 


لذا با توجه خطرات بسیار جدی که از ناحیه ایـــن افراد، شهر و استان استـــراتژیک اصفهان را تهدید می کند و با عنایت به اینکه، بی توجهی به این موضوع، خواهد توانست، کانون فتنه و سربازان استعمار را بیش از پیش برای اغفال مردم و یارگیری بیشتر، تجهیز نموده و بعنوان پایگاهی ضدامنیتی و ضدفرهنگی این شهر مهم را مورد تهدید قرار دهد و با توجه به نگرانی علما و قاطبه ی مردم شهیدپرور اصفهان از فعالیت های گسترده ی این فرقه مسؤلان امر موظفند که با اقدامی عاجل و قاطع، ضمن برخوردی جدی با سران صوفیگری، نسبت به اطلاع رسانی در زمینه ی دام های این عناص و تزویرهای دروغین آنها در جذب مردم و جوانان، اقدام کنند تا از به انحراف کشیده شدن جوانان و مردم ناآگاه به این جریان، جلوگیری شود.

 

 

 


روزنامه ی عبرت های عاشورا / شماره 28 / آدینه 10 آبان ماه 87

 

 

 

 

 

-------------------------
پی نوشت ها:
1ـ سفینه البحار 2 /58
2ـ سفینه البحار 2 /57

 

 

 

خواندن 582 دفعه
آخرین ویرایش در یکشنبه, 20 تیر 1395 ساعت 11:27

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید