فصلنامه نور الصادق

سرمقاله

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله ی نورالصادق شماره 37-38

 

 

  اشاره:

متن حاضر اعلامیه ی حضرت آیت الله صافی اصفهانی است که در تاریخ 25 /5 /95 در اعتراض به برگزاری کنگره ی شمس تبریزی در شهرستان خوی صادر شد گفته می شود 16میلیارد تومان بودجه ی اولیه فقط جهت ساختن آرامگاهی عظیم برای این ملحد بظاهر صلح کلی اختصاص داده شده است و اما برای هزینه های این کنگره چه مقدار اختصاص داده شده. والله العالم.

 

 

سرمقاله

 

بسم الله الرحمن الرحیم


باز هم برای چندمین بار نغمه ی شوم شرک و بت پرستی و تکریم و تجلیل از
ائمه ی کفر با هدف حذف فرهنگی عترت پیامبر اسلام،
فضاهای مجازی و رسانه های گروهی این مملکت را پر کرد.

 

 

انالله و انا الیه راجعون

 

 

مملکتی که شیعه خانه ی امام زمان است و حضرت ثامن الحجج علیه السلام صاحب این خانه و حرم اهل بیت و حوزه های علمیّه و نواب حضرت بقیة الله الاعظم(عج) در آن است اما استعمار پیر انگلیس بی اعتنا به همه این مقدسات با کمال بی شرمی و گستاخی در تلاش است تا دست ایتام آل محمد را از قرآن و عترت کوتاه کند و بوسیله امثال مولوی و شمس تبریزی فساد را و بت پرستی را و شهوت رانی را و ناپاکی را و جهل و نادانی و خرافه پرستی را بنام عرفان جایگزین نماید و این پست ترین موجودات را (که فرمود انهم اخس طوائف الصوفیه)(1) شریف ترین خلق خدا معرفی کند.

 


و نه شریف ترین خلق خدا بلکه خود خدا همچنان که مولوی گفت: شمس من و خدای من و بایزید گفت لا اله الاها انا فاعبدون.

 

 

تا رسید به امروز که نغمه ی شوم لا تأخذنی سنة و لا نوم از حوزه ی علمیّه ی قم شنیده می شود و از گفتن لا اله الا الله شرمناک کما اینکه ابوجهل و ابوسفیان نیز از این کلمه شرمناک و گریزان بودند و این همان عرفان اوپانیشادها و بودائیان است که نطفه ی ناپاکش در رحم انگلیس، این زال سپید ابرو وین مام سیه پستان بارگزاری و توسط مستر همفر(2) پرورش یافت تا رسید به امروز که گستاخانه و بالعیان فرهنگ ضد قرآن و عترت را در مملکت قرآن و عترت تزریق و ترویج می کنند و بعضی رسانه های ما نیز دانسته یا ندانسته بستری مناسب برای این بی شرفی ها شده اند.

 

 

ما این مصیبت بزرگ را به قطب عالم حضرت بقیة الله الاعظم تسلیت عرض می کنیم.

 

(( اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُوإِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا، وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا، وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا، وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا...)) (3)

 

 

ای زعمای حوزه های علمیه، و ای مراجع تقلید شیعه، و ای علماء و محققین، امروز اصل دین و توحید و کلمه ی مقدس لا اله الا الله در خطر است، دیگر نوبت به فقه و اصول و تفسیر و ... در حوزه های علمیه نمی رسد، نوبت به تألیف و تحقیق و تقویم نص و بحث و مناظره های علمی نمی رسد.

 

 

برخیزید و به داد اصل دین و کیان مسلمین برسید.

 

 

ای مرزداران اسلام، ای زمامداران و کارگزاران دولت، اگر رگی از غیرت دینی در وجود شما باقی مانده به پا خیزید و این اشرار و ایادی بیگانه را قلع و قمع و این مملکت عزیز را از لوث وجود ذات پلید آنها پاک کنید.

 

 

ای آقایانی که سالیانه ده ها میلیارد صرف مؤسسات خود می کنید به کجا می روید؟ چه هدفی را دنبال می کنید؟ اگر فرهنگ امثال مولوی و شمس تبریزی در این کشور حاکم شود دیگر نه از این مؤسسات اثری می ماند و نه از صاحب آنها.

 


ای رهبر معظم انقلاب و ای ناخدای کشتی دین و غیرت مسلمین به فریاد این مردم مظلوم برس

 

 

و آنان را از فتنه ی عرفا و صوفیه که قرآن را ملعبه ی امیال نفسانی خود کرده اند(4) نجات بده.

 

 

آیا فریاد رسی هست؟

 

 

برگزاری کنگره برای تکریم از این فاسد و مفسد کبیر به معنای حذف فرهنگی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در این کشور است که در راستای حذف سیاسی آن بزرگوارن در سقیفه می باشد.

 

 

ساختن بارگاه برای شمس تبریزی صوفی شهوت پرست یعنی تخریب بارگاه های مطهر اهل بیت علیهم السلام.

 

 

آباد کردن قبر این شیطان بزرگ یعنی آباد کردن قبر یزید و معاویه و ابوسفیان و بت پرستان.

 

 

((فمَن ذهب إلى زيارة أحدٍ منهم حيّاً أو ميّتاً فكأنّما ذهب إلى زيارة الشيطان وعبادة الأوثان، ومَن أعان أحداً منهم فكأنّما أعان يزيد و معاوية و أبا سفيان)).(5)

 

 

خیانتکاران بزرگ جمع شده اند و می خواهند کلنگ ساختمان بت خانه ای را در دارالمؤمنین شهرستان خوی به زمین بزنند که در آینده مرکز فساد و فحشاء و عیاشی و رقص و پایکوبی(6) برای شیطان پرستان داخلی و خارجی باشد و از همه بدتر مدرسه ای برای تربیت افراد بر ضد معارف اهل بیت علیهم السلام.

 


انگلیس مکار و هزار چهره به قصد براندازی معارف قرآن و عترت و در نهایت اصل نظام جمهوری اسلامی داخل مرزهای ما ورود فرهنگی پیدا کرده. در حوزه های علمیه ی ما در دانشگاه ها و دبیرستان های ما در شهرها و روستاهای ما و در کوچه و بازارهای ما نفوذ پیدا کرده.

 


آیا فریاد رسی هست


که ایتام مظلوم آل محمد را از شر این اشرار و این شرار خلق الله (7)


نجات دهد و در مقام مجاهدین صدر اسلام قرار گیرد؟ (8)

 

ثروت های این مملکت صرف برگزاری کنگره های بین المللی شدن اما نه برای امام باقر و امام صادق علیهما السلام و پیروان صادق آنها بلکه برای دشمنان آن بزرگواران یعنی:

   امثال بایزید بسطامی مدعی الوهیت(9) و مولوی سنی متعصب(10) که ناموسش را در اختیار شمس قرار داد(11) و غزالی ناصبی رجس نجس و خرقانی مشرک و ابوسعید زندیقق  و پیروان آنها و صدای اعتراض کسی بلند نشدن خیلی جای تأمل و تأسف دارد. 

 

 

و امروز نوبت به اکفر این کفره یعنی شمس شاهدباز(12) و شراب خوار(13) رسیده همان کس که به ناموس مولوی تجاوز کرد(14) و خدای مولوی شد!!! (15)

 

 

اینجانب به عنوان یک ایرانی مسلمان که حق فریاد و اعتراض دارد و به عنوان یک طلبه ی کوچک که نصیحت و ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر کار اصلی اوست، به زمامداران، به سران سه قوه، به مراجع تقلید، به حوزویان، به دانشگاهیان، به نویسندگان و گویندگان، به هیئتی های عزیز و مداحان اهل بیت علیهم السلام اعلام خطر می کنم که اگر دیر تکان بخوریم اگر از خواب بیدار نشویم و ایران را از فتنه ی صوفی گری که منشأ تمامی انحرافات است نجات ندهیم این خواب به مرگ مبدل می شود و ایران به اندلسی دیگر. که حتی دیگر نه از اسلام اسمی و نه از قرآن رسمی باقی نخواهد ماند.


و ما علی الرسول الا البلاغ.

 

 


10 ذی القعده 1437
حوزه ی علمیه ی اصفهان ـ مدرسه ی صدر بازار

 

---------------------------------
پی نوشت ها:


1- اثنا عشریه / 28.


2- مستر همفر جاسوس انگلیس در ایران: ... باید حلقه های صوفیه را گسترش داد، کتاب هایی را که به زهـد فرا می خواند ترویج نمود همچـون کتاب احیاء العلوم غزالی، مثنوی مولانا و کتاب های ابن عربی...[خاطرات مستر همفر، ترجمه علی کاظمی، کانون نشر اندیشه های اسلامی قم،1370/102]


3- الأمالی(للطوسی) النص/ 433؛ بحارالانوار 53 / 189 .(ط ـ بیروت)


4- از باب مثال شمس می گوید: اگر از تو پرسند كه مولانا را چگونه شناختى؟ بگو: اگر از قولش مى پرسى: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»، و اگر از فعلش مى پرسى: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنٍ» و اگر از صفتش مى پرسى: «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ»، و اگر از نامش مى پرسى: «هُوَ اللهُ الَّذِى لا إِلهَ إِلّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمانُ الرَّحِيمُ»، و اگر از ذاتش مى پرسى: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ».(مقالات شمس تبریزی/ 158؛ شمس تبریزی، مقالات / 789، چاپ دوم، 1377، انتشارات خوارزمی)
و هم چنین می گوید: مرا رساله محمد رسول الله سود ندارد!! مرا رساله خود باید. اگر هزار رساله بخوانم تاریک تر شوم. (مقالات شمس، تصحیح محمد علی موحد/ 270).


5- اثنا عشریه / 28.


6- کما اینکه این مسائل تحت عنوان سماع کنار مقبره ی مولوی علی الدوام برگزار می شود.


7- حدیقة الشیعه / 59.


8- اثنا عشریه / 32، امام صادق علیه السلام فرمود: « وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ رَدَّ عَلَيْهِمْ كَانَ كَمَنْ جَاهَدَ الْكُفَّارَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم .»


9-         با مـریدان آن فقیر محتشـم            بایزید آمد که یزدان نک منم
              گفت مستانه عیان آن ذوفنون         لا الـه الاأنــا هـا فا عبــــدون (مثنوی / 346)


10- مثنوی، صفی علیشاه، تحفة الاخیار ـ آشنایی با علوم اسلام استاد مطهری.

 

11- مناقب العارفين 2 /622، و با اندک اختلاف در کلمات سپهسالار 182 و 183، و با عبارات واضح تر در نفحات نفحات الأنس/ 466، انتشارات کتابفروشی محمودی.


12- همان.


13- همان.


14- همان.

 
15-         پیــــر مـن و مــــراد من         درد مـــن و دوای مـــن
                فاش بگویم این سخـن              شمس من و خدای من (مثنوی)

 

 

خواندن 79 دفعه
آخرین ویرایش در پنج شنبه, 02 دی 1395 ساعت 12:09

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید