فصلنامه نور الصادق

سرمقاله

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در: مجله نورالصادق شماره 39 و 40

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این سال ها که دنیاطلبان و دشمنان هزار چهره قرآن و عترت و معارف حقه ی اهل بیت(علیهم السلام)، به هم داستانی یهود عنود قصد براندازی دین و کیان این مملکت را کرده اند و کینه دوزان و کج اندیشان دین فروش به پیروی از سلف ناصالح خود شخصیت والای رهبران معصوم و آسمانی ما را به خصوص آن دُرّ یکدانه ی خلقت، حضرت عصمت کبری و شفیعه ی محشر را مورد حملات کینه دوزانه و تبلیغات خباثت بار خویش قرار می دهند و برای خاموش کردن این چراغ های هدایت از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزند، در این برخورد سپیدی با سیاهی ها براستی شناخت این شخصیت های آسمانی در ابعاد مختلف بخصوص آشنایی با کمالات و مناقب چهره ی تابناک انسانیت حضرت ام الائمه النقباء و ام ابیها یعنی الگوی بی همتای بانوان جهان و بلکه همه ی انسان ها تا قیام قیامت جهت ساختن یک مدینه ی فاضله و دست یابی انسان ها به یک حیات طیبه، ضرورتی انکار ناپذیر است.

 

برای نمونه به یک جلوه از جلوات کمالات نامتناهی این کوثر رسالت و کانون نبوت و امامت که ((مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ)) به او و شوهر مظلومش اشارت رفته است و ((یخرج منها اللؤلو و المرجان)) به دو فرزند زیبا و آسمانی او یعنی سیدا شباب اهل الجنه:

 

بالاترین مرتبه ی کمال در انسان کامل آنجایی است که در وادی امن رضا به سیر در محضر سبوح قدوس در آید و به رضای او راضی باشد و به خشم و غضب او خشمناک. اینان نیک بختان برگزیده ی عالمند که کریمه ی شریفه ی ((رضی الله عنهم و رضواعنه)) منزلت آنان را این چنین دل نشین پاس داشته است و چه زیباست خشم و خشنودی که دائر مدار خشم و خشنودی خدا باشد ((من احب فی لله و ابغض فی الله فهو من اصفیاء الله )). (1)


اما در مورد حضرت صدیقه ی کبری(علیها السلام) باید گفت که تمامی این مرزها با فاصله های نامتناهی از گردنه های افلاک گذشته تا به جایی رسیده که خشم و خشنودی خدا دائر مدار خشم و خشنودی فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها) می شود و خداوند علیّ اعلی به رضای فاطمه(علیه السلام) راضی و به غضب او غضبناک می شود ((إن الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها))(2)

 

سخن از بانوی بزرگواری است با عظمتی فراتر از عرش و کرسی و ملک و ملکوت که انوار جهان نمای جلال و جمال باطنی این گنجینه ی بی انتهای خلقت، اجلّ است از اینکه با عقول جزئیه بشریت ادراک شود، آری خدا و رسولش با شادی چنین بانویی شاد و با غضب چنین گوهر والایی غضبناک می شوند و این یک قانون بزرگ الهی است در قرآن عظیم که حجت را بر تمامی مسلمین جهان تا قیام قیامت تمام کرده است.
((إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ الله وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ الله فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً.)) (3)

 

و قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
quote xxl ((فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهَا مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى الله))(4)

 

و حق طلبان، نه آنانکه فی قلوبهم مرض، باید در لابلای کتاب ها و اسناد معتبر اهل سنت و جماعت به کنکاش برخیزند تا برای آنها روشن شود که چه چیز این بانوی بزرگ اسلام را به غضب در آورد و برای چه آنچنان وصیتی کرد که تنها یادگار خاتم الانبیاء و بضعة الرسول باید غسلش و تشییعش و تدفینش شبانه و مخفی باشد و شیفتگان تربت پاکش در طی قرون و اعصار متمادی در تب و تاب پیدا کردن مرقد مطهرش بسوزند.

 

شیخ عبدالرحمن صفوری شافعی صاحب «نزهة المجالس و منتخب النفائس» که از اعاظم علمای اهل سنت است نقل کرده که:
quote xxl «فاطمه(علیها السلام) از پدرش خواست که شفاعت امت صداق او باشد و حضرت رسول قبول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود و روز قیامت در سر پل صراط فاطمه(علیها السلام) می آید صداق خود را می خواهد.»

 

بعد می گوید:
quote xxl من با جرأت می گویم، من حق فاطمه(علیها السلام) را نمی توانم ضایع کنم خدا لعنت کند آنهایی را که حق فاطمه(علیها السلام) را ضایع کردند.

 

این یک نمونه ای است از اعترافات مخالفین ما در مورد حقانیت بضعة الرسول حضرت صدیقه ی کبری(علیها السلام). و صدها نمونه ی دیگر از اینگونه اعترافات در مدارک اهل سنت وجود دارد.

 

آیا وقت آن نرسیده که شیعیان و پیروان امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز این اعترافات را بر زبان و قلم جاری کنند و به نسل های آینده ی خود نیز منتقل نمایند و پرچم حقانیت حضرت صدیقه ی کبری را در عالم به اهتزاز در بیاورند.


((أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ الله وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ))(5)

 

 

حوزه ی علمیه ی اصفهان ـ مدرسه ی صدر بازار
علی صافی اصفهانی
24 ربیع الاول 1436

___________________________________
پی نوشت ها:

1ـ روضة المتقین 9 / 392
2ـ کنزالعمال 12 /111، طبرانی در المعجم الکبیر 1 /108، المستدرک علی الصحیحین 3 /154 و منابع بسیاری دیگر از اهل سنت این روایت را نقل کرده اند.
3- احزاب: 33.
4- بحار الانوار 43 /204.
5ـ حدید: 16

 

 

خواندن 15 دفعه
آخرین ویرایش در دوشنبه, 09 مرداد 1396 ساعت 09:15

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید