فصلنامه نور الصادق

سرمقاله

 

اشاره:


 این اثر گرانبار که تحت عنوان سرمقاله در اینجا آمده است برگرفته از سخنان استاد حوزه ی علمیه ی اصفهان حضرت آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی است که در روز یکشنبه 1394/06/29 به مناسبت شهادت امام باقر علیه السلام  ابتدای درس خارج فقه ایشان در مدرسه ی صدر بازار اصفهان ایراد گردیده بود، می باشد. نورالصادق خوانندگان عزیز را به مطالعه و دقت در این حدیث امام باقر علیه السلام و مواظبت بر هشدارهای معظم له دعوت می نماید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

امام باقر علیه السلام فرمود:

 

 ((بَلِيَّةُ النَّاسِ عَلَيْنَا عَظِيمَةٌ إِنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ يُجِيبُونَا وَ إِنْ تَرَكْنَاهُمْ لَمْ يَهْتَدُوا بِغَيْرِنَا))(1)

  یعنی به بلای مردمی گرفتار شدیم که وقتی آنها را دعوت کنیم، ارشاد کنیم، هدایت کنیم، خیر و صلاح دنیا و آخرتشان را به آنها   یاد بدهیم، راه راست و راه نجات را به آنها نشان دهیم لَمْ يُجِيبُونَا دعوت ما را اجابت نمی کنند یعنی گوش به حرف ما نمی دهند    به هدایت های ما به ارشادات ما اعتنایی نمی کنند وَ إِنْ تَرَكْنَاهُمْ و اگر آنها را رهایشان کنیم لَمْ يَهْتَدُوا بِغَيْرِنَا بوسیله ی غیر ما اهل بیت هدایت نمی شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

درزمان ائمه ی معصومین علیهم السلام بسیاری از مردم بودند که نسبت به اهل بیت علیهم السلام احساس خاصی نداشتند در عین حال که از شیعیان بودند و خودشان را پیرو ائمه می دانستند اما در عمل نسبت به آن بزرگواران و کلمات گهربار ایشان اهمیتی نمی دادند می آمدند خدمت حضرت سؤالات خودشان را مطرح می کردند حضرت هم پاسخ می دادند و راه نجات را به آنان گوشزد می کردند اما وقتی از حضرت جدا می شدند ارشادات امام را فراموش می کردند یا فریب اشخاص دیگر را می خوردند و حرف های آنها را بر حرف های امام علیه السلام مقدم می داشتند.

 


همین دردی که الان علمای ما و فقهای ما به آن مبتلا هستند یک فقیهی با 40، 50 سال سابقه ی کار در قرآن و روایات و عبادت و تهذیب نفس، یک مطلبی می گوید یک فتوایی می دهد بسیاری از مردم و حتی بسیاری از مقلدینش به آن اعتنایی نمی کنند اما وقتی یک شخص بی سواد و مجهولی بنام دکتر، بنام فیلسوف، بنام عارف به نام صوفی (البته مراد بی سواد در رشته ی دین) بنام استاد سیر و سلوک که معلوم نیست چه دینی دارد یک چیزی خلاف نظر و فتوای فقهاء می گوید مردم غالباً به آن روی می آورند.

 

 

این درد حتی در حوزه ها بین طلاب هم سرایت کرده مثلاً فقهاء فتوا داده اند رقص حرام است، مذموم است اما یک شخص مجهولی با عنوان دکتر و استاد با آیات قرآن به خیال خودش می خواهد ثابت کند که رقص حرکتی است از نقص به سوی کمال! از تلویزیون هم این انحرافات منتشر می شود یک عده ی جاهل هم تلویزیون و رادیو برایشان وحی منزل است حالا هر چی فقهاء داد بزنند کسی گوش نمی دهد می گویند اگر بد بود تو تلفزیون نمی گذاشتند!

 

اینجور آدم های ضعیف العقل و ضعیف الایمان زمان ائمه ی معصومین ما هم بودند همین رفتارهای بد را با ائمه داشتند. امام باقر علیه السلام دلش پر از خون بود از دست این ها فرمود:

 

بَلِيَّةُ النَّاسِ عَلَيْنَا عَظِيمَةٌ این بلای بزرگی است برای ما اهل بیت که گرفتار چنین آدم هایی شده ایم إنْ دَعَوْنَاهُمْ لَمْ يُجِيبُونَا، هر چه آنها را به راه نجات دعوت می کنیم، آنها را پند می دهیم نصیحت می کنیم حلال و حرام خدا را گوشزد می کنیم فایده ندارد، حرف آن بچه ها و تازه به دوران رسیده ها وعالم نمایان و عارف نمایان را زودتر گوش می دهند. وَ إِنْ تَرَكْنَاهُمْ لَمْ يَهْتَدُوا بِغَيْرِنَا اگرهم بخواهیم آنها را رها کنیم می دانیم که به وسیله غیر ما هرگز نمی توانند هدایت شوند.

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

  یعنی روی این زمین، مردم، احد الناسی را نمی توانند پیدا کنند که بتوانند به وسیله ی او هدایت شوند و راه نجات و سعادت را طی کنند.


یکی از دردها و غصه های امام باقر و سایر اهل بیت علیهم السلام این بود که گرفتار چنین مردمی بودند، نه به حرف امام گوش می دادند و نه اینکه امام علیه السلام دلشان می آمد آنها را رها کند و به حال خودشان بگذارد چون اگر رهایشان می کردند کسی پیدا نمی شد که بتواند آنها را هدایت کند، بوسیله ی غیر امام هدایت نمی شدند.

 

لذا ما باید سعی کنیم این خصوصیت را در خودمان ایجاد کنیم که تسلیم مطلق معصوم علیه السلام باشیم و لاغیر. اگر غیری در کار آمد ضلالت و گمراهی است خدای نکرده مثل آن شخصی نشویم که ادعا کرد:

 

 کلمات عُرفا مثل ابن عربی و صدرالدین قونوی و... در اسرار راجعه ی به مبدء و معاد، دلپذیرتر از کلمات حکماء و طریقه ی انبیاء عظام و ائمه ی کرام است.(2)

 

 

 

 

 بر فرض هم اگر خدای ناکرده کسی چنین انحراف بزرگی توی ذهنش آمد که راه ابن عربی دل نشین تر از راه امام صادق علیه السلام است کلمات ابن عربی دلپذیرتر از کلمات امام باقر علیه السلام است، چنان ایمانی به اهل بیت داشته باشد که محکم بگوید چون از راه امام صادق علیه السلام جداست من آن را دور می اندازم، تسلیم مطلق امام علیه السلام باشد مثل یک انسان کور و کر دستش را بگذارد در دست امام باقر علیه السلام و دنبال امام برود بی چون و چرا، نه این که دستش را بگذارد در دست یک کور دیگری مثل ابن عربی و دنبال او برود که کوری عصاکش کور دیگر شود، این طور نباشد.

 

 
دستش را بدهد به یک آدم بینا، بینای واقعی اهل بیت علیهم السلام هستند و لا غیر، اگر این حالت در ما پیدا شد خیر و سعادت دنیا و آخرت را به دست آورده ایم، همین حالت را پیغمبر در روز غدیر از ما خواسته است که نسبت به علی علیه السلام داشته باشیم که فرمود:

  من کنت مولاه فهذا علی مولاه، یعنی هر کس مولویت مرا پذیرفته است، هر کس اولی به انفسیت مرا پذیرفته است، باید مولویت علی را هم بپذیرد.

 

 

 

 

اگر به این سفارش پیغمبر عمل کردیم آن وقت ما به مقام تسلیم رسیده ایم، تسلیم مطلق پیغمبر و اهل بیت پیغمبر(سلام الله علیهم اجمعین) آن وقت است که دیگر فریب هیچ کس را نمی خوریم، با هر مقام و موقعیتی که داشته باشد، فریب ظاهرسازی های هیچ عارف و صوفی را نمی خوریم، فریب کلمات ابن عربی و ملاصدرا و مولوی را نمی خوریم، فریب بازی های با الفاظ فلاسفه و عرفا را نمی خوریم، دنیا جمع بشوند بخواهند ما را به راهی غیر از راه اهل بیت بکشانند، حاضر نخواهیم شد.

 

این طور که شد دیگر غصه ها را از دل امام باقر علیه السلام بیرون کردیم و مایه ی زینت اهل بیت علیهم السلام شده ایم.

 

خداوند انشاءالله همه ی ما را در صراط مستقیم اهل بیت علیهم السلام پایدار و با استقامت بگرداند و ما را از کید شیطان و راه ها و مسیرهای گمراه کننده ی بیگانگان از اهل تصوف، فلسفه و عرفان التقاطی محفوظ بدارد.


 

 


-------------------
پی نوشت ها:

1- روضة المتقین 164/13 . بحارالانوار 253/26 (ط ـ بیروت)

2- شرح مقدمه‏  قیصری، سید جلال آشتیانی/ 74.

 

 

برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 5 بر روی عکس کلیک کنید

 

 

5

 

 

 

 

 

برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 21 و 22 بر روی عکس کلیک کنید

 

 22

 

 

 

 برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 23 و 24 بر روی عکس کلیک کنید

 

24

 

 

برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 27 و 28 بر روی عکس کلیک کنید

 

 

28

اشعار خاقانی در مذمت فلسفه و عرفان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

           

 عرفان اسلامی وعارف حقیقی

 

 

 

 

مرجع عاليقدر شيعه

آيت الله العظمي حاج شيخ لطف الله صافي گلپايگاني

 

  

                            

 

 

 

متأسفانه لفظ عرفان و عارف در عصر ما مورد سوء استفاده و منحرف کردن مردم از تعاليم واضح دين شده است. اطلاق اين لفظ بر هر مسلماني که معرفت به توحيد خدا و سایر عقاید حقه داشته باشد جایز است هر کس از تعاليم و هدايت‌ هاي قرآن و حديث بيشتر اطلاع داشته باشد عارف و با معرفت است و هر کس در خلقت آسمان و زمين و آيات الهي و عجائب عالم آفرينش و عظمت و وسعت عالم و دلائل بي‌ شمار بر علم و قدرت و حکمت خدا بيش‌ تر فکر کند علم و عرفانش بيشتر است.

 

 اشاره:        

مقاله پیش رو پاسخ به شبهه ای است که عده ای معتقدند همه طوایف شیعه ولو چهار امامی یا صوفیه از تشیع اهل نجات می باشند، حال آنکه در روایات و عقاید شیعه اثنی عشری همه طوایف که ذره ای در عقاید خود سست و منحرف هستند را رستگار نمی داند.

حرفـــــــــــــــــــــــ حسابــــــــــــــ

نه هر که سر بتراشد قلندري داند!

                                         

                   جواد قمی  

 

 

نگام که بهش افتاد، گفتم: خدايا شکرت تو اين سفر معنوي يه همسفر خوب نصيبم کردي!

 

رفتم کنارش نشستم، سلام کردم، نگاشو خيلي عارفانه از پنجره اتوبوس برداشت و به من جواب داد. خيلي ازش خوشم اومد. چيزي از عرفان کم نداشت؛ ريش بلند و حنايي، چشاي زيبا و نافذ که با سرمه به آن جلوه داده بود، موي قشنگ، دستي پر از انگشترهاي رنگارنگ از عقيق گرفته تا حديد و فيروزه و شرف‌ الشمس و دُرّ نجف، تسبيح هم که اگه نداشت، انگار يه چيزي کم داشت، هيبتش منو گرفت.

 

خيلي با ادب پرسيدم: حاج آقا شما هم پابوس حضرت تشريف مي‌ برين؟! گفت: اگه لايق باشيم و حضرت طلبيده باشه، بايد پيغامي براي يکي از دوستان آقا برسونم!


منو بگو که ديگه تو پوستم از شادي نمي‌گنجيدم، بابا! عجب سعادتي، سفر معنوي با يه خضر راه، التماس دعا!کم کم در صحبت باز شد از اين که: اهل کجايي و چه‌ کار مي‌کني و چي مي‌ خواني و چرا مشهد مي‌ ري و...من ساده همش اطلاعات مي‌دادم: اهل قمم، دانشجوام، خيلي به دين و مذهب علاقه دارم و براي اداي نذرم به مشهد  می روم.

 نظريه معرفت در مکتب

 

فلاسفه و فقهاي اماميه

                

آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی 

 

 

مسأله ادراک و کيفيّت شناسايى، از پيچيده ترين مباحث فلسفى است تا جايى که صدرالدّين شيرازى پس از غور و بررسى اقوال متکلّمان و فيلسوفان اظهار مى‏ دارد: تاکنون هيچ‏ يک از دانشمندان اسلامى از عهده تبيين اين موضوع برنيامده؛ ولى او با توسّل و تضرّع به درگاه الهى توفيق حلّ اين مسأله را يافته است (1) !!! اين مسأله به ويژه در چند قرن اخير، از اساسى ‏ترين مباحث فلسفه غرب و منشأ پيدايش مکاتب فلسفى گوناگون و گاه متضاد بوده است.

 

متکلّمان و فيلسوفان اسلامى نيز به طور ضمنى و گاه مستقل به اين مسأله پرداخته‏ اند و آراى متفاوتى عرضه داشته ‏اند.

 

گروهي ديگر که به پيروي از فقهاي اماميه به روش علمى و عقلى مستقل و مورد تأييد قرآن وسنّت، در برابر روش‏هاى فلسفى و عرفانى متداول اعتقاد دارند، در اين موضوع، مدّعى نظريّه خاصّى شده‌اند و مي‌گويند ما معتقديم که معارف فلسفى و عرفانى از معارف دينى به لحاظ منبع و محتوا از هم جدا است. و معتقد به جداسازي گفته‌هاي بشري از معارف وحياني و حفظ خلوص معارف و شناخت‌هاي اعتقادي مکتب اهل‌ بيت به دور از آميختگي با نحله‌ ها و مکتب‌هاي فلسفي وعرفاني بشري است.

صفحه1 از2