فصلنامه نور الصادق

 

 

برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 11 بر روی عکس کلیک کنید

 

 

11

 

 

 

 

 

 برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 23 و 24 بر روی عکس کلیک کنید

 

24

 

 

برای دانلود فایل pdf فصلنامه نورالصادق شماره 27 و 28 بر روی عکس کلیک کنید

 

 

28

 
 
 
نقد عرفان و فلسفه رائج (قسمت چهارم) 
 
 
حجت الاسلام و المسلمين سيد جعفر موسوی اصفهانی
 
(نوه مرحوم سيد ابوالحسن اصفهاني(ره))
 
 
 
 
 
mosavi

در گفتار پيشين گفتيم: جرأت فلاسفه و عرفا در تکلّم پيرامون ذات و کنه و حقيقت و صفات إلهي مانند علم و قدرت، اراده و ... با اينکه قصور عقل و فکر بشري در فهم حقايق بسياري از مخلوقات تا چه رسد به خالق آنها! واضح است و خود اهل فلسفه و عرفان به اين قصور معترفند از مهمترين لغزش ها و خطاهاي فلاسفه و عرفاست.

 
از جمله اينکه: فلاسفه و عرفا بارها حقيقت خداي تعالي را عين وجود و هستي معرفي کرده اند. حال بايد ديد چه دليلي بر اين ادّعاي گستاخانه و موهوم دارند؟ روشن است که يا بايد عقل قاطع بر اين ادعا دلالت نمايد يا شرع معتبر در حاليکه عقل وشرع قاطعانه نه تنها بر اين مطلب دلالت ندارند بلکه خلاف آن را صريحاً بيان مي کنند.

حرفـــــــــــــــــــــــ حسابــــــــــــــ

نه هر که سر بتراشد قلندري داند!

                                         

                   جواد قمی  

 

 

نگام که بهش افتاد، گفتم: خدايا شکرت تو اين سفر معنوي يه همسفر خوب نصيبم کردي!

 

رفتم کنارش نشستم، سلام کردم، نگاشو خيلي عارفانه از پنجره اتوبوس برداشت و به من جواب داد. خيلي ازش خوشم اومد. چيزي از عرفان کم نداشت؛ ريش بلند و حنايي، چشاي زيبا و نافذ که با سرمه به آن جلوه داده بود، موي قشنگ، دستي پر از انگشترهاي رنگارنگ از عقيق گرفته تا حديد و فيروزه و شرف‌ الشمس و دُرّ نجف، تسبيح هم که اگه نداشت، انگار يه چيزي کم داشت، هيبتش منو گرفت.

 

خيلي با ادب پرسيدم: حاج آقا شما هم پابوس حضرت تشريف مي‌ برين؟! گفت: اگه لايق باشيم و حضرت طلبيده باشه، بايد پيغامي براي يکي از دوستان آقا برسونم!


منو بگو که ديگه تو پوستم از شادي نمي‌گنجيدم، بابا! عجب سعادتي، سفر معنوي با يه خضر راه، التماس دعا!کم کم در صحبت باز شد از اين که: اهل کجايي و چه‌ کار مي‌کني و چي مي‌ خواني و چرا مشهد مي‌ ري و...من ساده همش اطلاعات مي‌دادم: اهل قمم، دانشجوام، خيلي به دين و مذهب علاقه دارم و براي اداي نذرم به مشهد  می روم.

 نظريه معرفت در مکتب

 

فلاسفه و فقهاي اماميه

                

آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی 

 

 

مسأله ادراک و کيفيّت شناسايى، از پيچيده ترين مباحث فلسفى است تا جايى که صدرالدّين شيرازى پس از غور و بررسى اقوال متکلّمان و فيلسوفان اظهار مى‏ دارد: تاکنون هيچ‏ يک از دانشمندان اسلامى از عهده تبيين اين موضوع برنيامده؛ ولى او با توسّل و تضرّع به درگاه الهى توفيق حلّ اين مسأله را يافته است (1) !!! اين مسأله به ويژه در چند قرن اخير، از اساسى ‏ترين مباحث فلسفه غرب و منشأ پيدايش مکاتب فلسفى گوناگون و گاه متضاد بوده است.

 

متکلّمان و فيلسوفان اسلامى نيز به طور ضمنى و گاه مستقل به اين مسأله پرداخته‏ اند و آراى متفاوتى عرضه داشته ‏اند.

 

گروهي ديگر که به پيروي از فقهاي اماميه به روش علمى و عقلى مستقل و مورد تأييد قرآن وسنّت، در برابر روش‏هاى فلسفى و عرفانى متداول اعتقاد دارند، در اين موضوع، مدّعى نظريّه خاصّى شده‌اند و مي‌گويند ما معتقديم که معارف فلسفى و عرفانى از معارف دينى به لحاظ منبع و محتوا از هم جدا است. و معتقد به جداسازي گفته‌هاي بشري از معارف وحياني و حفظ خلوص معارف و شناخت‌هاي اعتقادي مکتب اهل‌ بيت به دور از آميختگي با نحله‌ ها و مکتب‌هاي فلسفي وعرفاني بشري است.

فلاسفه بلاغشان، بلاغ مبين نيست

استاد شهید مطهری

 

 

يك معلم وظيفه ‏اش فقط همين است كه سخن خودش را، علم خودش را به عقل دانش آموز برساند. مي ‏آيد پاي تخته سياه مي‏ ايستد، دانش‌آموز آنجا نشسته است، مسئله رياضي‏ را برايش طرح مي‏كند. اول كه اصل مسئله را طرح مي ‏كند دانش‌آموز عقلش‏ هنوز نمي‏ داند كه واقعا اين جور هست يا نه، ولي دليل مي‏ خواهد. بعد كه‏ معلم برهان و دليل رياضي را اقامه كرد، آنجاست كه مدعاي او وارد عقل‏ دانش آموز شده است.اما پيغمبران نيامده‏ اند كه فقط مدعاهايي را وارد عقل مردم بكنند.

 

فلاسفه كاري كه دارند، هر اندازه موفق بشوند اين است‏ كه سخني را تا عقل مردم نفوذ مي‏ دهند اما از آن بيشتر ديگر نه. پيام الهي گذشته از اين كه در عقل‌ها بايد نفوذ بكند، در دل‌ها بايد نفوذ بكند، يعني بايد در عمق روح بشر وارد بشود و تمام‏ احساسات او يعني تمام وجودش را در اختيار بگيرد. و لهذا پيغمبرانند كه‏ مي‏ توانند بشر را در راه حقيقت به حركت در آورند نه فيلسوفان.

دو پرسش از مرجع عاليقدر شيعه

                 

آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

 

 

  پس از سلام و عرض ارادت، مطالبي جهت اينجانب و بعضي از گويندگان مذهبي مجهول بود، استدعا دارم آن حضرت ما را راهنمايي فرمايند.


 «الشريعه اقوالي و الطريقه احوالي و الحقيقه حالي...».


اين خبر را ـ چنان که از متن و الفاظ آن معلوم است ـ نمي‌ توان به حضرت رسول اکرم(صلي‌الله عليه‌ وآله و سلم) نسبت داد. برحسب آنچه که از آيات و احاديث استفاده مي‌شود، شريعت کل دين و هدايت‌هاي دين و ما اوحي به الي رسول الله(صلي‌الله عليه‌ وآله و سلم) است که از اقوال و افعال و احوال پيغمبر(صلي‌الله عليه‌ وآله و سلم) استفاده شده است. و اقوال پيغمبر(صلي‌الله عليه‌ وآله و سلم) و احوال او مثل افعال او طریقت است؛ و اقوال و افعال آن حضرت، مثل احوال او حقيقت است.