All for Joomla All for Webmasters

آثار و مقالات

ماهيــــت تصوف
مهـــــدی عمادی

جاي دارد از گويندگان و نويسندگان که تصوف و عرفان را يک جايي مي‏دانند و اگر ناچار شوند قبول کنند که خلاصه نااسلامي هم در تصوف ديده مي‏شود آن را به تصوف سني و شيعه (1) يا تصوف مختلط و اصيل تقسيم بندي مي‏نمايند(2) يا در چنين تنگنايي که قرار مي‏گيرند بحث تصوف منفي و مثبت را پيش مي‏کشند(3)
سؤال کنيم با اين اختلافات شديد اعتقادي آنهم در اصل اصيل «ولايت با امامت» که در تصوف به چشم مي‏خورد ـ عرفان و عرفا از آن مبرا مي‏باشند ـ به چه لحاظي بايد بدون ارائه مدرکي مدعي شوند که «تصوف نه تنها ريشه ‏‏اي اسلامي دارد بلکه جلو‏اي از اسلام ناب است»؟(4) در صورتي که همين نويسنده بر اين عقيده است: «در عرفان و تصوف اسلامي جريان‏هايي به وجود آمد که از اصالت اسلامي کامل برخوردار نبود».(5)

نقدي بر مقاله‏ ی انديشه و افکار ملاصدرا و تأثير آن بر فرهنگ اسلامی
قاسم علی احمدی

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنه الله علي اعدائهم اجمعين

مقاله‏ اي با عنوان انديشه و افكار ملاصدرا و تاثير آن بر فرهنگ اسلامي در هفته نامه ‏ي افق حوزه (شماره 229 تاريخ 1388/02/30) منتشر شد که نويسنده اين مقاله مدعي شده است انديشه ‏هاي ملاصدرا تاثيري عميق در فرهنگ اسلامي داشته و در مورد ملا صدرا مي نويسد: (بر اساس معرفت عميق و ارادت وثيقي كه نسبت به دين و همه مظاهر آن يعني توحيد، رسالت، ولايت و نيز قرآن داشت با اندوخته هاي فراوان حكمي و عرفاني خود را به ساحل دين رسانيد و گوهرهاي گران بهايي را از درياي معارف الهي بهره برده و خود را به اوج معارف الهي رسانيده و از زمره افراد متعمقي شد كه ناب ‏ترين معارف را در وادي توحيد عرضه كرد.)

سؤالات شاگردي از استاد حسن زاده آملي (قسمت دوم)
حجت الاسلام و المسلمین خیرالله مردانی

استاد بزرگوار جناب آقاي حسن زاده دام عزّه

پس از تقديم سلام و مراتب تحيّت، غرض از تصديع، تذکّر مطالبي بود که در آثار جنابعالي منعکس است و به نظر ما، تباين روشن آن با آيات قرآن و احاديثِ ذوات معصومين (عليهم السلام) معلوم و مشخّص است.

س 4- حضرتعالي خانقاه و مرشد را به زمان پيامبر اسلام منتسب دانسته و از قول استاد خود چنين نوشته‏ ايد:

چه بسا ناداني بپندارد که در صدر اسلام مجتهد و مقلّد و علم اصول و علم نحو وجود نداشته و مدرسه و خانقاه و مرشد و حلقه اي در کار نبوده است، پس به اين افراد (و گفتارشان) نبايد توجهي کني، زيرا دشمنان علم در هر زمان زياد بوده ‏اند و در عصر ما به جهت غلبه کفار و نصاري بيشتر هم شده اند.(1)

ردّ و انکار و تهاجم بر عرفان و عرفا

دکتر يحيي يثربي

در حقيقت، عرفان و عرفا به اندازه ‏اي که طرفدار و مدافع داشته‏ اند، مخالف و مهاجم هم داشته‏ اند. و ما در اين بخش تا حد امکان، به بررسي اين ردّ و انکارها مي‏پردازيم. اما چون اين مخالفت‏ ها از طرف گروه هاي مختلف بوده و طبعاً در نوع اشکال و ايراد، ماهيتاً با هم فرق دارند ناچاريم، آنها را به چند طبقه و دسته تقسيم کرده و هر يک را جداگانه مورد بحث قرار دهيم. و لذا بر اساس گروه هاي مهاجم، ما اين انکار و ردها را به ترتيب زير طبقه بندي مي‏کنيم:

1-هجوم از طرف متشرّعان و علماي مذهبي

2-هجوم از طرف فلاسفه و متفکّران مذهبي

3-هجوم از طرف دانشمندان مادي

4-هجوم از طرف خود عارفان و متصوّفه

حکمت بو علی

علامه حائری سمنانی رحمه الله (قسمت سوم)

 در ابطال اشتراک لفظي

سخن صدر در اسفار در ابطال اشتراک لفظی

اما کونه مشترکا بين المهيات فهو قريب من اوليات فان العقل يجد بين موجود و موجود من المناسبة و المشابهة ما لا يجد مثلها بين موجود و معدوم فاذا لم تکن الموجودات متشارکة في المفهوم بل کانت متبائنة من کل الوجوه کان حال بعضها مع البعض کحال الوجود مع العدم في عدم المناسبة و ليست هذه لاجل کونها متحدة في الاسم حتي لوقد رنا انه وضع لطائفة من الموجودات والمعدومات اسم واحد و لم يوضع للموجودات اسم واحد اصلا لم تکن المناسبة بين الموجودات و المعدومات المتحده في الاسم اکثر من الشيئ بين الموجودات الغير المتحدة في الاسم و لا مثلها کما

Top