All for Joomla All for Webmasters

علامه مجلسی سالک سترگ آفاق تحقیق

«استاد یاسر فلاحی»

«یا سائلی عنه لمّا جئت تسئله الا هو الرّجل العاری من العار لوجئته لرأیت الناس فی رجل و الدهر فی ساعه و الأرض فی دار.»

ای فردی که از من جویای حال او هستی، بدانکه او مردیست که از هرگونه نقص و عیب مبّراست. اگر او را ببینی، خواهی دید که وجود همه مردم در یک فرد جمع است و روزگار در یک ساعت متمرکز و جهان در یک خانه قرار گرفته است.

(ابوالعلاء معرّی در وصف سید مرتضی)

آشنایی با شخصیت ها

اندیشمند بزرگ معاصر حضرت علامه آیت الله حاج سید جعفر سیدان

ولادت و تحصیلات

حضرت علامه آيت الله حاج سيد جعفر سيّدان در اواخر سال 1313 شمسي در خانواده ای مذهبی و مؤمن در شهر مقدس مشهد ديده به جهان گشود. وی دوران كودكي را در دامن پر مهر مادري عفيفه و مؤمنه و در سايه پدري عطوف و مهربان گذراند و پس از فراگيري ادبيات فارسي و دروس مقدماتی در مكتب خانه، بخاطر عرق ديني والدين و علاقه شخصي وارد حوزه علميه مشهد شد.


ایشان دروس سطح حوزه را از محضر اساتيد مبرّز و برجسته آن روزگار کسب فیض کرد، ادبیات را از مرحوم اديب نيشابوري، معالم، قوانین و شرح لمعه را از آيت الله حاج ميرزا احمد مدرّس يزدي و رسائل، مکاسب و کفایه را از آيت الله حاج شيخ هاشم قزويني کسب فیض نمود.

آشنایی با شخصیت ها (شمس تبریزی)

مقدمه:

چند سالی است که صوفیان ذهبیه به دنبال ایجاد یک پایگاه و مقر ثابت برای بسط و نشر هرچه بیشتر مکتب انحرافی خود در شمال کشور بودند تا اینکه وقتی یک مرقد بی اسم و رسم را در کنار خرابه ای در شهر خوی یافتند که نام «شمس الدین» روی آن حک شده بود، بر آن شدند تا این مرقد را به عنوان مرقد شمس تبریزی (پیر مولوی) به مردم معرفی کرده و از این طریق به ایجاد مسجد ضراری در این شهر شیعه نشین و عالم پرور اقدام کنند. اما درباره هدف آنها از ترویج شمس تبریزی باید به این مهم خاطر نشان کرد که شمس تبریزی یکی از بزرگترین مشایخ فرقه ذهبیه می باشد، وحید الاولیاء می نویسد: نسب طریقتی شمس به بابا كمال الدين جندى، و از او به شيخ نجم الدين كبرى می رسد.(1)

آشنایی با متفکر بزرگ شیعه

علامه آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی(1)

علامه رضوی فرزند ارشد شیخ محمد حسین رضوی در 26 دی ماه سال 1326 شمسی در خانواده ای فرهنگی، مذهبی و روحانی چشم به جهان گشود.

پدر بزرگش مرحوم آیت الله حاج شیخ عباسقلی رضوی و جد بزرگوارش مرحوم آیت الله شیخ رضا قلی رضوی (اورموی) از فقهای برجسته زمان خود بودند. آیت الله شیخ رضا قلی علاوه بر فقه، در کیهان شناسی، تقویم نویسی، طب، ریاضیات و هنر معماری نیز تبحر داشتند.(2) در ایام جوانى معلم شاهزاده ملک قاسم میرزا و فرزندان او بوده، او در پی درگیری و مقابله باحاکم و سردار ارومیه، ناگزیر منطقه سولدوز را برای اقامت برگزیده بود. جد بزرگترش، حاج شیخ محمد علی کاظمینی از شهر کاظمین به ارومیه مهاجرت کرده بود و از علمای بزرگ آن دیار به شمار می رفت.

علامه مجلسی از دیدگاه خاور شناسان

«پروفسور حامد الگار»

دانشگاه کالیفرنیا ـ برکلی

چکیده:

علیرغم این که ایرانیان، علامه ی مجلسی را دانشمندی بزرگ دانسته و نجات دهنده ی ایران از لحاظ انحطاط در دوره ی صفویه قلمداد می کنند، نویسندگان غربی، او را شخصیتی بد معرفی کرده و دخالت های ناروا در امور سیاسی و اجتماعی و زجر و تعقیب صوفیه و اقلیت های دینی را به او نسبت می دهند.سرجان ملکم، اولین کسی است که درباره ی او اظهار نظر کرده و او را ذی نفوذ در دربار شاه سلطان حسین خوانده است.ادوارد برون در کتاب های تاریخ ادبیات ایران و یکسال در میان ایرانیان بزرگ ترین گناه علامه را مخالفت او با صوفی نمایان دوره ی صفویه می داند و او را به تعقیب بی رحمانه صوفیان، متهم می کند.سایکس، ولادیمیر مینورسکی با تکرار طوطی وار ادعاهای اسلاف خود، ادعاهای آنان را شرح و بسط داد و بر اتهامات ناروای خود نسبت به علامه ی مجلسی افزوده اند.مینورسکی متن کتابی به نام «تذکرة الملوک» را به همراه حواشی خود منتشرکرده و با نویسنده مجهول آن کتاب هم آواز شده و تبهکاری ها و جرم های گوناگونی به علامه ی مجلسی نسبت می دهد.نویسنده ی این نوشتار، آرزو می کند که محققان ایرانی بتوانند به طور سزاوار و مستند به تحلیل و تدوین زندگی علامه ی مجلسی بپردازند و خود نیز در این نوشتار اینچنین تلاش می کند.

آشنایی با شخصیت ها (سیّد محمد عَصّار)

سید احمد سجادی

سیّد محمد عَصّار(م 1356 ق):

سید محمّد بن محمود حسینی لواسانی تهرانی ـ معروف به «عصّار» ـ از افاضل و مدرّسان نامی ایران در دوره ی قاجاریّه و صاحب تألیفاتی در زمینه ی فقه، اصول، کلام، حکمت و تفسیر بود. او ساکن مشهد مقدّس و مُتَوفّای همان دیار است.

وی پدر سیّد محمّد کاظم عصّار (م 1394 ق)، و از اولین استادان او بود؛ به حدّی که می توان گفت: پایه ی تحصیلات مقدماتی و سطح حَوزوی سیّد کاظم عصّار، در منزل و در محضر این پدر استحکام یافت...

سید محمد عصّار ـ بر خِلاف فرزند خود، سیّد کاظم ـ از مُنتقدان جدّی و سرسخت فلسفه ی ملاصدرا و منظومه ی حاجی سبزواری بود؛ او اعتقاد داشت که نباید «فلسفه ی صدرایی» را در جامعه ی اسلامی مبدّل به یک (اُتوریته) Autorite (= فلسفه ی استبدادی و مقدس سازی شده، که کسی نتواند آن را نقد کند) نمود، و این کار را ناشــی از تعــصّب و استــبداد فــکری می دانست. در نتیجه، مورد هَجمَه و توهین واقع شد و همین امر سبب غربت نسبی و تا حدّی احتیاط و انزوا و احتیاط وی گردید؛ به حدّی که پسرش ـ یعنی سید کاظم، نزدیکترین کس به او ـ نیز عملاً به جمع مخالفین پدر پیوست و حرمت پدری را ـ آن گونه که باید و شایدـ پاس نداشت...

Top