All for Joomla All for Webmasters
نظرها و اعترافها (فصلنامه شماره 25-26)

تایید رقص صوفیانه (سماع) توسط آقای دینانی و تحریم مراجع عظام

مقدمه: تفکر بشری آنقدر ناقص است که مسیر رسیدن به کمال را به تنهایی نمی ‏تواند بیابد و باید برای رسیدن به کمال و سعادت دستورالعمل ‏های این راه را از خالق خود بگیرد و شیطان از این حربه استفاده می ‏کند و عقل بشر را به رخ انسان می ‏کشد و به او تلقین می ‏کند خودت راه را می ‏دانی و می ‏توانی به کمال برسی و جای تعجب دارد که حتی برخی از توجیهات مختلف و حتی آیات الهی و تفسیر به رای آیات را برای خود راه فراری قرار می ‏دهند و دستورات شیطان را رنگ زیبایی و الهی می ‏زنند و با سخنان خود دیگران را به گمراهی می ‏کشانند.

غالبا فلاسفه و عرفا از جمله کسانی هستند که برای تفکرات بشری خود همواره توجیهات فراوانی می ‏آورند و اگر مسلمان باشند از آیات و روایات استفاده می ‏کنند تا تفکر بشری ناقص خود و نظری که عقل خود به آن رسیده را توجیه کنند و حتی حق بدانند از جمله آنها آقای دینانی می ‏باشد که معروف است سرقفلی برنامه معرفت شبکه ۴ سیما برای او زده شده است و هر چه می ‏تواند مخاطبین را به نظرات شخصی و فلسفی و عرفانی خود می ‏کشاند و بدعت ‏ها و انحرافات را توجیه می ‏کند.

ما بعد از مشاهده اینگونه توجیهات و تفسیر به رأی ‏ها برآن شدیم که وظیفه خود را انجام داده اقدام به آگاه سازی دیگران کنیم لذا از مراجع تقلید درباره صحبت ‏های ایشان استفتاء شد و همه مراجع سخنان او را رد کرده و مهر بطلان بر آن زدند. بارها از او خواسته شده که مناظره کند ولی او نیز مانند بسیاری از فلاسفه وعرفا مخالفان فلسفه و عرفان را نادان و جاهل(قریب به این مضمون)خوانده و حاضر به مناظره نشد.

 

متن سخنان آقای دینانی درتأیید سماع و رقص صوفیانه

عرض کنم که خب این نسبت ‏هایی که میدن که شما فرمودید هر کسی به اندازه فهم خودش حرف می ‏زنه. یعنی چون در همون مرتبه هستند از رقص فقط الواتی می ‏فهمند و رقاصی می ‏فهمند و هرزه ‏درائی!

کسی که رقص رو هرزه درائی می ‏دونه فکر می ‏کنه که رقص مولانا هم هرزه درائیه. این دیگه بیشتر از این هم نمی ‏تونه بفهمه!

بیچاره خب چیکار بکنه. این مرتبه فهمش همینه. اون خودش همینه فکر می ‏کنه هر کسی که از رقص صحبت کرد هم در همین حد رقص اوست!

اما من قبل از این ‏که وارد بیان و توضیح این مطلب بشم یک حکایتی نقل کنم که البته این واقعیته. سعدالدین حموویه که یکی از عرفای بزرگه. خیلی عارف بزرگیه. در یه جلسه ‏ای نشسته بود که عرفا بودن. اون جلسه سماع بود. شعری خونده شد و حالی دست داد به عرفا و عرفا به رقص درآمدند به حرکت درآمدند. سعدالدین حموویه همچنان آرام نشسته بود در بحر تفکر هیچ تکون نمی ‏خورد.

یه کسی از اونا که در حال رقص بود گفت که مولانا! جلسه ‏ی سماعه رقصه... تو رو ساکت می ‏بینم! سعدالدین حموویه این آیه رو قرائت کرد ـ فرمود:

 ((تَرَى الجْبَالَ تحَسَبهُا جَامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ))

شما این کوه ‏ها رو می ‏بینی که ساکته سال ‏ها صامت و ساکت موندن. این کوه رو ما می ‏بینیم هزاران ساله سر جاش تکونم نمی ‏خوره صدا هم نمی ‏کنه. اما در باطن امر و در واقع و نفس الامر این کوه مانند ابر در حرکته. ((تمرّ مرّالسحاب ...)) یعنی مانند ابرها در حرکته. کوه ‏ها در حرکتن. ابر هم حرکت می ‏کنه... ابر همیشه در حرکته، رقصه. و اون جمله ‏ای که شما فرمودید از خواجه که حکیمه خدا رحمتش کنه حکیم متالهه...

رقص نوعی حرکته... منتهاش حرکتی است که یک مبنایی تکونش میده. یه محرکی داره.

مجری: احسنت!

رقص بیخودی که نمیاد که! اصلا رقص بیخودی نمی ‏شه یه محرک می ‏خواد... اگه بیخودی باشه اون حرفه است اون تکنیکه این همین هرزه درائیه. یه رقاص حرفه ‏ای که یه رقص واقعی نمی ‏کنه. اون حرفشه... تکنیکه. اما اون کسی که به رقص میاد یه محرکی از درون داره... محرک از درون. رقص نوعی حرکته ولی حرکت ویژه! نه هر حرکتی رقصه. حرکت ویژه رقصه.

حرکتی است که از نقص به کمال میره. اگه ما رقص رو اینطور معنی کنیم که از نقص به کمال رفتنه، نه تنها عارف در رقص میاد، نه تنها انسان در رقص میاد، هستی در رقصه.

مجری: احسنت!

برای این ‏که هستی همواره علی الاتصال و علی الدوام از نقص به کمال میره. از قوه به فعلیت. از مرحله ‏ی قوه به فعلیت.

مجری: رقصی چنین میانه ‏ی می ‏دانم آرزوست!

یعنی از نقص به کمال رفتن. کسی که مونده عرض کردم همون بحث اولی...کسی که به یه چیزی خرسند و قانعه همتش کمه دیگه. یه چیزی بهش رسیده حالا اینو سخت نگه میداره و به همین جا هم قانعه. این حرکت حبّی نداره حرکت کمالی نداره. یعنی به بالاتر نمی ‏خواد برسه. اصلا خواستن نداره. نمی ‏خواد... همینو می ‏خواد.

اما کسی که هل من مزید میگه برا کمال و هر لحظه بالا و بالا و بالاتر می ‏خواد بره، از نقص به کمال بره، این در واقع در یه رقصه! حالا شجر در رقصه حجر در رقصه دریا در رقصه کوه در رقصه. همین کوه هم حرکت جوهری داره حرکت حبّی داره در رقصه... عالم در رقصه.

منتها رقص عارف باز با رقص جماد و نبات و حیوان یه تفاوتی داره. اونا هم از نقص به کمال میرن. ولی از نقص به کمال رفتن عارف یک حرکت دیگری می ‏خواد. چون عارف یه حرکت فیزیکی داره در بدنش. بدنش هم مانند سایر موجودات در حرکته. چون بدنم که آرام نیست بدنم از نقص به کمال میره. وحتی وقتی پیر می ‏شه رو به نزول میره اونم یه نوع کمالی دیگه است. یعنی اون نزول رو برای کمالی دیگه آغاز می ‏کنه.

اما عارف غیر از حرکت فیزیکی و بدنی که در کل عالم هست یه حرکت روحی داره، که روحش در حرکته. اصلا ًروح ریحه پروازه.
این رقص روحانی درونی سرایت می ‏کنه به بدن!!

اون رقص در درونه داره حرکت حبّی در تعالی فکریست و عشقی!!

اما اون روح چنان سیطره بر بدن داره که بدن هم به حرکت درمیاد! یه رقص موزون!

اتفاقا این رقص عارف مطابق همون حرکت درونیشه. یعنی همین‏طور که قلبش روحش در حرکته بدنش هم به موازات روحش به حرکت درمیاد.

این رقص عارفه! این هرزه درائی نیست که!

مجری: احسنت!

***

استفتاء ازمراجع درباره سخنان آقای دینانی در شبکه ۴

در مورد سماع و رقص صوفیانه و مخالفت شدید فقها

 

بسمه تعالی

سؤال: اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع (رقص صوفیانه) با استناد به سخنان برخی صوفیان و استشهاد به آیه شریفه ((و تری الجبال تحسبها جامده وهی تمرّ مرّالسحاب)) که همه کوه ‏ها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند، همچنین با بیان اینکه سماع حرکانی موزون، ناشی از رقص و تلاطم روح است سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته با توجه به رواج روزافزون تصوف و عرفان ‏های کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد و حکم آن چگونه است؟

 

 

khameneyپاسخ مقام معظم رهبری:


تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمی شود

 

ترویج عقاید باطل صوفیه حرام است. تقرب به خدای متعال با عبادت ‏های جعلی حاصل نمی شود و باید از روش اهل بیت(علیهم السلام) پیروی کرد.

شماره استفتاء: 222775

 

 

sistaniپاسخ آیت الله العظمی سیستانی:

این روش ‏ها بر خلاف طریقه ‏ی صحیحه اتباع اهل بیت(علیهم السلام) است

 

موسیقی لهوی حرام است و همین ‏طور غنا که سخن باطل با کیفیت لهوی است حرام می ‏باشد واگر سخن باطل نباشد نیز اشکال دارد، و این روش ‏ها بر خلاف طریقه ‏ی صحیحه اتباع اهل بیت(علیهم السلام) است.

 

 

 

safiپاسخ آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

اکثریت عرفا دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روش ‏های خرافی می ‏باشند

 

به هیچ ‏وجه مستند شرعی ندارد باید بدانید افرادی که به اصطلاح عرفا نامیده می ‏شوند اکثریت دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روش ‏های خرافی می ‏باشند و گفتارها و سخنانی دارند که با نصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. افرادی از این قبیل طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته ‏اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقایدشان حجت نیست و قدر مسلم این است که این افراد و آرایشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیع هیچگاه مرجع و ملجا نبوده است و در همه ادوار و اعصار رهبران عقیدتی شیعه، افرادی مثل ابن بابویه پدرصدوق و خود صدوق و شیخ مفید ها و شیخ طوسی ها و علامه حلی ‏ها و مجلسی ‏ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده ‏اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام همواره کلامشان قطعی و قاطـع بوده است و اکنون هم راه و صراط مستقیم همان راه آنها است و مـع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد می ‏توانید به کتاب ‏هایی مثل «خیراتیه» و «فضائح الصـوفیه» و «نقدی برمثنوی» و«حدیقة الشیعه» و«عرفان و تصوف» و «جستجو در عرفـان اسلامی» رجوع نمایید.

safiiii khat

شماره استفتاء: 90327

 


makaremپاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

این مطلب ساخته دست برخی از فرقه های منحرف صوفیه است


در اسلام چیزی به نام سماع نداشته و نداریم و این مطلب ساخته دست برخی از فرقه ‏های منحرف صوفیه است. آن آیات نیز هرگز دلالت بر جواز رقص سماع نمی ‏کند و استدلال و استناد به آن آیات برای جواز این رقص غلط اندرغلط است.

جهت اطلاع از عقاید انحرافی صوفیه می ‏توانید به کتاب ما «جلوه حق» رجوع کنید.

 

 

 

rohaniپاسخ آیت الله العظمی سید محمد صادق روحانی:

حکم تفسیر به رأی دارد


اولا: حکم رقص را دارد، ثانیا: حکم تفسیر قرآن به رای نیز دارد، ثالثا: جزای رجاء تصوف و عرفان کاذب را دارد.

 

rohani khat

شماره استفتاء: 2565

 


majlesi22پاسخ آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی مجلسی:

این مطلب تفسیر به رأی بوده و حرام است

 

مفروض سؤال اصل شرعی ندارد و استناد به بعضی آیات شریفه در او غلط و تفسیر به رأی بوده و حرام است و رقص که در بعضی از روایات معتبره از آن به (زفن) یاد شده نیز حرام و مورد منع و نهی صریح قرار گرفته است. والسلام علیکم و رحمة الله.

khat majlesi

محمد تقی مجلسی ـ 1391/3/20

 

shahrooodiپاسخ آیت الله العظمی سیدمحمد شاهرودی:

سماع و حرکاتی که معروف به رقص سماع است نیز جائز نیست.

 

 

 

 

 

 

noriپاسخ آیت الله العظمی نوری همدانی

این گونه برداشت ها از قرآن تفسیر به رأی و حرام است

 

این گونه برداشت ها از قرآن که منشأ آن هوی و هوس می باشد و هیچ گونه مستند عقلائی ندارد و تفسیر به رأی است و حرام است.

شماره استفتاء: 59657

 

 

 

 

ardebili1پاسخ آیت الله العظمی موسوی اردبیلی:

استناد این گونه اعمال به آیات قرآن بی اساس و فاقد اعتبار است و انجام آنها شرعیتی ندارد.

شماره استفتاء: 0006068

 

 

 

 

 


zanjaniپاسخ آیت الله العظمی سید محمد عزالدین حسینی زنجانی:

سماع جایز نیست

 

فرق صوفیه و اعمال آنها از نظر فقه شیعه مورد تایید نبوده و سماع نیز جایز نیست.

 

 

 


geramiپاسخ آیت الله العظمی گرامی:

معنای رقص را استاد نفهمیده

 

آیا حرکات ابر و کوه رقص است؟ گویا معنای رقص را استاد نفهمیده رقص طبق روایات معتبرحرام است. والسلام

 

 

 

 

dozپاسخ آیت الله العظمی دوزدوزانی:

علما و دانشمندان و مبلغین باید با اینگونه خرافات مبارزه کنند و چهره ی واقعی این گونه افراد را بر ملا سازند

 

بسمه تعالی

سماع از نظر لغوی به معنای صدای خوش و صوت طرب انگیز است، در کتاب (العین) که از قدیمی ترین منابع لغت شناسی است ـ چنین آمده: «السماع الغناء»، هم چنین در کتاب (لسان العرب) گفته است: سماع هر آواز خوشی است که گوش از آن لذت می برد: ((كل ما التذته الاذن من صوت حسن، سماع))

و در منتهی الارب گفته است: «هر آواز که شنیدن آن خوش آید».

اما در اصطلاح: عبارت است از شعر خوانی همراه با ساز و آواز و حرکت موزون بدنی (پایکوبی و دست افشانی) به منظور ایجاد حال و وجد صوفیانه و گفته شده شکل کامل سماع از چهار عنصر: شعر، آواز، موسیقی و حرکات موزون (رقص درویشی) تشکیل شده است و بسیاری از محافل سماع چهار عنصر یاد شده را در بر دارد.

به هر تقدیر، در میان علماء مشهور این است که غناء حرام است، بخصوص که اگر با آلات لهو همراه باشد، حرمت آن از مسلمان مذهب است و روایات کثیری در این مورد وارد شده است. هم چنین است رقص که در بین علما بنابر مشهور حرام است. در حدیث معتبری از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

((أنها كم عن الزفن))، زفن به معنای رقص و حرکت موزون، تفسیر شده است.

معلوم است که صوفی ها اهل رقص و سماع هستند و داستان مولانا در بازار مسگران معروف است که گویند تا شب رقص کرد و نماز نخواند و بالاخره این موضوع تازگی ندارد و مولانا برای رقص به آیه شریفه 143 سوره اعراف:

((... فلمّا تجلّی ربّه للجبل جعله دكّا و خرّ موسی صعقا...)) تمسک جسته و گفته است:

کوه طور از نور موسی شد به رقص         صوفی کامل شد و رست او زنقص

 

ولی به خوبی روشن است که معنای (دک) رقص نیست، بلکه متلاشی شدن است و دیگر این که متلاشی شدن کوه از تجلای نور خداوند متعال بوده است، نه نور موسی(علیه السلام) که مولانا گفته.

کما این که در سوره حشر می خوانیم:

((لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ))

 

اما استفاده از آیه سیر کوهها برای رقص:

((تَرَى الجْبَالَ تحَسَبهُا جَامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ))(1)

 

تا به حال ندیده ام کسی آن را برای رقص دلیل بیاورد، چرا که مشهور بین مفسرین این است که این آیات از اشراط الساعة و نشانه های قیامت می باشد و گفته اند قبل از قیامت بسبب زلزله، کوه ها را انسان متحرک می بیند. گرچه ما در تفسیر خود؛ (دروس حول نزول القرآن)، این وجه را اختیار کرده ایم که آیه حال فعلی زمین را بیان می کند، در عین حال حرکت زمین را انسان ها نمی فهمند و حرکت موزون را درک نمی کنند تا رقص و جواز آن را از آیه استفاده کنند.

دیگر این که رقص حالتی است که از وجد حاصل می شود، اما این چنین وجدی را در مورد زمین نمی توان ادعا کرد، بالاخره این گونه حرف و حدیث ها درباره آیات قرآنی از صوفی ها تازگی ندارد. برای نمونه می توان در کتاب های مدعیان عرفان و صوفیان دید که مثلاً ساعة را از سعی به معنای دویدن و عذاب را از عذب به معنای شیرینی گرفته اند.

در نتیجه حرمت رقص و سماع از مسلمات مذهب ماست و نمی توان در این حکم خدشه کرد.

از آنچه گفته شد معلوم می شود که سماع و رقص حرام و آن را جزو دین و اعمال دینی دانستن خود بدعت و گناهی بزرگ تر است.

در خاتمه توصیه اکید ما به علما و دانشمندان و مبلغین این است که در برابر این گونه افکار ساکت ننشینند و با مبارزه با این گونه خرافات که در دین اسلام هیچ گونه جایگاه و پایگاهی ندارند و عقاید مسلیمن مخصوصاً جوانان را هدف گرفته اند، به روشنگری پرداخته و چهره واقعی این گونه افراد و افکار را بر ملا سازند. والسلام علی من اتبع الهدی.

یدالله دوزدوزانی ـ 1391/4/8

 

MODARESI YAZDIپاسخ آیت الله العظمی سید عباس مدرسی یزدی:

صوفی های ضال و مضل با استدلال به این آیه می خواهند رقص و موسیقی را حلال کنند

 

اما سماع فقهی همان غناء (و موسیقی) است چیز دیگری نیست.

بزرگان گویند غنا از سماع است همان طوری که بر آن در صحاح تصریح نموده اند.

اهل لغت (در ماده غنی الغناء بالکسر السماع و قال (در ماده سَمَعَ) ایضا جاریة مسمعة، ای مغنیة یعنی خواننده مسموع و مغنی و موسیقی (که موجب رقص نوعاً می گردد).

و باب 99 ما یکتسب به ح 19محمد بن ابی عباد و بوده است مستهتر (لا ابالی و مصّر) بسماع (غناء و شرب شراب نبیذ ـ و روایت دیگر گوید سؤال نمودم از سماع فرمود برای اهل حجاز در آن رأی است (و جایز می دانند) سماع باطل و لهو است آیا قول خداوند را نشنیده اید که می فرماید:

((وَ إِذَا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ كِرَامًا))(2)

و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند بزرگوارانه از آن می گذرند.

((و الثناء و الوصف دلیلان علی ان اللغو مبغوض عنده و باطل لدیه هذا بناء علی انّ الغناء من اللغو و لا یخفی ان للّغو اطلاقات... و منها الباطل... فی تاج العروس فی مادة لغو اللغو الباطل عن الامام البخاری الخ))

اقول پس سماع همان غناء است و باطل و حرام است و رقص نیست بله سماع و غناء و موسیقی موجب رقص است نوعاً که در مجالس لاابالی و لهو و باطل محقق می شود وظاهرها (ایّ الروایه) أن السماع منطبق علیه العناوین الثلاثه (ایّ الغناء و اللغو و اللهو) این معنای سماع فقهی که حرام است.

و اما سماع در عرف صوفیه که مراد رقص صوفیانه است که قبل از آن «ووو» یا «هو» می کشند و بعد با دایره زدن شروع به رقص می کنند و حتی به جایی می رسد که بیهوش می شوند این ها دارای محرماتی است و جایز نیست و نزدیک شدن به این فرقه ی ضاله حرام است و ترویج کفر و زندقه و فساد و فاحشه است و این ها اعتقادی به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و به خداوند تبارک و تعالی ندارند.

اما آیه مبارکه سوره نمل آیه 88 کوه ها را می بینی و آنها را ساکن و جامد می پنداری در حالی که مانند ابر در حرکتند الآیة.

در کجا، آیه رقص فرموده است (و تفسیر این مطلب) آیه مبارکه واقع شده است در سیاق آیات راجع به قیامت و در برگرفته اوصاف بعض آنچه واقع می شود در روز قیامت از آیات الهی و از آنها است سیر کوه ها و در آیات متعددی باین سیر جبال اشاره فرموده... خطاب به پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است و مراد تمثیل و (مجسم) شدن واقعه قیامت است... و لکن تری یعنی می بینی اگر نفخ در صور شد حال کوه ها را که حرکت می کند مانند حرکت ابرها.

اقول آیا ابرها می رقصند که شما آن را حمل بر رقص می کنید؟ ای صوفی ضال مضلّ و قائل به وحدت وجود یعنی موجود که با ستدلال به این آیه می خواهی فعل منحوس خود را که رقص است تصحیح کنی و موسیقی را تجویز کنی و حلال نمائی این آیه مبارکه هیچ ارتباطی برقص ندارد.

سید عباس مدرسی یزدی ـ 1391/4/22
شماره استفتاء : 70-2

تقابل عرفان فلاسفه با عرفان امام خمینی(ره)

در پاسخ به اعتقادات آقای دینانی و طرفدارانش

 

 

khominiامام خمینی(قدس سره):

خیال کرده اند یک دسته ی زیادی، که معنای عرفان عبارت از این است که: انسان یک محلی پیدا شد و یک ذکری بگوید و یک سری حرکت بدهد و یک رقصی بکند و این ها معنی عرفان است؛ مرتبه ی اعلای عرفان را امام علی سلام الله علیه داشته است و این چنین چیز ها نبوده در کار .

خیال می کردند کسی که عارف است باید دیگر به کلّی کناره بگیرد از همه چیز و برود کنار بنشیند و یک قدری ذکر بگوید و یک قدری تغنی بشود و یک قدری چه بکند و دکان داری.

• سرجنباندن، رقاصی، تغنی (غناخوانی) و دکان داری، به اسم عرفان، چون شیوه ی امام العارفین، امام (علیه السلام) نبود. در نظر امام خمینی مردود است.(3)

 

***

 توهین به مراجع و ظاهر بین خواندن آنها و تفسیر به رأی

در ادامه ترویج رقص صوفیانه از ناحیه ی دکتر دینانی

 

 

dinaniآقای دینانی : 

این ها [فقها] نمی فهمند برای همین انتقاد می کنند و آزادی روح را تجربه نکرده اند همیشه در قید تعلق و زنجیر اسارت نفسانی گرفتارند و نمی فهمند.

 

باز هم در برنامه معرفت شبکه ۴ و بعد از قرار دادن استفتائات مراجع تقلید مبنی برحرام بودن ترویج افکار صوفیانه به جای پذیرش اشتباهات خود و اینکه این حرکات مثلاً عرفانی که آنها می گویند رقص عارف، در اسلام راهی ندارد به مراجع محترم تقلید که سال ها دراحادیث و مبانی اسلام کار می کنند و فقیه در اسلام و مبانی عملی اسلام هستند می گویند اشخاص ظاهر بین که در معانی واقعی راه ندارند این ها نمی فهمند برای همین انتقاد می کنند و آزادی روح را تجربه نکرده اند همیشه در قید تعلق و زنجیر اسارت نفسانی گرفتارند و نمی فهمند. سوال اینست که چرا این قدر آقایان بر این موضوع پافشاری می کنند آن هم در صدا وسیما و ترویج اندیشه های صوفیانه را می دهند؟

باز هم جالب تر اینکه تنها به تفسیر به رای کردن آیه ((تَرَى الجْبَالَ تحَسَبهُا جَامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ)) قناعت نمی کنند بلکه از خطبه پنجم نهج البلاغه سخن حضرت علی(علیه السلام) را که هیچ ارتباطی با این موضوع نداشته و بلکه کاملا مخالف این سخن آنها است و خیلی جالب است که آخر بی سوادی را در این برنامه می بینیم که آقای دینانی می گوید اضطراب ارشی همان مجذوب شدن است در حالی که ارش به معنای طناب چاه آب که وقتی به چاه می اندازند برای آب آوردن میلرزد و تکان می خورد و این را حضرت علی(علیه السلام) می فرماید که شما چون ظرفیت شنیدن علت سکوت مرا ندارید نمی گویم و اگر بگویم حتی شاید به پیامبر هم کافر شوید.

البته شاید آقای دینانی اضطراب ارشی را اضطراب عرشی فهمیدند!

***

 

elahiالهی قمشه ای در میان مجلس مختلط رقص و سماع صوفیانه (4)

هشدار به مسؤلین صدا و سیما:

مواظب باشید ببینید افکار و اندیشه های چه کسانی را به این ملت تزریق می کنید

***

قبل از هر چیز از برادران مومن و معتقد درخواست داریم عذر ما را بپذیرند که این فیلم را در سایت دارالصادق قرارداده ایم. ما برای روشن شدن اذهان و اینکه طالبان حق و حقیقت و جوانان عزیز متوجه شوند که انحرافات و بی توجهی به احکام دین و شریعت در بین فلاسفه و عرفا چگونه است و پای سخنان چه کسانی بنشینند این پست را در سایت دارالصادق قرار داده ایم. مشاهده کنید چگونه یک فردی (الهی قمشه ای) که تریبون مخصوص خود را در تلویزیون دارد و از کسانی است که افکار فلسفی و عرفانی داشته و همواره اشعار مولوی و... را می خواند و پیوسته از خدا و مراتب توحید و عرفان دم می زند بی باکانه و با کمال وقاحت در یک مجلس مختلط صوفیانه شرکت می کند با دخترها و پسرهایی که در حال رقص و سماع هستند دم ساز می شود.

حال باید پرسید افکار و اعتقادات دینی خود را از اینگونه افراد باید بگیریم؟!

دشمنان دین و تشیع راه های براندازی معارف حقه ی اهل بیت(علیهم السلام) و صراط مستقیم انبیاء را این چنین دنبال می کنند اما به آنها باید گفت که: این ره که تو می روی به ترکستان است.

((يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ))(5)

 

علت نهی بزرگان از فلسفه

 

sadegh shiraz1آیت الله العظمی سید صادق شیرازی:

سؤال: چرا برخی بزرگان به فلسفه ایراد می‏گیرند؟

جواب: فلسفه مبتنی بر عقل صرف است و عقل صرف منهای وحی بسیاری از امور را درک نمی‏کند و بر آن احاطه ندارد ـ علی الخصوص درباره‏ ی الله که آفریننده‏ ی جهان هستی و خالق انسان است ـ لذا که فلسفه متعلق به قسم طبیعیات بوده، دانش جدید آمده و خلاف آن را ثابت کرده است. و آنچه تعلق به قسم الهیات دارد به خطا افتاده و قرآن مجید، رسول خدا و اهل بیت(علیهم السلام) آن را بر ملا فرمودند، مثلاً: ((الواحد لا یصدر منه الا الواحد)) که علم جدید خلاف آن را ثابت کرده و گفته: در ما سوی الله واحدی و بسیطی وجود ندارد، هر چه هست حتی مولکول هم دارای اجزاء و تعدد است، و این قاعده در آن راه ندارد.

 

و إما ذات باری تعالی، پس قرآن مجید فرمود: ((ذَالِكُمُ الله رَبُّكُمْ لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ خَلِقُ كُلّ‏ شىَ‏ءٍ)) (6) ‏؛ یعنی: او خالق و آفریننده‏ ی همه کون و مکان، زمین و زمان و إنس و جنّ است.

بنابراین: الواحد لا یصدر منه الا الواحد با هیچ ملاکی قابل تصحیح نیست. و هکذا و هلم جراً، بلی، بعضی مسائل فلسفه‏ ی مصطلح، که با فرمایشات رسول خدا و اهل بیت(علیهم السلام) که به اذن خدا دانشمندترین افراد بشرند مخالفت ندارد صحیح است، لکن نه بالإستقلال، بلکه با تبعیت از اهل‏بیت(علیهم السلام). (7)

 

ارزش کلمات عرفا تا به کجا می رسد؟

 

ashtiyaniسید جلال آشتیانی:

کلمات عُرفا [عظمای از متصوفه اسلامی مثل محی‏ الدین و صدرالدین قونوی و جمال الدین کاشی و قیصری و عزالدین کاشی] در اسرار راجعه به مبدء و معاد، دلپذیرتر ازمبانی کلمات حکماء و طریقه‏ ی انبیاء عظام وائمه ‏ی کرام است.(8)

 

 

 

 

ملاصدرا (قال الشیخ...):

خوردن شراب موجب نورانیت می‏ شود

 

همانا اگر شراب متعادل نوشیده شود و زیاده‏ روی نشود باعث تولد روحی که در وقت معتدل می‏ شود و ایجاد نورانیت می‏شود.(9)

molasadra1111ملاصدرا:

زنان حیواناتی هستند که برای استفاده ی مردان لباس انسانیت به آنها پوشانده شده است.(10)

ملاصدرا:

... این عشق [عشق به پسر بچه های با نمک و زیبا رو] نفس انسان را از درد‏سرها و سختی‏ ها نجات می ‏دهد و همّت انسان را به یک چیز مشغول و معطوف می‏ کند آن هم عشق زیبایی انسان که در آن مظهر خیلی از زیبایی ‏های خداوند است... و برای همین دلیل برخی از مشایخ و بزرگان عرفان پیروان خود را امر می‏ کردند که اول این راه باید عاشق شوند. (11)

 

 

 

javadi amoliآقای جوادی آملی:

جا دارد که ملاصدرا با آوردن حکمت متعالیه بگوید «الیوم اکملت لکم عقلکم و اتممت علیکم نعمتی».(12)

 

 

 

 

 

 

motahari1شهید مطهری: 

عرفای نامدار طرفدار جدّی عشق به زیبارویان می باشند. (13)

 

 

 

 

وحدت وجود = کمونیسم (مادیین)

 

علامه حائری سمنانی:

اصالت وجود به وحدت وجود می‏ کشد و وحدت وجود چشم مادیین [کمونیسم] را روشن می‏کند. (14)

 

semnaniعلاء الدوله ی سمنانی:

درباره ‏ی وحدت وجود محی ‏الدین می‏گوید: در جمیع ملل و نحل کسی بدین رسوائی سخن نگفته است و چون نیک بازشکافی مذهب طبیعیه و دهریه بهتر به بسیاری از این عقیده‏ اند. (15)

 

 

 

 

 


khoiiآیت الله العظمی خوئی(قدس سره):

حزب توده مثل عقیده به فلسفه که ضد اصول اسلام است می‏باشد پس این عقیده کفر و شرک است. (16)

 

 

 

 

 

 

jafariعلامه محمد تقی جعفری:

سخن عرفا در نهایت با سخن مادیون یکی است چرا که هر دو تنها یک موجود قبول دارند که عرفا نام آن را خدا و مادیون نام آن را ماده می گذراند.(17)

 

 

 

 

 

 

motahari1مرحوم شهید مطهری می نویسد:

محیی الدین عربى، اندلسى است و اندلس جزء سرزمین هایى است که اهالى آن نه تنهـا سنى بودند بلکه نسبت به شیعه عناد داشتند و بویى از ناصبی گری در آنها بود. علتش این است که اندلس را ابتدا اموی ها فتح کردند و بعد هم خلافت اموى تا سالهاى زیادى در آنجا حکومت می کرد.

اموی ها هم که دشمن اهل بیت بودند و لهذا در میان علماى اهل تسنن، علماى ناصبى، اندلسى هستند و شاید دراندلس شیعه نداشته باشیم و اگر داشته باشیم خیلى کم است.

محیی الدین، اندلسى است ولى روى آن ذوق عرفانی ‏اى که دارد و معتقد است زمین هیچ گاه نمی ‏تواند خالى از ولىّ و حجت باشد، نظر شیعه را قبول کرده و اسم ائمه (علیهم السلام) را ذکر می ‏کند تا می ‏رسد به حضرت حجت و مدعى می شود که من در سال ششصد و چند محمّد بن حسن عسکرى را در فلان جا ملاقات کردم. البته بعضى از حرفهایى که زده ضد این حرف است و اصلًا سنى متعصبى است.(18)

 

 

hamfe1rمستر همفر:

باید حلقه های صوفیه را گسترش داد کتاب هایی را که به زهد فرا می خواند ترویج نمود همچون کتاب احیاء العلوم غزالی، مثنوی مولانا و کتاب های ابن عربی.(19)

 

 

 

 

 

hasan safiآیت الله صافی اصفهانی(قدس سره):

این ره که فلاسفه می‏روند به ترکستان است.( 20)

***

 

 

 

 


araki33 2آیت الله العظمی اراکی(ره):

من حاضرم با فلاسفه مباهله کنم.(21)

 

 

 

 

 

ghazi1قاضی:

در فلسفه از دین خبری نیست.(22)

 

 

 


ادعاهای آسمان خراش عارف نمایان و مکاشفات شیطانی

 

tehraniمحمد حسین طهرانی:

در نجف اشرف بودم، بعد از نماز صبح که نشسته بودم، در حال توجه و خلسه، حضرت علی بن جعفرسلام الله علیهم به من نزدیک شد، به اندازه‏ ای که نَفَس آن حضرت گویا به صورت من می ‏خورد و فرمود: قضیه ‏ی توحید در وجود، از اصول مسلمه‏ ی ما اهل بیت است.(23)

 

 

 

مخالفین توحید در وجود

 

تمامی فقهای شیعه از صدر اسلام تا کنون با این نظریه مخالفند. به فصلنامه‏ ی نورالصادق شماره 19و20 و سایر شماره‏ ها مراجعه نمایید.

از باب نمونه به کتاب «عروة الوثقی» مرحوم سید محمد کاظم یزدی در بحث نجاسات مسأله 199 مراجعه نمایید که در آنجا فتوای امام خمینی نیز وجود دارد و فتوای مقام معظم رهبری را در فصلنامه‏ ی شماره‏ ی 21 و 22 بر ضد وحدت وجود مطالعه نمایید.

 

ملا محمد تقی مجلسی:

چون حق سبحانه و تعالی مصلحت بندگان خود را می‏داند، ارشاد ایشان به امثال این براهین [که در قرآن آمده] نموده است نه به برهان دور و تسلسل و نه به برهان تطبیق و تضایف که عالمی را به ضلالت در آورده و از خداوند خود دور ساخته به سبب متابعت یونانیان.(24)

 

 

samadi amoliتوهین شیخ داود به امام خمینی و مقام معظم رهبری

 

صمدی آملی گفته است: مرجعی را که در رساله اش وحدت وجود را رد کرده جاهل و عوام علما خوانده و می گوید او به یک الاغ هم نمی ارزد.(25)

 

* * *


توهین شیخ یاور به مقام معظم رهبری

 

شیخ یاور گفته: آقایانی که بر ضد فلسفه نظر داده اند از حیطه ی تخصصی آنها خارج است و افتاء بغیر علم و حرام است.(26)

 

نظر امام خمینی (قدس سره) در مورد وحدت وجود

 

khominiامام خمینی(ره):

قائلین به وحدت وجود اگر ملتزم به لوازم مذهبشان باشند نجس می باشند. (27)

[یکی از لوازم اعتقاد به وحدت وجود انکار نبوت است زیرا رسول خدا هم خداست]

 

 

نظر مقام معظم رهبری در مورد وحدت وجود که از مطالب صمدی آملی از ایشان سؤال شد

بسمه تعالی

باسمه تعالی، مدتي است در برخي از شهرها فرزندان ما در جلساتي شرکت مي کنند که مباني درس هاي آن ها مطالبي است که در ذيل مي آيد. لطفا بیان فرمایید که شرکت در این جلسات جایز است یا خیر؟

1ـ (وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حيوانات و انسان ها است، يعني ما دو وجود نداريم، بلکه هر چه هست يک وجود است که در قوالب و اندازه هاي گوناگون ظهور کرده است، نه اين که وجود زمين غير از وجود آسمان و وجود آسمان غير از وجود حق متعال بوده باشد).

2ـ (از آنجا که حقايق هستي بي منتها است پس فهم حقايق اشياء نيز بي منتها بوده و همچنان ادامه دارد. يا نبايد الف را به زبان آورد همچون سوفسطائی ها که اصلا قائل به موجود بودن خود نيستند، و يا اين که به محض اقرار نمودن بدان بايد آن را ادامه داد. و چه راحت است که از همان ابتدا سوفسطي بشويم و بگوييم اصلا الفي نداريم. و چه عجيب است که بالاخره همه ما در اين مسير بايد سوفسطي شويم و بگوييم نه ما هستيم و نه ديگران هستند. فقط خداست و خدا. حرف اول و آخر خدا است، و خدا است دارد خدايي مي کند. از آن به بعد ديگر انسان هيچ نگراني ندارد و راحت مي شود).

3ـ (نه تنها نمي خواهيم از معلول به علت برسيم بلکه قصد نداريم از علت به معلول هم راه يابيم به دليل اين که ما اصلا معتقد به علت و معلول جدا نيستيم).

4ـ (مراد ما از وحدت وجود، عينيت وجود زمين و وجود آسمان با وجود حق متعال است).

5 ـ (فيلسوف و عارف هر دو قائل به وحدت وجود هستند... تمام انبياء و ائمه و همه حجج و رسولان الهي فيلسوفند و اينان فلاسفه اصلي اند). (انسان قابليت رسيدن تا مقام ذات را دارد، و چون مي بيند که نمي تواند آن ذات را پايين بياورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا مي رود و او مي شود).

6ـ (جنات درجات دارد تا آن جا که مي فرمايد ((وادخلي جنتي))، که اين جنت، جنت ذات است).(28)

 

khameneyپاسخ رهبرمعظم انقلاب:

بسمه تعالی

شرکت در جلسات مذکور که با عقاید انحرافی آمیخته و موجب ترویج باطل است، جایز نیست مگر برای کسانی که قدرت پاسخگویی به شبهات و ارشاد و راهنمایی و امر به معروف و نهی از منکرِ متصدیان جلسات مذکور را دارند.

khat6

مقام معظم رهبری

یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینی اش نمی شود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. (29)

[معلوم می شود خواندن فلسفه باعث می شود که در اعتقادات دینی تزلزل به وجود آید و انسان را گمراه کند لذا جواز تعلیم و تعلم این علم به افراد خاصی اختصاص دارد و آنها کسانی هستند که اعتقادات دینی آنها راسخ و استوار است و با این مطالب متزلزل نمی شوند.]

* * *

نسبت دروغ شیخ یاور به مقام معظم رهبری

 

شیخ یاور در گفتگوی خود با خبرگزاری فارس(30) گفته: مقام معظم رهبری کتاب«صراط مستقیم» را مطالعه نموده و فرموده اند: کار خوبی بود و تشویق به ادامه ی کار نمودند.

[آیا کتابی که سرتاپا انحراف و توهین به علامه ی سیدان و علمای شیعه می باشد، چه کسی می تواند این احتمال را بدهد که مقام معظم رهبری آن را تأیید کرده باشند و دستور به ادامه ی آن کار داده باشند؟ این نسبتی است که شواهد و قرائن دروغ بودن آن وجود دارد و آن عبارت است از مجموعه ی دروغ ها و تهمت ها و اهانت های شیخ یاور به علما و بزرگان شیعه است از جمله توهین او به مرحوم میرزا مهدی اصفهانی در این کتاب است که به اعتراف خودش مورد اعتراض مقام معظم رهبری قرار گرفته که به او فرموده اند باید مراعات امثال ایشان را بنمایید (یعنی امثال میرزا مهدی) و به او فرمودند که تقوا داشته باش و هم چنین شاهد دیگرش، فتواهای مقام معظم رهبری بر ضد صوفیه، خرقه و خانقاه].

* * *

 

dastghib22شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب:

در کتاب معاد (در جواب به سـؤالات اعتقـادی، دینی و فقهی)، در پاسـخ به سـؤال اول پیرامـون وحـدت وجود می فرماید: این حرف در نزد عقلاء غیر معقول است، چگونه عاقلی می تواند باور کند که این همه موجودات مکثره [فروان و گوناگون] که هر یک منشأ اثرخاص است، تمام، موهومات باشد و غیر از یک وجود، بیش نباشد؟!! و تشبیه (خدا و مخلوقاتش) به دریا و موج های آن و مثال های دیگری که زده اند، خیلی بی باکی است با این که: لیس کمثله شیء، و سبحان الله عما یصفون، علاوه براین، اموری که لازمه ی این مذهب (وحدت وجود) است التزام به آنها موجب خروج از دین است.

 

سؤال از رهبر معظم انقلاب مدظلّه العالی در مورد صوفیه:

سؤال: آیا شرکت کردن در مجالس و محافل صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقاه آنها، چه صورت دارد؟

جواب: جائز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه(علیهم السلام) معتقدند، چه بهتر است که اسم جداگانه و آداب و رفتار جداگانه ای را که لازم نیست بلکه مضرّ است، کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملّت بزرگ و مسلمان خود متسلّک باشند. (31)

 

shariatiدکتر علی شریعتی: 

او [شریعتی] فلاسفه و فلسفه را از عوامل عقب ماندگی فکری جوامع اسلامی و مغایر با اصول روشنگری مذهبی و آرمان گرایی اسلامی می داند.

عمده مطلبی که از آثار او و امثال او استنباط می شود این است که فلسفه و فلاسفه از دیدگاه وی ـ به دنبال فرار از واقعیت های جامعه ی بشری بوده و نوعی توجیه گری برای عقلانی جلوه دادن غیر واقعیتها ـ در لباس واقعیت هستند و عقل و خرد طبیعی و فطری آدمی را از او سلب نموده او را به گیجـی و آشفـتگی فکری و اجتمـاعی سوق می دهند.

برای نمونه می توان به عباراتی از او در کتاب «روش شناخت» اشاره نمود که طرفداران ابن سینا آن عبارات را نوعی توهین به وی به حساب می آورند لذا از ذکر آن خودداری می شود.

-----------------------

پی نوشت ها:

1ـ نمل: 88
2ـ فرقان : 72
3 ـ تاریخ سخنرانی 1365/6/2
4ـ برای بازدید از فیلم این مجلس به سایت دارالصادق مراجعه نمایید.
5ـ صف:61
6ـ انعام: 102
7- مجله افق مرجعیت 59/6 بخش استفتائات
8ـ شرح مقدمه قیصری، فصوص الحکم/ 74
9- اسفار 160/4
10- اسفار 136/7
11-اسفار 171/7
12- شرح حکمت متعالیه ، اسفار اربعه / 102
13- اسلام و اندیشه های فلسفی و عرفانی
14- حکمت بوعلی 2/ 238
15- نفحات الأنس/ 438 ـ 482
16- مستدرک سفینة البحار/300
17- مبدأ أعلی/72
18- مجموعه آثار 804/4
19- خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیس در ایران
20- درسهای اخلاق و معارف /846
21-شناخت اجمالی کلام، فلسفه، عرفان / 45
22- عرفان متعالی /193
23- حسینی طهرانی، محمد حسین (علامه سید)، مهر تابان، یادنامه ی علامه ی طباطبایی/ 432
24- مقدمه ی لوامع فایده ی دوازدهم / 113
25ـ فایل صوتی در سایت دارالصادق موجود است.
26ـ مصاحبه شیخ یاور وکیلی با خبر گزاری فارس.
27ـ عروة الوثقی، بحث نجاسات، مسأله ی 991
28- مدارک مطالب مورد سؤال به ترتيب: 1 تا 6: شرح نهاية الحکمة، داوود صمدی آملی، صفحات: 124؛ 15؛ 110 ـ 111؛ 115؛ 47؛ 86. 7) آداب سالک الی الله، داوود صمدی آملی، 79
29- اجوبة استفتائات (ترجمه ی فارسی ) ص 294 س 1325
30- این گفتگو در تاریخ 1391/8/5 در سایت خبرگزاری فارس ثبت شده است.
31ـ تحقیقی در تصوف و عرفان /322

خواندن 48 دفعه
Top