All for Joomla All for Webmasters

انتساب حدیقة الشیعة به مقدس اردبیلی در بوتۀ نفی و اثبات
حجت الاسلام علی عزیز پوریان بروجردی

چکیده:

از دیر باز سنّت ردیّه نویسی بر منحرفین در میان شاگردان مکتب اهل بیت(ع) به تأسی از آل الله(ع) رواج داشته و در این مقام کتاب‏های فراوانی تألیف شده است که برخی از آنها به صورت مستقل نوشته شده و برخی دیگر به مناسبتی در میان کتابی دیگر جای گرفته است، از جمله عالمان بیدار و بی‏بدیل که انصافا در هر علمی وارد شده است سرآمد اقران و گذشتگان شده است و به اعتراف اعاظم علمای ابرار از اسطوانه‏ های تقوی و مجسّمۀ عدالت یگانۀ عرصۀ فقاهت است، مرحوم علامۀ ربّانی احمد اردبیلی معروف به مقدس اردبیلی(ره) می‏باشد. این عالم جلیل القدر با تألیف کتاب «حدیقةالشیعه» ضربات مهلکی را بر فلسفه و تصوّف وارد ساخت و از آنجا که مبتدعه و منحرفین جوابی بر سخنان مقدس نداشتند با یکدیگر هم صدا شده و به انکار انتساب کتاب به آن عالی مقام(قدس سره) پرداختند به گمان اینکه ساحت ناپاک خود را پاک کنند؛ در این نوشتار به صورت اختصار و با استعانت از قرائن و شواهد بسیار انتساب کتاب به مرحوم مقدس اردبیلی(قدس سره) ثابت شده است.

اشاره:

یکی از خوانندگان نورالصادق(علیه السلام) در مورد فلسفه و مخالفت حوزه‏ های علمیه با آن دچار تردید و سردرگمی شده که سؤالات خود را توسط ایمیل به دارالصادق اصفهان ارسال و درخواست پاسخ کرده است. نورالصادق(علیه السلام) پاسخ سؤالات این عزیز را همراه با متن ایمیل ایشان تقدیم خوانندگان عزیز می‏ نماید.

پاسخ به شبهات (فصلنامه شماره 41-42)

ای مگس، عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست
عــرض خود می بری و زحمت ما می داری

اشاره:

از بحث های مهمِ «معاد»، مسئله «صراط» است. در قرآن آیه ای که به صراحت درباره صراط قیامت باشد، نمی توان یافت، لیکن با ضمیمه احادیث، آیاتی با بحث صراط ارتباط می یابد.
«صراط» در منابع وحیانی معنای روشنی دارد. از ظاهر آنها به دست می آید که صراط پلی بر روی دوزخ است. این مطلب محذور عقلی ندارد تا نیازمند تأویل باشد. لیکن برخی ـ با توجه به مبانی پیش ساخته ـ دست به تأویل آیات زده و بیاناتی مطرح کرده اند که پذیرفتنی نمی باشد.
از سخنان ملاصدرا چنین استفاده می شود که نفس، سیر درونی و تکاملی به سوی خدا دارد. در این حرکت، رذیلت ها زدوده می شود و فضیلت ها در نفس پدید می آید، در این سیر صعودی ـ که در خود نفس رخ می دهد ـ راه، رونده و مسافت یکی است.
به باور ملاصدرا صراط همین حرکت و سیر درونی نفس است که در عالم قیامت به ادارک نفس محسوس می گردد، نه اینکه تحقق خارجی ـ جدای از نفس انسان ـ داشته و پلی برای گذر انسان به سوی بهشت باشد.
در مباحث پیش رو، می خواهیم با طرح ادله وحیانی ـ بدون پیش داوری ـ به تحلیلی صحیح در این باره دست یابیم.

اندیشه ی جبر در فلاسفه و عرفا

اشاره: 

اندیشمند بزرگ معاصر حضرت علامه آیت الله سیدان در پاسخ جبری مسلکان (عرفا و فلاسفه) به تفسیر آیه ی مذکور پرداخته اند و به عنوان اشاره می فرمایند: ما در اینجا نمی خواهیم مسأله جبر و اختیار را به تفصیل بیان کنیم؛ زیرا این مهم و شبهات و اَقوال مختلفِ اطراف آن را در بحثی جداگانه، بررسی کرده ایم. باری، می خواهیم معنای آیه را با ذکر قرائن قرآنی ـ به ویژه در زمینه هدایت ـ روشن سازیم. سپس نظر مرحوم صدرا بیان شود که می گوید: «خداوند بعضی از انسان ها را به گونه ای آفرید که جهنّمی شوند» ...

یعنی خلقتشان چنین است. در ادامه به روایات طینت اشاره داریم و روشن می سازیم که آیا نظر صدرا را تأیید می کنند یا اینکه توجیه معقول خاص خودش را دارند؟

آنگاه به سخن علامه طباطبائی درباره روایاتِ طینت، و این آیه می پردازیم و نظر نهایی اهل فلسفه و عرفان را در زمینه جبر و اختیار می آوریم.

پاسخ به شبهات

ای مگس، عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست           عـرض خود می بری و زحمت ما می داری

((وَ قَضىَ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ ))

آیا مراد قضای تکوینی است؟

«حضرت علامه آیت الله حاج سید جعفر سیدان»

ابن عربی و پیروان او بر اساس اعتقاد به اصل ضد عقلانی وحدت وجود می گویند:

عارف باید همه چیز را عین حقیقت ببیند از این جهت عتاب موسی به هارون برای این بود که «چرا مانع شدی که مردم گوساله را بپرستند و چرا خدا را منحصر کردی در یک چیز» زیرا موسی می دانست که حکم الهی این است که غیر او را عبادت نکنند کما اینکه قرآن می فرماید: ((وَ قَضىَ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ ))(1) و خدا به چیزی حکم نمی کند مگر آنکه آن چیز واقع شود و کلمه ی «قضا» در این آیه را به معنای حکم حتمی تکوینی پنداشته است.

آیا هر چیزی خداست؟

اشاره:

عرفا و فلاسفه می گویند: آنان که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است، درست گفتند، کفرشان از این جهت نیست که چنین گفتند، بلکه کفرشان از این جهت است که خدا را در مسیح منحصر کرده گفتند: خدا مسیح و مسیح همان خدا است، درحالی که نه فقط عیسی خداست، که همه چیز خداست.

آقای حسن زاده ی آملی در ممدالهمم/ 356 می گوید: همه عالم صورت حق است چه غیب چه شهود، نه عیسی فقط.

لذا آقایان معتقدند آیه ی شریفه «لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ الله هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ...» می خواهد بفرماید کفر اینان از باب این است که چرا گفتند فقط عیسی خداست، در حالیکه تمام عالم صورت خداست.

Top