All for Joomla All for Webmasters

پاسخ مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

 به اين شبهه که کتاب «تشويق السالکين»

 تأليف مرحوم مجلسي اول است.

صحت نسبت به مثل عالم جليل، آخوند «ملاّ محمد تقي» (مجلسي اول)، بسيار بعيد، بلکه قطعي البطلان است.

اين رساله مشتمل بر مطالبي است که به اجماع اعاظم علما و محدثين شيعه و اسلام شناسان و متخصصان اصول و مباني مذهب تشيع، مانند فرزند عاليقدر ايشان، نابغه ي بزرگ و مفخر عالم علم و اسلام، علامه مجلسي(ره) آن مطالب، مردود و باطل است؛ از جمله:

1ـ تفسير به رأي «الا ليعبدون»(1) به (أي ليعرفون) است.

2ـ تصديق صحت سلاسل و طرق صوفيه و تجليل از مثل: (ملاي رومي)، (علاء الدوله سمناني)، (بايزيد بسطامي)، (محيي الدين)، (عطّار)، (صوفيه ي نوربخشيّه) و... است که هرکس بخواهد در حدودي از حال آن ها آگاه شود مي تواند به کتبي مثل: «حديقة الشّيعه» مرحوم مقدس اردبيلي(ره)، «خيراتيّه»، «فضايح الصوفيه» و کتاب جديد التأليف «عرفان و تصوف» و کتب ديگر رجوع نمايد.

3ـ تصويب خانقاه و بدعت خرقه پوشي است که پسر بزرگوار آن پدر، در رأس بزرگاني است که با صراحت آن افراد را اهل باطل و گمراه، و اين اعمال را بدعت و ضلالت مي داند.

ويژه ي پاسخ به نامه ي آيت الله سبحاني

 علامه محقق حضرت آيت الله حاج سيد جعفر سيدان

چکيده:

آيت الله سبحاني در تاريخ 1388/4/7 نامه اي به دفتر مرکزي مجله ي نورالصادق فرستادند که در آن ضمن تشويق و تأييد خداپسندانه و مخلصانه ي نويسندگان نورالصادق چند نکته اي را نيز به عنوان نقد آورده بودند براي اين که اين مجله اي که به نظر ايشان عالي است و اهداف مقدسي را دارد از هر نقصي مبرا شود.

از آن زمان تا کنون دانشمندان، فرهيختگان، اساتيد دانشگاه و حوزه در پاسخ نامه مذکور مقالاتي به دفتر مرکزي مجله ي نورالصادق ارائه دادند که نورالصادق به ترتيب آنها را براي اطلاع خوانندگان چاپ مي کند، اين بار نوبت به نوشتار انديشمند بزرگ معاصر علامه ي محقق حضرت آيت الله حاج سيد جعفر سيدان شخصيت برجسته ي حوزه هاي علميه ي شيعه مي رسد که در مورد نقد اصطلاح حکمت در فلسفه که آيت الله سبحاني در نامه ي خود از آن ياد نموده است مي باشد که در اينجا تقديم خوانندگان عزيز و اهل دقت و معرفت مي نماييم.

ویژه ی پاسخ به نامه ی آیت الله سبحانی

استاد کریم زارع (محقق و پژوهشگر)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صل الله علی نبینا محمد و آله الطاهرین

سوالاتی از استاد حضرت آیت الله سبحانی

با تقدیر و تشکر از مسئولین محترم فصلنامه نورالصادق(علیه السلام) به خصوص جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی صافی اصفهانی دامت برکاته به خاطر آشکار نمودن چهره واقعی آن چه که به عنوان فلسفه در کشور مطرح شده و جداسازی حق و باطل در مباحث عقیدتی، که انصافاً موجب تنویر افکار می ‏گردد.

ویژه ی پاسخ به نامه ی آیت الله سبحانی

«پاسخ حجت الاسلام و المسلمین سید عباس روح بخش»

چکیده:

آیت الله سبحانی در تاریخ 1388/4/7 نامه ای به دفتر مرکزی مجله ی نورالصادق فرستادند که در آن ضمن تشویق و تأیید خداپسندانه و مخلصانه ی نویسندگان نورالصادق چند نکته ای را نیز به عنوان نقد آورده بودند برای این که این مجله ای که به نظر ایشان عالی است و اهداف مقدسی را دارد از هر نقصی مبرا شود.
از آن زمان تا کنون دانشمندان، فرهیختگان، اساتید دانشگاه و حوزه در پاسخ نامه مذکور مقالاتی به دفتر مرکزی مجله ی نورالصادق ارائه دادند که نورالصادق به ترتیب آنها را برای اطلاع خوانندگان چاپ می کند، این بار نوبت به نوشتار دانشمند معظم استاد بزرگ حوزه ی علمیه ی مشهد حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید عباس روح بخش رسید که تقدیم خوانندگان عــزیز و اهــل دقــت و حــق طلــب می نماید.

ویژه ی پاسخ به نامه ی آیت الله سبحانی به مجله ی نورالصادق

 امیر حسین ابراهیمی (زبانشناس و محقق و پژوهشگر در فلسفه)

تنقیدی به مطالب استاد جعفر سبحانی

بسم الله الرحمن الرحیم

• جناب استاد سبحانی اشکالشان به مجله ی نورالصادق را چنین طرح کرده اند: ''ظاهرا مطالب مستفاد از مقالات نشریه نورالصادق'' خط بطلان کشیدن به حکمت اسلامی'' است.

• باید بیان کرد که (این باب حکمت اسلامی) مقوله ای است ذات مراتب تشکیک و نیازمند بحث تفصیلی؛ حکمت به مفهوم مصطلح کلمه به مفهوم'' فکرت یا نظام تعقلّی لحاظ شده است و از آن رو که گفته اند «طبیعة القرآن تدعو الی التفکر» حکمت هم اساساً واژه ای است مأخوذ از معارف قرآنی. وحیانی گونه ای تناسب میان حکمت و مطاوی کلی معارف قرآنی در کار است.

واژگان علم، علم يوناني و تمدن در نامه ي دوم آيت الله سبحاني

خلاصه

آنچه در بیت الحکمه بغداد ترجمه شد به هیچ رو یک ضرورت ناخواسته نبود بلکه برنامه‌ایی بود هدفمند پاسخگوی نیاز خلافت بنی‌ عباس به یک ایدئولوژی دولتی در تقابل با آموزه‌های ائمه معصومین(علیهم السلام)از یک سو و ستیز با هنایش زنادقه و شعوبیه از دو دیگر سو. از دیگر سو واردات کالاهای متافیزیکی به جهان اسلامی یک نوبت هتک فلسفه عقلی یونانی در مکاتب گنوستیک‌های اسکندرانی و سوریایی را آزموده بود و نوبت دوم به الاهیات و عرفان نظری توسط ادریّون کلیساهای نسطوری، یعقوبی، ملکانی و مونوفیزیت دگر دیسیده بود. با این اوصاف فلسفه نوافلاطونی مفسوخ در تالّـه دینی به منبع خیال‌پردازی های به اصطلاح حکمای مسلمان مبدل شد و از آن رو که این تالّـه قائل به توحید وجودی، ایده‌ی انسان کامل، نظریه فیض و صدور و امکان خدا شوندگی حکما بی‌نیاز از پیامبران را می‌ پذیرفت بنابراین با آن تربیع اسلامی نیز درمی‌افتاد و این کنایش با پیروزی وحی قرآنی بر عقل یونانی پایان پذیرفت.

Top