All for Joomla All for Webmasters

آیا آیه ی شریفه ی

«وَ تَرَى الجِبَالَ تحْسَبهَا جَامِدَةً وَ هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ الله الَّذِى أَتْقَنَ كلُ َّ شىَ ْءٍ إِنَّهُ خَبِيرُ بِمَا تَفْعَلُونَ»

دلالت بر رقص دارد؟!

اشاره:

فلاسفه و عرفا غالباً از آیات قرآن برداشت هایی می کنند که بر خلاف موازین و معیارهای تفسیری می باشد. گاه مطلب فقط خلاف اصول تفسیر است و با اصول وحیانی و قطعی مکتب منافاتی ندارد در این صورت می توان آن مطلب را در زمره ی خطاهای فراوان آدمی به شمار آورد اما گاهی این تفسیر به رأی ها نه تنها خلاف موازین تفسیر است بلکه با اصول قطعی وحیانی هم مخالفت دارد مانند تفسیر به رأی آقای دینانی در مورد آیه ی 88 سوره ی نمل «وَ تَرَى الجِبَالَ تحْسَبهَا جَامِدَةً ...» که آن را به رقص تفسیر می کند و نتیجه می گیرد که رقص مولوی و صوفیان حرکتی است از نقص به سوی کمال!!

پاسخ به شبهات

پاسخ به اشکالات بیگانگان به پیروان مکتب وحی

اشاره:

بعضی از مبتدیان فلسفه و عرفان التقاطی که برای به دست آوردن نام و نان از هیچ نسبت ناروائی به بزرگان شیعه پروائی ندارند همان ها که وهمیات و خیال بافی های خود و رهبران ضلالت را علم و عقل و برهان می نامند و از رسوائی های آینده ی خود باکی ندارند، اخیراً اشکالاتی را در مورد مطالب کتاب گرانسنگ «فوائد النبویه» تألیف اندیشمند بزرگ معاصر حضرت علامه ی سیدان مطرح کرده اند که پاسخ های متعددی به این غوطه وران در جهل مرکب داده شده است. نورالصادق (علیه السلام) نیز در اینجا به سه مورد از آن اشکالات اشاره و پاسخ آن را این بار از اندیشه ی شکوفانه ی استادی فاضل و گرانمایه و پرتلاش حوزه ی علمیه ی مشهد حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای سید عباس روحبخش مدد می گیرد و تقدیم مخاطبین خود می نماید به امید آن روزی که خودخواهان و جاه طلبان و دنیاطلبان روزگار چاره ای جز اعتراف به واقعیت ها نداشته باشند.

ویژه ی پاسخ به نامه ی آیت الله سبحانی

نامه ی دوم آیت الله سبحانی به فصلنامه ی نورالصادق (علیه السلام)

پاسخ فصلنامه ی نورالصادق(علیه السلام) به نامه ی دوم آیت الله سبحانی

حضور محترم حضرت آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی وفقه الله لمرضاته

با سلام و آرزوی توفیقات روزافزون برای آن جناب

به عرض مبارک می رساند نامه ی دوم حضرتعالی از طریق فاکس آمد، نکاتی به ذهن آمد که باید به عرض شما برسد.

• فرموده اید:این نامه خصوصی بود، بنا نبود که علنی بشود ولی شما علنی کردید که بخش نخست آن را که مقدمه بود چاپ و بخش مهم را حذف کردید و این بر خلاف موازین اسلامی است.

پاسخ به شبهات

تهاجم فرهنگی علیه عاشورا

***

پاسخ به شبهه افکنی های نجفقلی و حداد و من تبع

جناب آقای نجفقلی حبیبی پژوهشگر فلسفه! و رئیس سابق دانشکاه علامه طباطبایی در برنامه تلویزیونی «دیروز، امروز، فردا» در 23 مرداد 1393 با گفتن «شما سالانه برای بعضی چیزها چقدر خرج می کنید؟ در همین ایام عاشورا چقدر پول ها خرج می شود؛ بازده فرهنگی اش چــقدر اســـت؟ سه چـــتهار تا گــریه می کنند و ... »

از عزاداری سیدالشهدا (علیه السلام) انتقاد کرده و بعد از اعتراضات و واکنش مردم و دوستداران مکتب وحی در مصاحبه خود چنین توجیه کرد» چه سودی دارد شخص گریه کند ولی بعد کم فروشی کند و رشوه دهد که قصد اهانت نداشتیم.»

قبل از ایشان [حبیبی] نیز شیعه نمایانی بودند که چنین سمپاشی هایی برضد عاشورا داشتند، جناب سیدهاشم حداد صوفی سلسله شوشتریه گفته بود: آنان که روز عاشورا عزاداری می کنند اهل غفلتند، روز عاشورا باید شادی کرد و جناب محمد حسین طهرانی نیز به شدت این کلام باطل و سخیف را تأیید می کند.
آن روشنفکر معاصر گفته بود که«این عاشورایی که ما مصرفی می کنیم در مسیر تضعیف دین و اسراف و تبذیر است.»

نظر کارشناس بزرگ دین مرجع تقلید شیعه حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی مدظله العالی

در مورد سند حديث «الحقيقه» (1)

سؤال: احتراماً به استحضار مي رساند اينجانب در خلال تحقيقي كه داشتم در كتب مختلف از جمله كتاب الله شناسي، ج3، ص31 به نقل از كتاب جامع الاسرار و منبع الانوار اثر سيد حيدر آملي(ره) در اصل الاول ص 175 تحت شماره 327، و همچنين در كتب مجالس المؤمنين و سفينة النجات و حكمت الهي مرحوم آيت الله الهي قمشه اي(ره) مترجم قرآن مجيد در ص 269 و... به حديثي برخوردم كه ابتدا حديث را از كتاب الله شناسي ج3 س 31 بيان مي كنم.

كُميل بن زياد نخعي از حضرت اميرالمؤمنين پرسيد: مَاالحَقيقَةٌ؟!

قالَ: مالَكَ وَ الحَقيقة؟! قالَ: أوَ لستُ صَاحِبَ سِرِّكَ؟! قالَ: بَلي! وَ لَكِنْ تَرشَحُ عَليكَ مَا يطفَح مِنِّي! قَالَ: أوَ مِثلُكَ يحتِّبُ سَآئِلاً؟! قَالَ: الْحَقيقَةُ كَشفُ سُبحَاتِ الجَلالِ مِنْ غَيرِ إشارَةٍ. قَالَ: زِدني فيهِ بَياناً! قَالَ: مَحوُ الموْهوُم مَعَ صَحوْ المَعلُومِ. قَالَ: زِدني فيهِ بَياناً: قالَ: هَتكَ السِّترِ لغلَبَةِ السّرِّ. قَالَ: زِدني فيهِ بَياناً! قَالَ: جَذْبُ الأَحَدِية بِصِفةِ التَّوْحِيدِ. قَالَ: زدني فيه بَياناً: قَالَ: نُورٌ يشْرَقُ مِنْ صُبْحِ الأَزَلِ، فَتَلوُحُ عَلَي هَياكِلِ التَّوحيد اثَارُهُ. قالَ: زِدني فيهِ بَياناً! قالَ: أطفِ السَّرَاجَ فَقَدْ طَلَعَ الصُّبحُ.(2)

اختلاف فلاسفه و اختلاف فقهاء

از دیدگاه اندیشمند بزرگ معاصر علامه سیدان

سؤال: گفته می شود که اختلاف فلاسفه دلیل بر بطلان روش فلاسفه است در حالی که این اختلاف در فقه هم به وضوح مشخص است و اختلاف فقهاء دلیل بر بطلان روش آن ها نمی باشد، در این مورد چه توضیحی دارید.

جواب:در این مورد عرض می شود که اگر مقصود از روش فلاسفه استفاده ازعقل با تکیه بر اصول روشن عقلانی در جستجوی معارف و مطالب بودن است، چنین روشی هرگز ابطال نمی شود و معتقدیم که هر کس با این روش عقلانی حرکت کند به وحی رسیده و روشی را که گفتیم صحیح است انتخاب خواهد کرد.(1) و استفاده از آن مسائل روشن عقلانی که در پاسخ سوال قبل بعنوان بخش اول نامیده شد لازم، و راه رسیدن به حقایق همان است، و آنچه از اختلاف فلاسفه استفاده می کنیم این است که در مسائلی که در پاسخ قبل با عنوان بخش دوم یاد شد و اختلاف اقوال. و اختلاف شدید در اکثر مسائل مهمّه نشان دهنده آن است که فلاسفه حرکت عقلانی به معنای حقیقی ننموده اند، نه این که نخواسته اند که عقلانی حرکت کنند بلکه نتوانسته اند که حرکت عقلانی داشته باشند.زیرا اگر حرکت عقلانی می بود این چنین اختلاف در مهمترین مسائل درحدّ نفی و اثبات بوجود نمی آمد.

Top